سهم ما از زندگی تنها عذابی بود و بس 

قسمت‌ ما روز و شب٬ حال ‌خرابی ‌بود و بس 

رنگ رخساره نشان رازهای‌ سینه نیست 

صورت سرخ‌ همه پشت ‌نقابی ‌بود و بس 

درد مردم٬ دوستان٬ دیگر امانم را برید 

جای آرامش‌ دل‌ پر اضطرابی بود و بس 

هر کسی ‌را هر کجا دیدم‌ دلش ‌پر درد بود 

کاش ما را ٬ غیر دنیا٬ انتخابی بود و بس

 شادمانی مرده در دل‌های‌مردم٬ ای‌دریغ 

همچنان فصل‌خزان٬ ما را شبابی بود و بس 

مردمان‌ هر یک‌ به ‌نوعی ‌غمزده٬ پر مشکلات 

خانه‌ها جای‌ سراسر التهابی بود و بس 

گشته‌ کشتار و جنایت ‌عادت یک‌ عده‌ای 

بهرشان دنیا فقط یک منجلابی بود و بس 

سینه ‌پر رنگ‌ و ریا٬ دستان‌ سراسر غرق‌ خون 

کاش ما را در جهان کار ثوابی بود و بس 

مرگ‌ شیرین‌تر بود از زندگی ‌بی‌ عاطفه

در جهان٬ ما را نیاز استجابی بود و بس

کاش تا آید نفس٬ روشن ‌شود چشم همه 

بهر ما کافی٬ ظهور آفتابی بود و بس

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
سلام بر جناب آقای حسنی بزرگوار؛ محتوای شعر شما این بار هم با وجود غمی که درونش نهفته بود، عالی بود و زیبا هم سروده شده، علی الخصوص بیت آخر که اختتامیۀ اون با ظهور آفتاب تموم شد. ان شاءالله که همینگونه بشه! ممنون از شما و اینکه سلامت باشید و بسرایید!
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
سلام اقای حسنی:) شعرتون خیییلی قشنگ و وزین بود ممنون لذت بردم سلامت باشید:)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
یعنی تا ظهور اون آفتاب زنده ایم همه ؟ مچکر مچکر مچکر
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
خیلی هم عالی.ان شاءالله که ظهور آفتاب خیلی نزدیکه.متشکر
n_yusefi
n_yusefi
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
صورت سرخ همه پشت نقابی بود و بس...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز :) بسیار زیبا :) انشاءالله سعادت داشته باشم که همیشه بخونم اشعار زیبا و آموزنده ی شما رو. سلامت باشید
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز :) بسیار زیبا :) انشاءالله سعادت داشته باشم که همیشه بخونم اشعار زیبا و آموزنده ی شما رو. سلامت باشید
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
باز هم یک شعر ناب دیگه. تبریک میگم به خاطر این ذوق شعر خیلی توانمندی که دارید. ان شاءالله که هر روز بهتر از دیروز شعر بگید :)
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١