سال‌های بعد از تو

سال‌های بعد از تو

نویسنده : رویا خانوم

تلفن زنگ می‌زند

و می‌دانم تو پشت خط نیستی...

چه کسی باور می‌کرد ندیدنت، رنگ سال به خود بگیرد

و من که هفت روز هفته، ساعت‌ها می‌ایستادم کنار کیوسک تلفن

تا دقیقه‌ای عبورت را تماشا کنم.

تاب خواهم آورد دوری چند ساله از تو را؟

در غیاب تو کوهی از کتاب را ورق زدم،

نیچه را چنان دوره کردم که به برادر تنی من بدل شد

در غیاب تو ترانه‌های تکان دهنده نوشتم

به تماشاى کشورهای جهان رفتم

خانه خریدم

مرد خانه شدم

اما هنوز جای تو در تک تک دقیقه‌ها خالی ست

شعرها برای زیبا شدن به تکه‌ای از تو محتاجند

و نوشتن پلی ست که مرا به تو می‌رساند...

چه کسی باور می‌کرد در نبود تو تقویم‌ها ورق بخورند

و من هر سال شمع‌های تولدم را فوت کنم

بی آن‌که صدای کف زدنت در گوشم بپیچد؟

دیگر احتمال بازگشتن تو لطیفه‌ای ست

که دوستان قدیمی مرا با آن دست می‌اندازند

و آن قدر در خلأ غیبتت مرده‌ام

که هیچ زنگ تلفنی از جا نمی‌پراندم !

(یغما گلروئی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
همه عالم میدونستن که بری میمیرم اما رفتی و همه عالمو حیرون کردی
زهرا ظفرمهاجر
زهرا ظفرمهاجر
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
معرکه بود؛مرسی بابت انتخاب خوبتون
Cold
Cold
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
من زندگی کردم با این شعر ها و ترانه ها....
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
لذت بردم رویا بانو از متونی که گلچین می کنین؛ مرسی.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
انتخاب خوشگلی بود مچکر مچکر مچکر
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
زیبا مثل هميشه :)
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/١٤
٠
٠
معرکه بود ..یغما توی نوشته هاش همیشه افسار کلمات رو رها میکنه و جولان میده ...انتخاب قشنگی کردی
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات