بهترین دوست؛ انسان یا کتاب؟!

بهترین دوست؛ انسان یا کتاب؟!

نویسنده : m_rahsepar

یادم می‌آید یک روز در حالت تحریم (مسافرت) همه کتاب‌هایم را خوانده بودم و از سر بیکاری داشتم توی وبلاگی  می‌چرخیدم که رسیدم به متنی با این مضمون که: «کتاب‌ها بهترین دوست انسان نیستند...»

نویسنده متن مذکور باید تا ابد شاکر خداوند باشد که هرگز مرا ملاقات نکرده است. چنان خشمی در خود حس نمودم که اگر در آن حال داعش و طالبان در دسترس من بودند، قطعه بعد اخری تار و مار می‌شدند.

این نویسنده قسمتی از گفت وگوی گیله مرد و عسل را نگاشته و در پایان تایپ نموده بود که: «بهترین دوست انسان، انسان است نه کتاب. کتاب‌ها خوبند اما به شرطی که رسم دوستی را بیاموزند، نه آن‌که تو را در کلمات مرده غرق کنند.»

صحبت این دوست گرامی دو جای اشکال داشت: کلمات مرده و رسم دوستی

به نظرم کتاب‌ها کلمات مرده نیستند. کلمات جان دارند و با روح و روان بازی می‌کنند. وقتی رمان «جایی که خیابان‌ها نام داشت» را می‌خوانی کلمات «بی‌بی زینب» زنده می‌شوند، حتی خود بی‌بی زینب زنده می‌شود و همه برایت روایتی ناب می‌آورد از فلسطین و گذشته دور و دردناکی که بر آن گذشته. وقتی «نامیرا» را می‌خوانی کوفه برایت مجسم می‌شود و بی‌قرار می‌شوی از آشفتگی تک تک آدم‌های کتاب.

این‌ها یعنی زنده بودن و پویا بودن. وگرنه هزار هزار آدم ساکت اطرافت هستند که به تو درسی نمی‌آموزند. آدم‌هایی که بدگمانی‌های‌شان را، به نام واقع گرایی به خوردت می‌دهند و در یک کلام آرمانی نیستند.

رسم دوستی را کتاب‌ها به آدم می‌آموزند و اگر اهل کتاب باشی دوستانت را هم انتخاب می‌کنند. طرز فکر آرمانی که کتاب‌ها برایت می‌آورد نمی‌گذارد با هر آدمی بگردی.

کتاب‌ها بهترین دوستند. دوستانی که اگر درست انتخاب‌شان کنی هرگز تنهایت نمی‌گذارند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
با محتوای یادداشت موافقم.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٢١
٠
٠
کتابها بهترین دوستان هستند اصن از کتاب بهتر دوست پیدا نمیکنیم اخه موجود به این زیبایی و جذابی بی هیچ مقدمه خوشحال میکند و راضی مخاطب را
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٢١
٠
٠
با موضوع اصلی یادداشت موافقم؛ یعنی نگاشتن این مطلب که کلمات جان دارند، واقعاً همینطوره، و این به وضوح در تفکر برانگیز بودنِ مجوعۀ اونها مشخصه. البته کتاب خوب، دوست خوبیست. ممنون از شما به خاطر ارسال این مطلب خوب.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/٢١
٠
٠
بله کتاب دوست خیلی خوبیه که اگه وسط حرفاش ول کنی بری چند سال دیگه برگردی بازم حرفاشو ادامه میده و ناراحت نمیشه!! این جوک بود البته! :| ولی خب فکر می کنم زندگی بیشتر به آدم چیز یاد میده و زندگی رو آدما میسازن، بعضیاشون از زندگیشون مینویسن و میشه کتاب. ولی به قول نادر ابراهیمی تو کتاب یک عاشقانه ی آرام، آدم باید چندتا کتاب ناب رو بخونه، حتی چندبار، بقیه ش رو از زندگی و تجربه یاد بگیره...
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٢
٠
٠
کتاب :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨