دلم تنگ است...

برای روزهای عاشقیم

برای گریه های گاه و بی گاهم

برای ذوق لحظه دیدار 

برای گرفتن دوباره دستانش

من دل تنگم...

دل تنگ کسی که دلش تنگ دیگریست.

دل چه می‌فهمد که نیست.

دل چه می‌فهمد که رفته

دل کار خودش را می‌کند 

و هر غروب دوباره می‌گیرد

و من باز دل تنگش می‌شوم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
:(
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
سلام قلمتان ماندگار ودلتان ازشادی سرشارباد
zahra-haghighi
zahra-haghighi
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
سلام.سپاس.موفق باشید
zahra-haghighi
zahra-haghighi
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
سلام.ممنون آقای حسنی.موفق باشید
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٣
٠
٠
آدم فکر میکنه قانون پایستگی داره این دلتنگی !مچکر مچکر مچکر
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
دل تنگی تو این موضوع هیچ سودی نداره! بیخیالی باید طی کرد :)
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
در لحظه‌ای عاشق‌ات شدم

لحظه های ناب

٩٦/١٠/٢١
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠