نیستند... رفتند...

نیستند... رفتند...

نویسنده : رویا خانوم

بنشینی فکر کنی،

مردم می‌گویند این دختر

باز رفته توی خودش،

پس مریض است!

بیایی بیرون می‌گویند،

ببین... باز از خودش درآمده دختره‌ی گیس بریده

یک جا بیشتر نداری

من پیشنهاد می‌کنم

بیایی در آغوش من و تکان نخوری

این‌جا میان این بازوها که باشی،

نه زیاد معلومی و نه زیاد گم

صورتت را می‌چسبانی به تخت سینه‌ی من

یک گوش‌ات را با کف دست 

چنان می‌پوشانم که صدا به صدا نرسد

گوش دیگر هم که سخت مشغول شنیدن صدای قلبم خواهد شد

من هم چشم‌هایم را می‌بندم

تا همه فکر کنند اهل این خانه نیستند

حتم برای همیشه رفتند

شمالی... جایی... 

(رسول ادهمی)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/١٧
٠
٠
خیلی خوب بود :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/١٧
٠
٠
:)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٧
٠
٠
واقعا طفلک دخترها.هر کار بکنن یکی یه چیزی می گه.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٧
٠
٠
اینقدرم دیگه دخترها مظلوم واقع نشدن :) ولی قشنگ بود
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٧
٠
٠
سلام؛ کم پیدا بانو! انتخاب شیک و به روزی بود؛ بیشتر سر بزنید.
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/١١/١٨
٠
٠
دست و دلم به نوشتن نمیره آقا میرزا. به قول مهزیار چراغ خاموش میایم و میریم
Cold
Cold
٩٤/١١/١٧
٠
٠
توی آغوشم که باشی ، وقتی باشی روی سینم - غیر خوشبختی و عشقت ، چیز دیگه نمی بینم....کی حالمون بهتر میشه؟!
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٤/١١/١٨
٠
٠
کسی چمیدونه؟ شاید خیلی زود. شاید هیچوقت...
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/١٧
٠
١
یک عاشقانه ی زیبا... ممنون از اين انتخاب:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١١/١٨
٠
٠
زیبا بود :)
zakhar
zakhar
٩٤/١١/١٨
٠
٠
قشنگ بود : )
zakhar
zakhar
٩٤/١١/١٨
٠
٠
قشنگ بود : )
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٨
٠
٠
مرسی رویا خانووم
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/١١/١٨
٠
٠
ممنون از انتخاب زیباتون رویا خانوم :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨