کمی ما را به حال خود رها کن! / شعر

کمی ما را به حال خود رها کن! / شعر

نویسنده : A_Emadi

گره از مشکلات ما تو وا کن

کمی ما را به حال خود رها کن

نباشی در برم راحت ترم من

به این نحوه تو لطفی هم به ما کن

شما این‌جا که بودی لحظه‌ای ما

نکردیم ترکتان. اما شما کن

من از مهر و محبت خسته گشتم

مرا رگبار فحش و ناسزا کن

من از بیگانگان نالم نه از تو

که با من هر چه خواهی آشنا کن

و حتی کن خیانت هر چه خواهی

کمی لذت ببر قدری صفا کن

و یا همچون فداکاران عاشق

تو با دل کندنت خود را فدا کن

و مس مس کردنت مس کرده ما را

تو با دل کندنت ما را طلا کن

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
چقد با حال! قشنگ بود. یعنی میشه من یه بار به وزن گیر ندم؟ نمیشه که!// فقط یه مقدار وزنش!همین. خیلی عالی ود.
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
ممنونم....شما گیرتم شیرینه ...مرسی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
ممنون از شعر خوبتون .... خوبیش این بود که یکم توش امید بود
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
نظر لطفته...
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
آفرین شعر قشنگی بود. شاعرش؟
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
ممنون...بنده حقیر
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٢/١٧
٠
٠
جالب بود.موفق باشید :)
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
متشکرم...
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
شعرخودتونه ؟ مس و طلا همش تو این شعرا میاد :) مچکر مچکر مچکر
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
بله...لطف دارید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
شعرات عالیه. اصلا اسمت که میاد رو سایت می فهمم امروز یه شعر خیلی خوب واسه خوندن هست
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
واقعا اگه اینطوره که نمی دونم چی بگم...فداتون
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
من بی تعارف حرف می زنم. اگه اصلا از شعر خوشم نیاد براش کامنت نمی ذارم. وقتی هم خیلی خوشم بیاد این طوری بروز میدم
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
خیلی زیبا بود-با آرزوی موفقیت بیش از این
A_Emadi
A_Emadi
٩٤/١٢/١٨
٠
٠
ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤