کمک من کمکت می‌کند؟

کمک من کمکت می‌کند؟

نویسنده : z-taghipour

پشت صندلی‌های ایستگاه خانمی ایستاده بود . دو تا کیسه پلاستیکی کنارش بود. به آدم‌های اطراف ایستگاه نگاه می‌کرد. اتوبوس تازه رفته بود و حالا حالاها هم نمی‌آمد. یک مقدار پول نگه داشته بودم تا بیاندازم توی صندوق صدقات. پول را داخل صندوق کنار ایستگاه انداختم و رفتم کنار ایستگاه ایستادم. حوصله‌ام سر رفته بود، مجله را از توی کیفم در آوردم تا قسمت بیست و پنجم داستان «مهمان داریم» را بخونم. وسط‌های داستان بودم که دیدم همان خانم دو تا کیسه پلاستیکی را نزدیک من گذاشت.

به روی خودم نیاوردم و دنباله داستان را از سرگرفتم. چند لحظه گذشت؛ با صدای بلند به نحوی که من بشنوم گفت: مردم از کجا می‌دونند که این پول به نیازمندان میرسه؟ این پلاستیک‌ها رو نگاه کن من این‌ها رو باید به بچه‌هام بدم؟

به پلاستیک‌ها نگاه کردم، داخل یکی رب بود و یک بطری روغن و داخل پلاستیک دیگر هم تخم مرغ‌هایی بود که اکثرا شکسته بودند و سفیده و زرده‌هایش داخل پلاستیک ریخته بود. یک دفترچه هم از توی کیفش بیرون آورد و گفت بچه‌اش باید عمل بشود ولی نه کمیته امداد و نه هیچ جای دیگری هم بهش رسیدگی نشده.

دستم را توی جیبم کردم و قدری از پولم را که برام مانده بود بهش دادم، همان لحظه اتوبوس آمد و من رفتم ولی هنوز به این موضوع فکر می‌کنم. به این که من چه وظیفه‌ای دارم؟  

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
زمونه جوری شده که آدم نمیدونه دیگه به کی باید کمک کنه....
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
درسته. دوست دارم بدونم که در این موارد باید چطور برخورد کنم...ممنون که نظر دادید:)
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
ی گزارش در این زمینه و تکدی گری تو همین جیم خودمون انجام دادن، رجوع کنین بهش :)
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
ممنون :))
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
موسسه های خیریه ی زیادی هستن که کمک میکنن.به نظر من توی ایران یک فرد حداقل خیلی راحت میتونه از گشنگی نمیره و خورد و خوراک یک خانواده رو از طریق موسسات خیریه تامین کنه.با کار کردن هم میتونه بقیه ی مخارجش رو تامین کنه.
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
این خانم می گفت که هیچ کمکی بهش نشده و منم چون اطلاعاتی در این باره نداشتم نمیدونستم چی بگم... اگر موسسه ها کمک می کنند پس چرا هنوز چنین افرادی هستند؟
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
من هم برام جای سواله.اما خب من میتونم قطع به یقین بگم که اگر فردی محتاج باشه حداقل حداقل از نظر خوراک و پوشاک میتونه از طریق موسسات نیاز هاش رو برطرف کنه.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
به نظر من مخاطب این ماجرا وظیفه خودش را انجام داده ونیازی به سخت گیری در این قبیل موارد نیست
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
ممنون از نظرتون :)
دکتر منتی
دکتر منتی
٩٤/١١/٢٨
٠
٠
میدونین انقدر طرفند های تکدی گری پیچیده شده که خدا میدونه :) البته توی خیابون های تهران که مادرم تعریف میکرد زورگیری میکنن به نوعی گدا های الان =)) یعنی میان جلوتونو میگیرن و میگن برامون یه ساندویچ بخر (پولشو بده یعنی) و تا ندی ولت نمیکنن =)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٩
٠
٠
خدا عالمه؛ چی بگم؟ شما نیتتون خوب و درست بوده، اما خودم شخصاً حس خوبی به اینجور افراد ندارم. احساس می کنم... می دونید، حسم اینه که آدم محتاج، آبرو داره، و به این سبک عمل نمی کنه! بازم خدا عالمه.
z-taghipour
z-taghipour
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
چون حس من بهم چیزی نمیگه به حساب این که واقعا از سر نیاز دارن گدایی می کنند کمک می کنم...ممنون که نظر دادید :).
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠