گاهی به تو حسادت می‌کنم.

دلم می‌خواهد جای تو باشم. آنقدر حسودی می‌کنم که لجم را درمی‌آوری.

دوست دارم جای تو باشم تا کنار این همه مجنونی‌هایم، کمی لیلی باشم.

دوست دارم جای تو باشم بانو تا آخر هر شب، برای بی‌قراری‌هایم آغوش شوم.

دوست دارم جای تو باشم کمی، تا جای خالی‌ات را کمی پر کنم. جای تو باشم تا کمی ناز کنم که نازدانه‌ام خالی از شور و نشاط دخترانه‌ات نباشد. آن‌قدر جابه‌جا شوم تا میان این همه فاصله، جایی، گوشه کناری، خلوتی، زیرآسمانی درگیر تو شوم.

زیباروی من، روی من با تو رنگ می‌گیرد، با تو سر به آسمان می‌گیرد. آنقدر عاشقم کرده‌ای که شاید زبانی از سر عشق، مشق کنم تا تنها تو بخوانی.

سیاه چشم من، هر چشم تو شهری است آباد که من درکوچه‌هایش مدت‌هاست می‌گردم و هر بار راه خانه را گم می‌کنم. شهری است که نم خاکش، نسیم چمنزارش که می‌پیچد میان موی سیاهت، همه و همه عطر عشق می‌دهد.

می‌خواهم جای تو باشم تا پنجره‌های آسمان را با این عشق آسمانی آشنا کنم. آن‌قدر نگاهت کنم تا ستاره‌ها برای‌مان شعر شب بخوانند. تو آرام بخوابی تا خیال شهر بخوابد. آرام بخوابی تا من با بوسه‌ای، دامان شب را از دلتنگی‌هایت کوتاه کنم.

عزیز من، پیراهن خورشید را برایت آورده‌ام تا به شب‌های من که آمدی، روی ماهت را درآسمانم بگذارم.

حرفم را پس می‌گیرم بانو. من به خودم حسادت می‌کنم. به خودم حسادت می‌کنم که چون تویی دارم که مجنونی مثل من داری! چون تویی که هرباره به من می‌رسی، با نگاهت، فرط خستگی را از شانه‌هایم می‌تکانی.

عزیز من، کمی خستگی دارم برای رفتن از شهر نگاهت. خودت می‌دانی که نیازمندم به صدایت تا برایم ترانه شود. به مویت تا ادامه شب را پاس کنم.

نیازمندم بانو که بیشتر از دیروز عاشق تو باشم و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
:) خوب بود؛ ولی من مطالب قبلی رو همی بیشتر دوست می داشتم
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
این خوب بود؛ ولی از بد بود خیلی بدتره! حداقل من ای طوریم!
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
لطف دارین :)
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
اون دو خطی که با سیاه چشم من شروع میشه فوق العاده است. فقط من یک احساسی دارم که باید بگم:وقتی که شما اواخر متن میگید که حرفم را پس میگیرم یک احساس به من القا شد.نمیدونم که خواننده های دیگه هم چنین حسی رو دارن یا فقط من چنین حسی رو دارم و اون هم اینکه فکر کردم تکلیف شما با خودتون از اول تا آخر این متن روشن نبوده.یعنی میخواستید یک متن زیبا بنویسید و شروع کردید ولی اواخر متن پشیمون شدید و برای خالی نبودن عرضه به اضافه ی متن قبلی موضوع جدیدی که توی ذهنتون شکل گرفته رو به تصویر گشدیدید. خیلی متشکر
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
به منم ی حسی القا شد :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
١
٠
چالش این مطلب دقیقا همینجاست، نویسنده تصمیم میگیره دروصف یار بنویسه و وقتی شروع به توصیفات میکنه تازه متوجه میشه این یار، خیلی زیباتر ازاون چیزی بوده که تا قبل از نوشتن تصور داشته و به خاطر غافلگیرشدن خودش، خط روایت روتغییر میده و ضربه آخرم که توی سطر آخر زده شده // ممنونم از دیدگاه و وقتی که گذاشتین :))
zakhar
zakhar
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
:))
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
نیازمندم بانو که بیشتر از دیروز عاشق تو باشم و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی!...قشنگ بود رضا جان:)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
فدای تو محسن جان :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
داداش حسادت نکن خوب :|
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
:|
سمیرام
سمیرام
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
دلنشین بود ...
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
لطف دارین :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٧
١
٠
"نیازمندم بانو که بیشتر از دیروز عاشق تو باشم و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی!" چون اینجوری تموم شد خیلی دوس نداشتم مطلبو؛ چون نوشتید :و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی!! امیدوارم هر روز بهتر بنویسید :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
١
٠
اتفاقا ازنظر خودم حدبالای این مطلب همین سطر آخره // "و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی!" // یعنی هرباره، روز بعد، بیشتراز امروز دوستم داشته باشی :) // ممنونم از شما :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
و تو کمتر از فردا دوستم داشته باشی یعنی هرروز بیشتر از دیروز دوستم داشته باشی ؟؟ ، نوشتین کمتر از فردا ک!! من برعکس برداشت کردم که :))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
خب صحبته الانه. کمتراز فردا، یعنی فردا بیشتر از امروز دیگه :)) میشه مشابه سری فیبوناچی :)
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
اره حق باشماست. بچه ها توجیهم کردن خخخخ ببخشید. من خوب نخوندم :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
آقا اینا بد آموزی داره! الان من دلم خواست عاشق بشم!!! خخخخ. به یک فنجان کتاب داغ مهمون کنی بهتره ها دادا:)، رضا مثل تمام دلنوشته هات حرف نداشت :)
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
بابا مگه عشق بد آموزیه؟از راهش عاشق بشو خیلی هم خوب آموزی داره!اینایی که مینویسن توی سایت جیم همه از راه و اصولیه.
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
شوما که عاشق هستی // این روزا آب معدنی میخورن ملت؛ قربون تو برم صالح جان :)))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤