نمی‌دانم تو هم تجربه‌اش کرده‌ای یانه؟! از یک دوست، حالش را بپرسی، حالا به هر شکل، برایش نامه بفرستی، به او پیامک بزنی یا برایش متنی را ایمیل کنی یا اصلا در یکی از شبکه‌های اجتماعی پیامی بدهی. بعدش مسلما منتظر جواب خواهی ماند، یک ساعت، یک روز، یک ماه ،یک سال...

ابتدا با شوق منتظر باشی، کمی که گذشت با امید کمتر ولی همچنان انتظار بکشی. بعدترها به آرامی هم آن پیام را فراموش کنی و هم آن دوست را. دیگر نه یک دوست بلکه یک غریبه برایت باشد. 

و ناگهان.... بعد یک سال جوابی از او دریافت کنی.

جای من باشی چه کار می‌کنی؟ از او خواهی پرسید که این همه مدت کجا بوده؟ چه می‌کرده؟ چرا جوابی نمی‌داده؟ از او می‌پرسی؟ یا مثل من می‌ترسی از دوباره انتظار کشیدن، می‌ترسی که معلوم نیست این بار جوابت را می‌دهد یا نه؟! از این‌که معلوم نیست این بار چقدر باید صبر کنی؟! می‌ترسی؟ تو با این غریبه چه می‌کنی؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
کسی که یک سال بعد غریبه شده بذارید غریبه بمونه...البته بستگی داره این یک سال چه مشکلی داشته
s_ehsan
s_ehsan
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
ممنون،لطف کردید زمان گذاشتید...
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
به به.قشنگ بود.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
کسی که بعد از یک سال جوابتون رو میده، یعنی هنوز غریبۀ غریبه نشده، یعنی همین که بعد از کلی وقت یاِد شما کرده، جای شکر داره؛ ولی از نظر من اینکه کجا بودی و چه می کردی و چرا جواب ندادی و... اضافیه. اگه اینطوره؛ بذارین آخرین پیام از جانب غریبه باشه.
s_ehsan
s_ehsan
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
ممنون،لطف کردید که نظرتون رو کامل گفتید ،خیلی بهم کمک میکنه نظرات شما...
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
خواهش می کنم؛ وظیفس. موفق باشین!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
یادم تو را فراموش

خنده هایش آغاز ماجرا بود

٩٦/٠١/٣٠
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

به نام عشق

٩٦/٠١/٣١
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
از والیبالیستی تا خوابیدن با چشم های باز

معلم ها در گذر زمان

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات