تنهایی و تنهایی و تنهایی

تنهایی و تنهایی و تنهایی

نویسنده : هادی حسن زاده

دود تهران با آلودگی فاحشش

صدای بوق و ترافیک بی بند و بارش

دل خسته و باخته از قمار زندگی

تنهایی و تنهایی و تنهایی

 

متلک های عجیب و بیهوده به دخترک های احتمالی

با همه بودن و فریاد تنهایی

خسته از دوست دارم های معلول از فرار تنهایی

و باز تنهایی و تنهایی و تنهایی

 

رنگ به رنگ شدن حرفای عجیب و بی مغز برای پر رنگ شدن توی این جمعات تکراری رنگارنگ

لب به لب از دلبستگی های خیالی، لب های تهی، عشق های عبث

خود شدن در سیاهی شب به وقت خواب و تنهایی

تو و او شدن به مبادا در روز از ترس شروع تنهایی. من هنوزم هم من نیستم، تو هنوزم تو نیستی، کل قصه همین است:

تنهایی و تنهایی و تنهایی...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٢٦
٠
٠
این نوع شعرا که مرز بین نثر و شعر هستن رو خوب نمی تونم درک کنم!
آقا حسین
آقا حسین
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
دو تا نظر بده یه بار بگو شعر یه بار بگو نثر.بالاخره یکیش درست در میاد دیگه!
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
واقعا خوشم اومد، روز ب روز بهتر بنویسید. :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
تنهایی درد عجیبیه که این روزا خیلی فراگیر شده.قشنگ بود.موفق باشید
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٢٧
٠
٠
امان از تنهایی،من که همش تنهام و تنهام و تنهام ، مچکر مچکر مچکر
پربازدیدتریـــن ها
تبلیغات