چنان‌ این‌ سینه‌ پر غم گشته دلبر 

که شد با غصه‌ی عالم برابر 

نمی‌داند کسی عمق عذابم 

که کرده این‌چنین سینه کبابم 

به دشت چهره چون ابر بهاری 

شده باران‌خون٬ از دیده جاری 

نمی‌بیند کسی٬ اشک روانم 

ز هجران عزیز مهربانم 

تمام جمعه‌ها٬ چشم انتظارم 

سمات و ندبه گشته کار و بارم 

امیدم هست بینم روی ماهش 

همیشه ‌هست چشمانم‌ به ‌راهش 

دلم پر می‌زند٬ بهر کلامش 

جهان٬ محو بلندای مقامش 

عزیز آسمان‌ها و زمین است 

برای مسلمین٬ حبل‌المتین است 

نماد قدرت یزدان پاک است 

همه هستی٬ بدون ‌او هلاک است 

برای دیدن روی گل یاس 

شده‌ حامی ‌تمامی ‌شور و احساس 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
همه هستی بدون او هلاک است... خیلی هم عالی استاد حسنی
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
به به.واقعا من که از شعرهای شما لذت میبرم جناب حامی
n_rohani
n_rohani
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
به به استاد لذت داره شعر شما رو خوندن
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
سلام. بسیار زیبا استاد،واقعا لذت غیر قابل وصفی داره خوندن اشعار زیبای شما :) انشاءالله سلامت باشید همیشه :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
سلام. بسیار زیبا استاد،واقعا لذت غیر قابل وصفی داره خوندن اشعار زیبای شما :) انشاءالله سلامت باشید همیشه :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
فوق العاده بود آقای حسنی بزرگوار! ان شاءالله صاحب الامر، به خاطر سرودن این ابیات زیبا، عنایتی به شما داشته باشن!
ali-y
ali-y
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
سلام بر استاد عزیز. (تمام جمعه‌ها٬ چشم انتظارم/ سمات و ندبه گشته کار و بارم ) خوشا بحالتون . برای ما هم دعا کنین ...
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨