گیس و گیس‌کشی!

گیس و گیس‌کشی!

نویسنده : میرزا

سر کلاس فیلم‌نامه‌نویسی، یکی از هنرجوهای دختر، موضوعی را دستمایه تکلیفِ هفتگی خود قرار داده بود که بلبشویی در کلاس به پا کرد و هرکس از گوشه و کنار مجلس، اِن قُلتی وارد می‌کرد و من هم نظاره‌گر مباحثه هنرجویان بودم.

موضوع و تم اصلی‌اش از این قرار بود که: «دخترک دانشجویی از ترم اول دانشکده، پسری را زیر نظر می‌گیرد که بسیار سرسنگین و سر به زیر است...» و به قول دخترهای هم‌سن و سال «از اون بچه مثبتای توپ!» که بزرگترین خلافش چای خوردن و آدامس جویدن است. «...خیلی‌خیلی دل‌بسته او شده و نیت می‌کند که از او خواستگاری کند.»

جر و بحثی دیدنی و شنیدنی‌ در بین هنرجویانِ دختر و پسر شروع شد که به مرور کار به قیل و قال و گیس و گیس‌کشی رسید و صدا به طرز وحشتناکی رو به بالا می‌رفت! نیاز بود که آتش‌نشانیِ مجازی در این مرحله وارد عمل شود و قطره‌ای آب بچکاند روی آتشِ خشم بعضی از مباحثه‌کنندگان!

من که کلاس را از دست رفته احساس کردم، محکم به دیوار کلاس کوبیدم! طبیعتاً و قاعدتاً باید روی میز می‌کوبیدم، اما از آن‌جایی که میزی را رو در روی مشتم ندیدم، دیوار را نشانه گرفتم و همین کوبیدن به دیوار سبب شد تا مقدارِ چشم‌گیری از شلوغ کردن‌های بی‌جا، در کمی فراتر از نطفه خفه شود.

بدون هیچ شبهه‌ای، دلیل و مدرک از شواهد تاریخی و مذهبی، همیشه در بسیاری از موارد مشکل گشاست (البته باید مایه‌اش در وجودِ سامع مستقر باشد)، با ایرادِ دو شاهد مثال، ختم غائله کرده و از قیافه برخی از هنرجویان می‌شد تشخیص داد که مثمر ثمر واقع شده؛ هنوز در لابلای عرائض اما، ته‌مانده‌ای از قیل و قال‌ وجود داشت.

از لحاظ اعتقادی و مذهبی، در هیچ آیه و روایتی نیامده که حتماً پسر باید از دختر خواستگاری کند و مثالِ حضرت خدیجه‌(س) و دختر حضرت شعیب(ع) را چاشنیِ کار کردم؛ و این‌که در واقع این شیوه نیکو، به بهانه این‌که امکان دارد بعد از ازدواج، پسر، دختر را مورد سرزنش قرار داده که بله «خودت و مادرت یا پدرت التماس کردین که با تو ازدواج کنم!» به دست فراموشی سپرده شده است.

ضربه نهایی موقعی بود که گفتم: «در فرهنگ دینی حتی یک جورایی خواستگاری به دختر سپرده شده و این نکته در زیر و بمِ خطبه عقد نهفته است. آن‌جا که عاقد از دختر می‌پرسد: «آیا بنده وکیلم شما را به عقد دائم فلانی در بیاورم؟» یعنی آیا من به نمایندگی شما، می‌توانم پسر را خواستگاری کنم؛ که با این شلیکِ نهایی، ته‌مانده‌های قیل و قال هم بدل شد به سکوتِ مطلق.

و به این ترتیب بود که نگذاشتم ریتمِ عادیِ کلاس، بدل به میدان جنگِ حق علیه حق شود؛ بماند که امروز خیلی‌ها جوگیرِ «فاطماگل» و «کریم» و «ساواش» و «یاسمین» و «کوزی» و «جمره» و «لطیفه» و «عمر» و «گوزل» و قس‌علی‌هذا شده، و همان جلسات خواستگاریِ مرسومِ معمولی را هم جهت خالی نبودن عریضه انجام می‌دهند. باشد که همه چیز به مرور نرمال شود! 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
واقعا این موضوع اینقدر بحث برانگیز بوده!!!!؟؟؟؟ مرسی از نوشته ادبی و زیباتون استاد:)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
دیگه شده کل کل آقا مجتبی؛ مثل موقعی که میگن: «آشپزخونه رو دریاب، تو رو چه به رانندگی!» شده مثلِ استقلال و پیروزی؛ پیروزی رو دوم اوردم که یعنی پیروزی همیشه ازآن ماست، مشرف :-)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
راستی آقا مجتبی شما که دست اندرکارِ رادیو پاتوق هستی، یه نرم افزار خوب برا ضیط صدا معرفی کن؛ البته آقای خورسندی معرفی کردن، می خوام نظر شما رو هم بدونم.
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
استاد من نرم افزار گوشی اندرویدی دارم که اونم خود علیرضا بهم معرفی کرده. علیرضا خورسندی مدیر بخش فنی رادیو هست:))
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
متشکرم آقا مجتبی :-)
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
ماشاالله همه سریال های ترکی رو هم می بینید که استاد:)) طبق عرایض خودتون در مورد خطبه عقد باید توجه داشته باشیم همون جا هم دختر مستقیما خواستگاری نمیکنه و عاقد واسطه این پرسش هستش و این بر میگرده به همون حجب و حیایی که در سریال های نامبرده نیست و در جامعه ما در حال کمرنگ شدنه.اقتدارتون پابرجا
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
حتما که نباید دید خواهرم :-) کافیه یه دونه قوم و خویش ناب در این زمینه داشته باشی که حتی شغلش شده دیدن فیلم ترکی! من فقط یه زمانی، اونم بسته به علاقه ای که به گونۀ تاریخی دارم، سلطان سلیمان رو می دیدم که اونم تا رسید به 100 دیگه حالشو نداشتم... فرمایشاتتون در مورد صیغۀ عقد کاملاً متین و نظر بنده هم همینه. مهرتان افزون!
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
حالا جدا از بحث اصلی اگر من چنین شخصی رو ببینم که اینجور داستان های زرد رو میخواد بنویسه یه سطل ماست روی صورتش خالی میکنم(نیشخند).یه کم راهنمایی شون کنید جناب میرزا.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
حالا چرا ماست حسین جان؟ تازه این یه چشمه ش بود حسین آقا :-)
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
البته اگر شما ماست دوست ندارید روغن سوخته هم گزینه ی روی میز منه!فقط از ریختن آب معذورم که بعد از چند دقیقه خشک میشه.(نیشخند)متاسفانه بازار داستان های زرد هم که داغ داغه.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
:-) ممنون حسین جان؛ برای اولِ کار و دنده یک بدک نیست. به عبارتی برای شروع از هر جایی باشه اشکالی نیست، بعداً خودشون متوجه میشن.
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
بله صد در صد فرمایشتون درسته.مطمئنا شاگردهای شما نویسنده های خوبی میشن.سربلند باشید.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
ان شاءالله! خیلی سپاسگزارم حسین جان، برات آرزوی موفقیت دارم.
حوا
حوا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
جالب بود، از قلم زیبا و مفهوم مطلبتون استفاده کردم! خب بالاخره هر کسی قد پیمونش از نوشته ای یا واقعه ای برداشت می کنه!
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
جالب خوندین بانو؛ محبت دارین. دقیقاً همینطوره، چیزی که هست، ظرفیت ها متفاوته و به تبعش تفکر متفاوت که بر گرفته از دانش و فهم آدم هاست. سپاس.
naser_j
naser_j
٩٤/١١/٢٥
٢
٠
نوشته هات که نیازی به تعریف و تمجید نداره و به قولی مشکیه ک خودش می بوید (بو می دهد,البته از نوع خوبش:) فقط یه پیشنهاد آمیرزا بهتر نیست از واژه های عربی کمتر استفاده کنید؟؟
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
مخلصم؛ منظورت کدوم واژه س؟ ولی جناب سروان! زبونمون خواهی نخواهی با عربی عجین شده. الان در همین کامنت خودت، تعریف، عربی؛ تمجید، عربی؛ استفاده، عربی؛ البته، عربی؛ نوع، عربی؛ فقط، عربی؛ چه میشه کرد؟
narin
narin
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
شوخی میکنید ؟ : دی چه موضوع جالبی میگم میتونستید با پاتون روی رمین هم بکوبید اون هم جواب میده : دی فوق العاده بود اقای میرزا با تشکر :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
چرا شوخی؟! :-) نمی دونم، اون موقع این فکرم خطور نکرد ولی شدنیه :)// خواهش می کنم، خیلی محبت کردین.
kianaz
kianaz
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
درودی بعد از سه ماه و درود بر شما که همیشه مطالبتون خواندنی و لذت بخش هستن :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
درود بر خود شما بانو؛ واقعا منور کردین! ممنون از لطف همیشگیتون :-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٥
١
٠
یعنی خیلی خوب بود :)) چه کلاس شادی ! حالا چطوری سر بحث خاستگاری رو با جنس زبر می تونیم باز کنیم ؟ :))
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
١
٠
جنس زبر!احساس میکنم نسبت به آقایون اجحاف شد!
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
١
٠
جنس زبر؟! :-) تعبیر جالب و قابل تأملی بود :-) می تونید از خلاقیت خودتون استفاده کنید و یه متن در موردش بنویسین.// ممنون خانم حبشی.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٥
١
٠
وااای مرسی به خاطر دادن ایده برای نوشتن ^_^ مرسی ، آره فکر میکنم خیلی باید جالب بشه حتما روش فکر میکنم " جنس زبر که جهت مزاح بود " / آقای حسین آقا چرا اجحاف ؟! خوبه دیگه :D
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٤
٠
خواهش می کنم؛ در مورد مزاح متوجه هستم :-) حتما روی موضوع کار کنید.
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
١
٠
شاید هم خوبه!خدا رو چه دیدید.(نیشخند)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٥
١
٠
بله حتما " متشکرم " :) !
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
١
٠
خواهش می کنم؛ موفق باشید!
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
خیلی ام خوب :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
ممنونم بانو :-)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
جالب و زیبا!مفیوض گشتیم و فیوز سوزاندیم استاد:)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
سلام محمدجان! مفیوض رو از کجا اوردی داداش؟! مستفیض! در مورد فیوز هم من شرمندم، اگه کاری از دستم برمیاد بگو حتماً، از باب رفاقت دریغ نمی کنم :-)
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
خوب بود :) حتی نگاه ریزبینانه تون به خطبه ی عقد ،یعنی الان اگه کسی بره خواستگاری پسر مشکلی پیش نمیاد؟البته پیش که میاد ولی مشکلی نداره ؟البته شما مثال حضرت خدیجه (س) هم زدین اون موقع فرق میکرده دیگه آره؟الان برداشت از داستانتون چیه کلا؟ ببخشیدا من نفهمیدم :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
خانم فکور! :) خیلی معذرت می خوام، با این حساب چی خوب بود؟ :-)// البته منظورم این نبود که دختر بلند شه و گل و شیرینی دستش بگیره و با پدر و مادر بره خواستگاری، منظور اینه که اگر پیشنهاد هم از طرف خانم باشه، اشکالی درش نیست. مثل دو مثالی که زدم و الان از این نظر با اون زمان فرقی نکرده، مصداق فراهم هست و اشکالی نمی بینم شخصاً// برداشت رو که مخاطب باید بگه که مثلاً الان از این متنِ کمترین، چی برداشت کرده// به هر صورت خیلی محبت کردین و زحمت کشیدین و منت گذاشتین :-)
b_noori
b_noori
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
مثال معتبر تری هم موجوده در مورد حضرت فاطمه(س) که البته مستقیم نیست ولی خب حضرت محمد وقتی تصمیم به شوهر دادن دختر خود کردند این موضوع رو علنی در منبر اعلام کردند. این مورد رو خود بنده از مادرم که گاهی در مجالس روضه (که از قضا در شهر ما زیاد هم برپا می شود) شرکت میکنند شدیم بدین صورت که: خانمی که در مجلس وعظ می کردند در انتها ابراز کردند دختری دارم که وقت شوهر دادنش است و ..
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
جالبه! این ماجرا رو تازه می شنوم؛ ممنون که بیان کردین، خیلی سپاسگزارم :-)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
سلام. آقا ميخواستم يه چيزي بگم که کل کل در کامنت های مطلبتون شروع بشه اما فکر اعصاب شما رو کردم :) يادمه اون قديما یه انجمنی تو جیم با همین موضوع گذاشته شد و اینقدر بحث های داغی پیش آمد که مسئولین مجبور به حذف انجمن شدن:) سلامت باشی میرزای اصفهانی عزیز :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
علیکم السلام؛ آقا شما جنگ هم به راه مینداختی موردی نداشت، هر چند بعید می دونم تو این پست این اتفاق می افتاد، انجمن بحثش جداست. فدای شما رفیق دوست داشتنی :-)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
خیلی ممنون :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
خواهش می کنم؛ مشرف :-)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
کاش دغدغه همه دین بود، کاش همه با چندتا مثال از اولیا قانع می شدن، کاش این فرهنگ غلط هی غلط تر نشه و بشه غلط اندر غلط... کاش به جای دیدن فکر می کردیم... :( / ممنون از شما جناب میرزا، مثل همیشه عالی :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
ای کاش همۀ ای کاش های شما تحقق پیدا کنه! خواهش می کنم خانم باباپور، مهرتان افزون!
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
خب راستش من اومد طوری هم نبود که هیچی هیچی نفهمم واسه همین گفتم خوب بود :) بازم ممنون از توضیح :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
خواهش می کنم؛ لطف کردین تشریف اوردین :-)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
مگر اینکه تو فیلم و فیلمنامه ببینیم این چیزا رو! // مرسی جناب میرزا :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
خواهش می کنم؛ البته سید اگه با دقت یه نگا به اطراف بندازیم فراوون اتفاق می افته، منتها ما نه در وادیِ این مسئله نیستیم، شاید از خیلی اتفاق ها بی خبریم. ممنون سید مصطفی :-)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
خییلی جالب بود :) کاشکی همه چیز مثل قبلنا سنتی بود به نظر من همه چیز مدرنیتش خوبه جز ازدواج و به خصوص خواستگاری / راستی ببخشید مطلبتونا دیر خوندم شرمنده بذارید به پای کنکور
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٣٠
٠
٠
ممنون همشهری :-) باریکلا؛ مثل اینکه هر چیزی جدیدیش خوبه، الا رفیق که قدیمیش بهتره؛ اینم تو همین مایه س و واقعا هم درسته.// دشمنتون شرمنده، به آرزوهاتون برسید!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٤/١٢/٠٩
١
٠
من كه اگه يه كسي رو دوست داشته باشم رك و مستقيم ميرم بهش ميگم دوست دارم. دو راه داري: يا منو مي گيري يا در يك تصادف ساختگي كشته ميشي كه به نظرم اين راه حل جواب ميده:))) ولي واقعا منم با اين تابو مشكل دارم... اصلا اشكالي نداره كه دختر خواستگاري كنه. ممنون كه فرهنگ سازي مي كنيد
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
سلام؛ خیلی خوش اومدین سیده بانو بعد از مدت ها. چه روش شیکی دارین شما :) ممنون از شما که بعد این همه مدت، یه سری به حقیر زدین؛ روزگار بر وفق مرادتون باشه!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١٢/١١
٠
٠
سلام دوست عزیزم:بسیارعالی مینویسید.قلمتان همواره ماندگارباد و قلبتان ازشادمانی سرشار.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
و علیکم السلام جناب آقای حسنی عزیز؛ از دیدن شما بسیار شاد و خوشحال شدم. امیدوارم که دعاهایی که فرمودین، اول در حق خودتون مستحاب بشه؛ سلامت باشید!
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/١٢
٠
٠
هر کس خودش عقیده ای دارد برای کسی شاید خیلی عجیب باشد و برای خیلی ها عادی..
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٣
٠
٠
خیلی متشکر بابت حضورتون؛ بازم خوش آمد میگم خدمت شما.
mamzi
mamzi
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
اصلاً و اصولاً هر مراسمی به هر نوعی برگزار شود هستند کسانی که بیان و بگن چرا اینجوری چرا اونجوری حتی! ولی خب این دلایل و مثال های شما هم کارساز بود.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٥
٠
٠
فدات شم محمدرضا؛ حرفت صحیحه و من سکوت می کنم :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سلام ... آقا ميرزاي عزيز شما از طرف ما وکيل هستيد.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
علیکم السلام حاج رضا روشناوند عزیز؛ چشممون به جمالتون بعدِ مدتها روشن شد. خیلی محبت کردین :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سلام ... مخلصيم و مشتاق زيارت. اين طرفها آمديد ما را از ديدن خود محروم نفرماييد.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
علیکم السلام؛ فدای شما حاجی؛ ان شاءالله که این اتفاق بیفته و ما هم شما رو زیارت کنیم!
meshkat
meshkat
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
وای چه جالب! من با اینکه به خانومای اطرافم میگم اگه دیدین در مورد ازدواج راه دیگه ای ندارین خودتون به یه طریقی از مرد مورد علاقه تون خواستگاری کنین ولی هیچ وقت این نکته ظریفی رو که فرمودین بهش توجه نکرده بودم.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
سلام خانم مشکات؛ خوش اومدین، رسیدن بخیر! مثل همیشه محبت داشتین :)
مشکات
مشکات
٩٤/١٢/١٩
٠
٠
سلام و سپاس فراوان
nooshin_tamimi
nooshin_tamimi
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
بنده اخیرا متوجه شدم که در افغانستان هم رایج هستش که خانم ها به خواستگاری آقایون میرن ... راجع به اون موضوع هم که فرمودید ممکنه بعد از ازدواج از جانب آقا حرف و حدیثی پیش بیاد لازم میدونم بگم که آقایون وقتی خودشونم میان خواستگاری بعد از مدتی به این باور میرسن که شما شانس آوردی و چه بسا شما خواستگاری ایشون نرفته باشی...خخخخخ
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
جداً؟ نمی دونستم. فکر نکنم که همشون اینطور باشن آقایون، هستن؟ نمی دونم والا، ما که نبودیم :) مرسی از حضورتون خانم تمیمی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
گویا تخته نبودید، مجبور شدم بیام اینجا، لطفا این رو بخونید تا مطمئن شید این اتفاق به خاطر حرف شما نیست، اخه چرا باید از لطف کسی من ناراحت شم اخه؟ :) کاش میشد درونم رو نشون بدم تا بفهمین اون شب من جدا خوشحال شدم از حرفاتون، حیف که نمیشه و باعث سوتفاهم میشه این نشدن...- http://memento-mori.blog.ir/1394/12/27
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٢٧
٠
٠
حله خانم فوفانو، حله :) سال خوبی داشته باشین!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٢٨
٠
٠
این رو قبل از اومدنتون به وبم کامنت کردم :دی همچنین :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤