گلوله باران سیاستمداران جهان / شعر

گلوله باران سیاستمداران جهان / شعر

نویسنده : نازنین یوسفی

کاش فردا از خواب بیدار شویم 

و سیاستمداران جهان را ببینیم

که بر روی مرزهای زمینی به صف ایستاده‌اند

و در حالی که از خاک کاخ‌های‌شان تفنگ می‌روید

فریاد می‌زنند : 

ما را گلوله باران کنید 

ما را گلوله باران کنید

و کودکان با سلاح، شلغم و هویج

به آن‌ها شلیک کنند 

کاش فردا از خواب بیدار شویم

و دختران قالی باف را ببینیم 

که مرزها را بهم کوک می‌زنند 

و همه آنچنان زلال باشیم که از شنیدن پیروزی کوچ لک‌لک‌ها 

به یکدیگر

کیک شکلاتی و سیب تعارف کنیم

و با پرتاب موشک‌های کاغذی به حیاط همسایه بگوییم :

- قرار امروز، در میدان زندگی

می‌خواهیم برای گربه‌ها و کلاغ‌ها و کرم‌های خاکی

شعر بخوانیم 

کاش فردا سیاستمداران را ببینیم

که در جوی‌های مملو از سکه 

فقر می‌شمارند و باور نمی‌کنند

که دیگر ما

با بوسه 

داد و ستد می‌کنیم 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
لذت بردم از شعرتون؛ محتوای خوبی داشت. مرسی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
آخرش خیلی خوب بود و امیدوارم چنین روزی برسه... :)
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
به به سنگین بود لذت بردیم
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
خیلی خوب بود:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
((کاش فردا از خواب بیدار شویم و دختران قالی باف را ببینیم که مرزها را بهم کوک می‌زنند )) ازین خیلی خیلی خوشم اومد
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات