دردنامه‌ای درباره حمله به مسجد قدس

دردنامه‌ای درباره حمله به مسجد قدس

نویسنده : بهمن بهمنی

ماجرای حمله ماموران شهرداری به کارواش مسجد قدس در سعادت آباد را خواندم و فیلم‌هایش را هم دیدم !

اول باور نمی‌کردم موضوع را، مگر می‌شود در کشور اسلامی خادم‌های مسجد را کتک بزنند؟! 

با خود گفتم این‌ها حتماً مسئله ناموسی داشتند و لباس‌های نیروی انتظامی و شهرداری را به تن کرده‌اند! 

ولی حالا که می‌بینم لینک‌های خبری مربوط در خبرگزاری فارس پاک شده است، شک می‌کنم، به عنوان یک بسیجی تحلیل‌هایم به بن بست می‌رسد. 

من سردار قالیباف را خوب می‌شناسم، همشهری خودمان است و یقین دارم بی‌اطلاع است. 

ولی اگر آن‌جا بودم از مردم دفاع می‌کردم، بسیج متعلق به مردم است، بسیج مدافع مسجد است. 

و کلام آخر دلنامه‌ای است به سردار سلیمانی: 

سردار ، آسوده به خواب / شهر هنوز امن است  

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١١/١٩
٠
٠
من متوجه آخرش نشدم. منظورت از به کار بردن جمله ای شبیه جمله معروف محمدرضا پهلوی در مورد کورش (که سالها قبل مرده) گفته و ربط دادنش به سردار سلیمانی (که الان زنده هستن) چی بود؟!
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/١٩
٠
٠
:) سیاسیش نکن آقای فروزان خخ من نمی دونستم این جمله رو کی گفته یهو به ذهنم رسید / می دونید کلیپ رو دیدم خیلی سخت بود برام ، سر دار سلیمانی برا تامین امنیت بیرون از مرز ها داره می جنگه و اینا مثل فتح یک شهر ، مثل گروهک داعش حمله کردن به یک مکانی که منتسب هست به مسجد :| خیلی زشت بود ! و زشت اینه که ما برای منافع اسلام خارج از مرز ها فعالیت می کنیم در شرایطی که داخل کشور امنیت به همین راحتی از مردم صلب میشه ! سردار برا جنگ با داعش در شرایطی از کشور خارج شده که خیالش راحت که مردم امنیت دارند،به سردار می گم اسوده بخواب هنوز شهر امن هست ! ولی اگر با این مدل رفتار های سلیقه ای برخورد شدید نشه ، امنیت شهر و کشور زیر سوال می ره ! و وقتی یک کشور امنیت نداشته باشه ، دیگه جنگ بیرون از مرز ها فایده و مفهومی نداره ...
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١١/١٩
٠
٠
:) بعله واقعا اتفاق ناراحت کننده ای بود
علیرضا
علیرضا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
آقای فروزان جدیدا برداشت های سیاسی زیاد میکنید ها :دی
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
بابا تقصیر من چیه. شاه گفته: کورش آسوده بخواب که ما بیداریم. خودت شباهت جملات رو نگاه کن...
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٩
٠
٠
واقعا چرا باید حمله کنن اون هم اینجوری؟
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/١٩
٠
٠
:) نمی دونم
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
چی بگم مهندس جان؟ ایشالا به زودی شاهد امنیت مستمر در همۀ موجودات بما هو موجودات باشیم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
:) من واقعاً ناراحت شدم ، و هنوز هم ناراحت هستم که تو عصر ارتباطات ، با وجودی که همه ی مردم فهمیدن ولی رسانه ی ملی سکوت کرده ! آخه مسلمون آدم باید انتقاد پذیر باشه ، خوب و بد جامعه رو باهم به تصویر بکشه !
علیرضا
علیرضا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
مهندس تو این کشور خیلی از ارزش ها دیگه رنگ و بوی خودشون رو از دست دادند. خیلی ها دیگه به اسم اسلام هرکاری دلشون بخواد میکنن و ککشون هم نمیگزه...
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
:) چی بگم
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
من خوندم که آقای قالیباف یک گروه رو معلوم کردن برن پیگیری کنن ولی علاج واقعه باید قبل از وقوع باید کرد !
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
:) باید بین مردم همشون رو شدیدا مجازات کنند ، شلاق در انظار عمومی تا درس عبرتی بشه براشون
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢١
٠
٠
که اینطور :-l
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨