رنگ عید؛ شاید من نمی‌بینم...

رنگ عید؛ شاید من نمی‌بینم...

نویسنده : kianaz

این روزها دلم بد هوای امام‌زاده صالح را کرده است! سرم شلوغ است، آن‌قدر شلوغ که بعد از سه ماه توانستم شروع به نوشتن کنم.

این روزها همه مشغله‌ای دارند! بعضی اوقات... بعضی اوقات آنقدر سرمان شلوغ است که می‌گذریم. ساده و بی هیچ نگاهی می‌گذریم. از کنار کسانی که حتی نمی‌دانیم دردشان چیست. حرف‌شان چیست و زندگی‌شان چیست.

این روزها نگاه بچه گدای خیابان ولیعصر بیشتر رنگ مهربانی دارد تا خیر مسجد. این روزها بیشترمان تظاهر می‌کنیم به خوب بودن، به بیخیال بودن.

اما نمی‌دانیم... نمی‌دانیم که بد رنگ عوض کرده‌ایم، نمی‌دانم انسان‌ها عوض شدند یا دنیا آن‌ها را عوضی کرد. این روزها حس مرگ می‌دهد.

نزدیک عید است اما رنگ شادی و شور عید را در مردم نمی‌جویم. نمی‌دانم شاید من نمی‌بینم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
تبریک بابت دوباره نوشتن. سر همه شلوغه بانو، بستگی داره که به نوشتن چطور نگاه کنیم. البته من وارد بحث نوشته تون نشدم که حرف بسیاره. بازم بنویسید.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
تا بوده چنین بوده، تا باد چنین بادا! یعنی ما همیشه این حرفها رو می زنیم اما راهش این نیست شاید... باید از سر خلوت کردن خودمون شروع کنیم :)
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
اگه میخوایم جامعه درست بشه نیاز به یک تغییر هست.این تغییر اما ایجاد نمیشه مگر اینکه خودمون بخوایم.باید از خودمون شروع کنیم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
من چندین ساله که عید برام رنگ و بوی خاصی نداره؛ شور و حالی نیست. ولی از درون یه حسی دارم همیشه آخر اسفند. حس دل گرفتن. چندسالیه که عیدنوروز دلم می گیره
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٣/١١
٠
٠
عجب
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

برخیز و بگو زنده ای!

٩٥/١١/٠٢
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
مرزهای محرومیت را پاک کنید

پیرمراد پسر ایران

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات