وارونگی...
#داستان_عاشقانه #عشق_له_شده #میس_کال

وارونگی...

نویسنده : banu69

تو یک سال بعد از آخرین روزی که با هم بودیم دلتنگم شده‌ای و هوایم افتاده به سرت. توی آن روزها در حالی که سرت راکچل کرده‌ای از سربازی معاف شدی و به سفارش برادر بزرگترت پیش آقای مشتاقی مشغول کاری. این‌که فکر می‌کنی دختری را که چهار سال عاشقت بود و دوست داشتنش را لگدکوب کردی، هنوز دوست داری و او هم دوستت دارد و حالا می‌توانی از عهده زندگی‌تان بر بیایی. فکر می‌کنی دختر ساده هنوز هم با عشق و با شرح مفصل جواب پیام‌هایت را می‌دهد. گوشی‌ات را برمی‌داری و می‌نویسی:

۱۷:۱۱ from 0919......91

سلام. حالتون خوبه؟ ببخشید مزاحم‌ شدم. بین این چهار تا منبع ارشد ضریب کدومشون بیشتره؟

۱۸:۳۳ from 0919......91

بعد دانشگاهتون چطوریه؟ از نظر علمی، از نظر استادا، از نظر وضع دانشجوها؟ بچه می‌گفتن مذهبیه تقریبا، واقعا اینطوریه؟

۱۹:۰۴ from 0919......91

پیامام میرسه؟ منم مثل شما هر پیام رو ‌سه بار فرستادم تا مطمئن شم رسیده

۱۹:۲۶ from 0919......91

نیستین؟ چرا جواب نمیدین

۱۹:۴۳ miss call from 0919......91

۱۹:۴۶ 3 miss calls from 0919......91

۲۰:۱۴ from 0919......91

چرا جواب نمی‌دی؟ دلم برات تنگ شده. اون موقع که خودت می‌دونستی اوضاعم رو. اون اتفاق وحشتناک هم که بدبختی روی بدبختی بود. خودمو و خونوادمو داغون کرد. من تازه خودمو پیدا کردم...

۲۰:۲۰ miss call from 0919......91

 تو هنوز هم منتظر پیام من هستی و نمی‌دانی هیچ‌کسی آن‌ور خط نیست. کاش یک نفر گوشی‌ام را جواب می‌داد و می‌گفت دخترک بیچاره برای همیشه رفته.

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_rs
m_rs
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
خيلی خوب بود..!!
p_rahimii
p_rahimii
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
آخییییییییی :(((((
محمد
محمد
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
ای که دستت میرسد کاری بکن ...
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
کجا رفته؟ البته حق داشته وقتی بعد یه مدت طولانی انتظار تمام احساسش لگدکوب بشه
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
مرده .....رفته اون دنیا :(
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٤/٠٨
٠
٠
خدا رحمتش کنه
Golbarg_K
Golbarg_K
٩٥/٠٤/٠٦
٠
٠
هعی...
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠