بعد نمی‌دانی این نصفه شبی بیدار می‌شوی و می‌روی سمت قلم... بعد اتاق تاریک است... بعد نمی‌دانی... بعد مجله را بی‌هدف ورق می‌زنی... بعد ساعت موبایل را نگاه می‌اندازی ... بعد حواست نیست... بعد باز ساعت را نگاه می‌کنی ... بعد ساعت را به ذهنت می‌سپاری ... بعد ساعت هنوز دوازده نشده ... بعد هی خودت را می‌خوری!

بعد باز نمی دانی ... بعد کیف لپ تاپ را می‌گذاری آن طرف‌تر... بعد خوابت نمی‌برد ... بعد گوسفندها را می‌شماری! بعد "واقعیت افزوده" داخلِ مجله را می‌خوانی ... بعد صدا می‌آید... بعد شیر آب باز می‌شود... بعد کسی مسواک برمی‌دارد... بعد خمیردندان... بعد  خرچ خرچ مسواک روی دندان ... بعد آب قرقره کردن... بعد شیر آب ... بعد بستن ... بعد باز صدا می‌آید... بعد صدای چکمه آب ... بعد چراغ دوباره تاریک می‌شود ... بعد دو چشم از دریچه داخل آشپزخانه نگاهت می‌کنند ... بعد چراغ دوباره تاریک می‌شود... بعد نمی بینی

بعد بالشت ... بعد پتو ... بعد باز سعی می‌کنی بخوابی ... بعد قرص... بعد آلفن ایکس ال 100! ... بعد نیمه پر لیوان را دیدن ... بعد خوردن ... بعد خالی شدن نیمه پر ... بعد باز گوشی ... بعد گوسفندها ... بعد ساعت... بعد باز هنوز دوازده نشده ... بعد پیامک ... بعد آلبوم دوربین ... بعد برگشت ... بعد زنگ هشدار ... بعد پنج و پانزده دقیقه ... بعد هفت و هفده دقیقه ... بعد باز تاریکی محض ... بعد بخاری... بعد شعله آبی... بعد صدا می‌آید... بعد آب... بعد خواب... بعدتر باز آب... صدا ... صدای پای آب...


برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
milad85
milad85
٩١/١١/١٠
٠
٠
به نیت اول شدن جالب بود
شاهدخت
شاهدخت
٩١/١١/١٠
٠
٠
تبریک میگم !!! بار اوله اول میشی؟؟؟؟
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/١٠
٠
٠
جالباک بود!!!
maryam
maryam
٩١/١١/١٠
٠
٠
؟؟؟؟!!الان موضوع چي بود اب بود؟؟بي خوابي بود؟؟!!يا غرعان..
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/١٠
٠
٠
این الان منم..... :))))
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١١
٠
٠
تو را خدا!!جان من!
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١٠
٠
٠
بعد جیم بود.......بعد تغییر سرور........بعد معتادان آواره جیمی.......بعد اعصاب خراب.........بعد ادمین بیانیه ده........بعد درست شدن جیم ........بعدترش هورا وجیییییییییییییییغ بنفش پاییز!
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١١
٠
٠
نفست از جای گرم در میاد بگذارم من بگم! بعد جیم...بعد تغییر سرور....بعد معتادان اواره جیمی.....بعد باز نشدن سایت.....بعد اوارگی.....بعد دوباره باز نشدن سایت!....بعد هی خودتو کشتن....بعد یک دقیقه باز شدن....بعد دست به دامن ادمین شدن با هزار و یک ایمیل....بعد یاز شدن سایت.....بعد دیدن تاج و تخت بر باد رفته....بعد دپرس شدن...
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١١
٠
٠
ما که گفتیم دل نبند به این تاجو تخت
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/١٠
٢
٠
چرا بعد ؟ قدر همین الان رو بدونیم ...! الان میشه خوب فکر کرد ، الان میشه خوب حرف زد ، الان میشه کاره خوب کرد ، الان میشه ...
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/١١
٠
٠
از این حالتها به منم دست میده!!بیخوابی!!چقدر بده!!
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/١١
٠
٠
بسیاربده بعله
اسمانه
اسمانه
٩١/١١/١١
٠
٠
چی بگم...همین قدر می دونم که بی خوابی وحشتناکه...
D-mehraboon
D-mehraboon
٩١/١١/٢٢
٠
٠
منظورتون رو نفهمیدم... :(
nikta
nikta
٩٢/٠٣/٠٣
٠
٠
عالی!حال کردم.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات