چشمم به تو تا مي‌افتد... / شعر

چشمم به تو تا مي‌افتد... / شعر

نویسنده : s_alavi

اين چه حالي ست که چشمم به تو تا مي‌افتد

زندگي از نفس و از تک و تا مي‌افتد

اي بهاري‌تر از احوال خوش فروردين!

شور و حال تو هم از حال و هوا مي‌افتد

گفته باشم که درآغوش بتان تنگ مپيچ

اي مسلمان! گذرت سمت خدا مي‌افتد

باد در موی تو می‌پیچد و زیباست اگر

برگ می‌ریزد و از شاخه جدا می‌افتد

مثل خورشيدي و تقصيرنداري از لطف

چشم‌هاي تو به هر بي‌سروپا مي‌افتد

هر کسي سهم خودش را ز خوشي‌ها برداشت

دردمانده ست که در دامن ما مي‌افتد

برو اما به همين جاده يادت باشد

گذرت باز به بيراهه ما مي‌افتد

(مریم رزاقی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/١١/١٩
٠
٠
خیلی زیبا بود /ممنون از انتخاب زیباتون آقای علوی
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
بسیار زیبا! ممنون از انتخاب شما.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨