خاک آسمانی من؛ وطنم

خاک آسمانی من؛ وطنم

نویسنده : k_hz

ایران من... مادر مهربان من... وطن فداکارم 

تو را قسم به تمام لاله‌های خونینت، می‌پرستم

نامت رمز پرواز من است. پروازی با شکوه تا خدا 

خاکت قدمگاه رستم و آرش است، خاکت را باید با وضو طی کرد 

تو آموزگار مهربان ایثاری 

ایستادی و فرزندانت را حفظ کردی 

ایران زیبای من... آرام بگیر در آغوش خلیج فارسی‌ات 

آرام بگیر، من و دخترانت، من و پسرانت، مراقبت هستیم 

مراقب تو و همه آرمان‌هایت 

من و همه مردمت تو را نیکو تا ابدیت پاس خواهیم داشت 

ای آرامشگاه ابدی 

تکه‌ای از بهشت است شمالت، جنوبت، شرقت، غربت و مرکزت

تو هدیه پروردگار مهربانی به سیاره، به منظومه، به کهکشان، به جهان 

ای هدیه دوست داشتنی، دوستت دارم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
موفق باشید وطن دوست بزرگوار. موفق باشید. سرِ وطن سلامت.
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
ممنونم از آرزوی زیباتون بله ... وطن تا ابدیت سلامت
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٢١
٠
٠
افرین برای انتخاب چنین عکس زیبایی
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
درسته دوست عزیز عکس زیبایی هست
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢١
٠
٠
ممنونم به خاطر مطلب خوبتون و اینکه ما رو هم در این حس شریک کردین.
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
متشکرم ... این حس مشترک متعلق به تمام فرزندان ایران هست خوشحالم که تونستم منتقلش کنم
khojastehsadat_mosavifard
khojastehsadat_mosavifard
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
مطلبتون خیلی خوب بود حس قشنگی داشت...ممنون
k_hz
k_hz
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
ممنونم دوست بزرگوار
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات