شده ابری‌ هـوای‌ سینه من

بُوَد تار و کــــــدر آئینـــه‌ی من 

به پیشِ تاولِ دستـــانِ مَردم 

ریــا کاری بُوَد این پینه‌ی من 

چو حامی ‌گشته‌ام ‌پُر غصه‌ و آه 

چو بی دلدار بود آدینه‌ی من 

زِ طاعت ‌بوده‌ام ‌غافل‌ همیشه 

سیه گشته دلِ پُر کینه‌ی‌ من 

نشــــــــانم دِه خدا راهی برای

غرور، این عادتِ دیرینه‌ی من 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
z-dadras
z-dadras
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
قشنگ بود:)ممنون:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
لذت بردیم استاد:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
بیت اخر شاه بیت بود استاد:)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٤
٠
٠
خدا حامیِ عزیز رو حفظ کنه! مدتی نیستید حضرت آقا!
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
بازم مثل شعر های قبلی زیبا و پر معنی.خیلی متشکر
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
من میخوام شعر بگم ولی یاد نداااااارم !خوش به حالتون مچکر مچکر مچکر
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
استاد ارادت داریم. یک مدتی هست کلن شعرهاتون غمگینانه شده
elnazi
elnazi
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
زیبابود:) ممنون!
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١