قطار واژه‌ها...

قطار واژه‌ها...

نویسنده : s_a_taheri

قطار واژه‌ها در ریل زندگی پیش می‌تازد و به انتها می‌رسد، می‌رود و گذشته را به خاک می‌سپارد، عازم می‌شود و در کمال ناباوری مرا جا می‌گذارد. عشق، علاقه، مثل یک حادثه، مثل یک جرقه، که آدمی را از مسند غرور به زیر می‌کشد و حال و روزش را به وخامت می‌کشاند. کینه و نفرت، چیزی شبیه خواری و خفت، یا مثل حس تلخ حقارت، که تاسف را به ارمغان می‌آورد و بیزاری را بر بالین آدم روانه می‌کند. مهر و محبت، رفتاری از سر ملایمت، نظیر مواجهه با درشتی‌ها آن هم به استواری و صلابت، که دست نوازش بر سر نالطفی‌ها می‌کشد و جواب بدی‌ها را به خوبی مزین می سازد. خیانت و نامردی، تو خیال می‌کنی مار در آستینت پروردی، که زهرش را بر تو می‌ریزد و تو را زمین‌گیر می‌کند.

از من عشق بود و از تو نفرت، از من محبت بود و از تو خیانت، این خلاصه‌ترین چیزی است که بر من و تو گذشت. هیچ می‌دانی خراب کردی آنچه آجر به آجر بنیان کرده بودم. هیچ می‌دانی به باد دادی آنچه روزگاری آرزو کرده بودم. هیچ می‌دانی از من گرفتی آنچه به امیدش زنده بودم. بی‌وفا که بودی، قاتل هم شدی؟

برو، این‌جا جای ماندن نیست، راهی برای بازگشتن نیست، بهانه‌ای برای دوست داشتن نیست. برو، از کنار و به سلامت، هر چند از دوری تو حال و روزم کشیده به وخامت. زندانی که باشی هر روزت یک سال است. بی عید و بی چهارشنبه سوری، بی عیدی و بدون بوی کاغذ رنگی، مانده‌ای کنار تا دست و بالت نشود از دو رویی آدم‌ها رنگی. این‌ها زمانی درست است که یکی را بیرون داشته باشی و توی لعنتی تنها کسم بودی اما تو مرا بی‌کس و کار کردی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
چقدر غمگین
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
بله دیگه گفتیم تنوعی باشه:)))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٥
١
٠
خیلی وحشتناکه دقیقا همو فردی که بهش اعتماد کردی و به خاطرش هزار و یک کار میکردی زیر پات رو خالی کنه .
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٥
١
٠
اره خیلی :(
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٦
١
٠
بله متاسفانه همینطور که فرمودید وحشتناک و دردناکه.
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٤/١١/٢٥
٠
٠
پدرم در اومد
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
چراااا؟ از مطلب بنده؟ از روی شما شرمنده:(
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
:( چه متن غمناکی اونم توی روز عشق...
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
بله البته یکی طنز نوشتم یکی غم انگیز که این روی غم سکه بود:)
پربازدیدتریـــن ها
عوضی شده بود

من او را کشتم

٩٧/٠٢/٢٣
از صدا و سیمای میلی تا بی تفاوتی زنان

من به این سکوت معترضم!

٩٧/٠٢/٢٥
شعری سروده خودم

تمام خانه‌ای که پریشان گشت

٩٧/٠٢/٢٥
لبخندش... چشمانش...

عشق پشت چراغ قرمز

٩٧/٠٢/٢٦
شعری سروده خودم

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٣
تمامی متن‌های زیر شایعه هستند و قطعا واقعی نیستند! (خیابانی_طور!)

شایعات الشایدات!

٩٧/٠٢/٢٦
هزار بار نوشتم

ردپای قلم

٩٧/٠٢/٢٤
اثر جدید مانی حقیقی

درباره فیلم خوک

٩٧/٠٢/٢٤
به نام...

آب در کوزه و ما تشنه لبان

٩٧/٠٢/٢٧
همیشه به آدم های احساسی می گویند

کمی منطقی باش

٩٧/٠٢/٢٣
خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم

غصه ای که قصه شده است

٩٧/٠٢/٢٦
این بزرگترین آرزویم بود

سرعت ثانیه های زندگی

٩٧/٠٢/٢٥
امنیت مانع پیشرفتتان نشود

ناحیه امن

٩٧/٠٢/٢٤
راهنمای دستیابی به فیلم های خوب

چطور فیلم خوب ببینیم؟

٩٧/٠٢/٢٧
این حجم ندانستن

خدایا تا کی؟

٩٧/٠٢/٢٣
اقیانوس آرام

سال هاست…

٩٧/٠٢/٢٦
گاهی دلتنگ می شوی

تنهایی آنقدرها هم بد نیست

٩٧/٠٢/٢٧
یاد تو را بسیار کنم

سه سخن رمضانه

٩٧/٠٢/٢٩
شعری سروده خودم

خورشید هشتم

٩٧/٠٢/٣٠
حکایت تلگرام و سروش

نامادری!

٩٧/٠٢/٣٠