دستانت را مشت می‌کنی و می‌گویی: گل یا پوچ؟

خیره در چشمانت  دست‌هایت را در دستانم می‌گیرم و آن‌ها را لمس می‌کنم. آن را که محکم‌تر مشت کرده‌ای کمی عقب می‌کشی و با نگرانی نگاهش می‌کنی. هراس آن‌که هر لحظه گل را بگیرم در چشمان زیبایت می‌دود. عاشق این نگاه نگرانت هستم.

با لبخندی از روی بدجنسی پشت دستی که عقب کشیدی می‌زنم و می‌گویم: گل!

مظلومانه نگاهم می‌کنی. انتظار داشتی مثل همیشه اشتباه بگویم. با اخم دستت را باز می‌کنی. قهقهه پیروزمندانه‌ای می‌زنم و تو لبانت را به نشانه قهر جمع می‌کنی.

بغلت می‌کنم و می‌گویم: دخترکم! عزیزم! همه چیز با تو گل است و همه دنیا بی تو پوچ.

کاش زودتر بفهمی که همه زندگی یک بازی گل یا پوچ ساده است. این‌جا هم گل در آن دستی است که محکم‌تر مشت شده است. برای به دست آوردنش باید سختی‌ها را تحمل کنی! آن را فقط وقتی می‌بری که به سر منبع حیات وصل باشی، بذر خوبی بکاری و با باران رحمتش سیراب شوی. پوچ‌ها سهل الوصولترند و خوش آب و رنگ‌تر. هر روز زندگی دستانش را روبرویت مشت می‌کند و می‌گوید گل یا پوچ؟ انتخاب با توست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
یک متن خوب با پیام خوب!تبریک میگم!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خوشحالم که از نظرتون خوب بوده.ممنون.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
کاش می شد ماهم محکم بزنیم پشت دست روزگار و گلمونو بگیریم... یعنی چنان محکم می زدم که دیگه هوس گل یا پوچ بازی کردن با من نیفته!! :) ؛)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خخخ دخترم کوچیکتر که بود دستی که گل داشت رو پشت سرش قایم می کرد و دست پوچ و جلو میاورد.=)هر چی هم می گفتی دست پشتی می گفت نه!تنها گزینه ی روی میز انتخاب پوچ بود.=))حالا خدا کنه روزگار هوس نکنه اینجوری بازی کنه.=))ممنون که خوندین.
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خوبیه گل یا پوچ اینه که اگه گل رو بگیری ، اون موقع است که بازی میوفته دست تو چه پوچایی که به روزگار نشون ندیم
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
یعنی می شه ما هم به روزگار پوچ نشون بدیم؟خیلی سخته.اون همیشه زورش بیشتره.ممنون که خوندین.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خیلی خوب نوشته شده خانم مهربانو، آفرین. باز قلم توانمندتون رو به رخ کشیدین. در ادبیات امروز، مثل اینکه رو اوردن به جدایی، حتی بین «این» و «که» که من نوشتم: «اینکه» پس «سهل الوصول تر» فکر می کنم خوش ترکیب تر باشه، این طور نیس؟ مثل همون «خوش آب و رنگ تر»// موفق باشید!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
حتما همین طوری هست که می فرمایید.خیلی ممنونم که می خونین و نظرتون و می گین.تعریفتون هم خیلی دلگرم کننده بود.سلامت و موفق باشید.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
پاراگراف آخرتون محشر بود، خوشم اومد :-)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خیلی متشکر
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
تشکر از شما که خوندین
h.naderi
h.naderi
٩٤/١١/٢١
٠
٠
به نظر من بهتر بود اصلا پاراگراف آخر رو نمی نوشتید. چون نتیجه مستقیم و نصیحت زیبایی ابتدای مطلب رو خراب کرد.
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
خوشحال شدم که نظرتون و گفتین.فکر می کنم اگه پاراگراف آخر نبود اون پیام اصلی رسونده نمی شد.ممنون که خوندین
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
من هم با شما موافقم جناب نادری... / رسونده می شد مهربانو، رسونده میشد!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
نمی دونم!!!یه کم گیج شدم.چون هر چی می خونم می بینم قسمت اول به تنهایی معنی کل مطلب و نداره! به هر حال ممنونم که خوندین و نظرتون و گفتین.
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢١
٠
٠
اتفاقا جناب نادری گلِ مطلبشون همین قسمته و به عقیدۀ من بی این پاراگراف مطلبشون در مقابلِ گل بود :-) بازم این نظر و عقیدۀ شخصی من هست و برداشت ها متفاوت.
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
ممنونم از پیگیریتون آقای میرزا-قبول دارم برداشتها متفاوته.نظر هر سه بزرگوار قابل احترامه و برای من ارزشمند.ممنونم=)
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١١/٢١
٠
٠
خیلی خوب از یه بازی ساده رسیدید به یه نتیجه گیری عالی، البته تو زندگی واقعی بعضی وقتا روزگار گل رو میخواد به ما بده ولی ما طمع می کنیم و میگیم نه حتما اون یکی که سفت تر مشت شده گله و.... عالی بود خانم:-)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
درسته اینم هست .بعضی وقتا طمع کار دست آدم می ده.ممنونم=))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١١/٢١
٠
٠
دخترکم! عزیزم! همه چیز با تو گل است و همه دنیا بی تو پوچ. همین جمله برای تمام عمر بس است ، بس :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢١
٠
٠
=))ممنونم -خوشحالم از دیدنتون=))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٢
١
٠
یادمه اون دستی که گل رو باهاش مخفی کرده بودم شل و ول تر میگرفتم تا طرف شک نکنه " چه بچه ی زرنگی بودم " خخخ
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٢
١
٠
خخخ واقعا باهوش بودین=))ممنون از حضورتون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
کوتاه و قشنگ بود. آفرین به این قلم خوب :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
ممنون از شما که می خونین و نظرتون و هم می گین.:)
سجاد
سجاد
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
خیلی متن زیبایی هستش - خوشحالم بابت پیشترفت های روز افزونی که دارید ... فقط چند جایی از متن تون به خاطر هماهنگی های بیشتر - تغییرات کوچیک بکنه خیلی بهتر از اینم خواهد شد نوشته ی زیبا تون . به عناوین مثال : دست‌هایت را در دستانم می‌گیرم . بهتره این طور نوشته بشه >> دست هایت را در دست هایم می گیرم (واسه هماهنگی) ... و در جایی دیگه = انتظار داشتی مثل همیشه . بهتره این طور نوشته بشه >> انتظارت این بود مثل همیشه ( بخاطر یک دست کردن زبان کلاسیکی که عمومیت داره) . و در جایی دیگه = کاش زودتر بفهمی . بهتره بشه >> کاش زود تر می فهمیدی (بخاطر دور موندن از انحطاط حس نوشته تون) . و در جایی دیگه گفتید سر منبع - که بهتره از کلمه ی سر منشا استفاده کنید . در مجموع دید خیلی خوبی رو عرضه کردید با این نوشته ی زیبا - من لذت بردم از خوندنش ... هم چنان موفق باشید.
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
خیلی ممنونم از راهنماییتون-لطف کردین:)شما هم موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨