ای جنگ 

ای خونین‌ترین آشوب آدم‌ها

این قصد جان فرسا برای چیست اینگونه؟

که از ازل بویت چنین آغشته‌ی مرگ است

ای جنگ

ای سرخاب صلح پرچم آزادی انسان

این تانک‌ها 

این تیرها

این موشکان نفرت انگیزت

این کودکان مرده در ترس غم انگیزت

این دشت‌ها

این خشم‌ها

این نعش‌های بی سحر خیزت

این شاهد افسرده‌ی خاک شب آویزت

این آتش سرد و عظیم شعله انگیزت

این قصد جان فرسا عذاب چیست اینگونه؟

آن ماشه که در دست تو آغشته خون است

در قلب آن مادر نشان از چیست اینگونه؟

ای جنگ 

ای اژدی دهاک ظلم بی‌پایان

جام دلت نوشان ز بغض کیست اینگونه؟

در دفتر تاریخ چوبت بی صدا بوده

پس خون خشکیده به لب‌هایت برای چیست اینگونه؟

ای جنگ 

ای شاه سیاهی، ای جنین دیو

ای فتنه در شام فواحش، آتش تائیس

ای جنگ، ای فصل ملال انگیز

اشک نگاه عاشقان از جام تو لبریز 

بس کن که آه کهکشان خسته ست از این پاییز...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات