ازدواج آسون؛ مگه داریم؟! مگه میشه؟!
گزارشی در مورد ازدواج در دوران دانشجویی و مشکلاتش

ازدواج آسون؛ مگه داریم؟! مگه میشه؟!

نویسنده : مائده کاشیان

آیا تا وقتی پسری شاغل نباشد و سربازی نرفته باشد نباید ازدواج کند؟ آیا دختر خانم‌ها تا زمان پدیدار شدن یک خواستگار همه چیز تمام باید قید ازدواج را بزنند؟ آیا برگزاری مراسم عروسی جز واجبات است یا چندان مهم نیست؟ برای فهمیدن این‌که ازدواج با این شرایط چه سختی‌ها و یا چه شیرینی‌هایی دارد، به سراغ دانشجوها رفتیم، اول مجردها و بعد هم دختر و پسرهای جوانی که در دوران دانشجویی ازدواج کرده‌اند.

 

|| وقتی دستش توی جیبش رفت ازدواج کند!

لیلا، 22 ساله است و دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر، وقتی نظرش را در مورد ازدواج دانشجویی به همان سبک قدیمش (یعنی یک جشن عمومی توسط دانشگاه، به جای جشن عروسی شخصی) می‌پرسم می‌گوید: «بله می‌شود مراسم عروسی برگزار نکرد و آن هم خوب است اما من خودم دوست دارم مراسم عروسی کوچکی داشته باشم، اما به نظرم مراسم نامزدی هزینه بیخودی است که اصلا با آن موافق نیستم.»

+ اگر یک پسر دانشجو بدون پول به خواستگاری‌ات بیاید قبول می‌کنی؟

- من نمی‌گویم طرف باید حتما خانه و ماشین داشته باشد اما ترجیح می‌دهم با کسی ازدواج کنم که حداقل درآمد داشته باشد و سربازی هم رفته باشد. در این اوضاع اقتصادی حالا پسر باید کار داشته باشد بعد ازدواج کند، چون بعدا در زندگی خودش و همسرش دچار مشکل می‌شوند. به نظرم برای یک پسر خیلی بد است که از پدرش پول بگیرد.

+ فکر می‌کنی با قیمت‌های الان هزینه‌های برگزاری یک مراسم عروسی چقدر است؟

- من خودم مراسم عروسی‌ام را با هزینه‌های متوسط برگزار می‌کنم، نه خیلی ارزان و نه خیلی گران. مثلا لباس عروس تا 500 هزار تومان، برای عصرانه و شام هر نفر70 تومان، تالار هم یک میلیون. بهتر است نامزدی، پاتختی، حنابندان را حذف کنیم و هزینه‌ها کمتر شود.

 

|| مراسم عروسی یک بار است در کل زندگی

سپیده 23سالش است و دانشجوی روانشناسی، او که در شرف ازدواج است در مورد ازدواج دانشجویی می‌گوید: اینکه مراسم عروسی برگزار نشود را قبول ندارم، به نظرم عروسی فقط یک بار در کل زندگی است و اتفاق مهمی ست.

+ به نظرت می‌شود به خواستگاری که دانشجو است و تا مدتی شاغل نیست جواب مثبت داد؟

- بستگی به رشته تحصیلی‌اش دارد. اگر طرف در رشته خوبی که بازار کار داشته باشد درس بخواند، می‌دانی که آینده‌ای دارد و می‌توان قبول کرد.

+ اینطوری هزینه مراسم و... چطور تامین می‌شود؟

- هزینه مراسم را که خانواده عروس و داماد می‌دهند. برای مخارج زندگی هم می‌توانند صبر کنند تا وقتی پسر سرکار برود، بعد بروند سر خانه و زندگی‌شان.

+ به نظرت هزینه مراسم عروسی چقدر می‌شود؟

- فقط چند میلیون قیمت سرویس طلا و حلقه و آتلیه است، لباس و آرایشگاه هم دو میلیون، تالار با شام و پذیرایی تقریبا10میلیون. البته شاید پای عمل این قیمت‌ها کمتر و بیشتر شود. چون من آدمی نیستم که مثلا فقط به خاطر اسم یک آرایشگاه گران آن را انتخاب کنم. ترجیح می‌دهم آرایشگاهی را انتخاب کنم که کارش در حد همان آرایشگاه بالای شهر قشنگ است و قیمتش کمتر، یا مثلا شام سلف سرویس را نمی‌پسندم، یا نمی‌گویم باید مراسمم در بهترین تالار باشد و...

 

|| برایم ایمان و اعتقاد مهم‌تر از پول بود

فاطمه، 26سالش است و لیسانس شیمی محض دارد. حدود دو سال از زندگی‌اش می‌گذرد و سه ماه است که صاحب فرزند شده. وقتی از شرایط همسرش زمان خواستگاری می‌پرسم می‌گوید: همسرم فارغ التحصیل رشته مهندسی برق بود و طلبه حوزه دانشجویی دانشگاه فردوسی بود و نه خانه داشت و نه کار!

+یعنی وقتی خانواده‌ات شغل همسرت را پرسیدند، گفت چه کاره است؟

- گفت من الان شغلی ندارم اما در خیلی از آزمون‌‌های استخدام شرکت کرده‌ام.

+ پس خیالش راحت بود که بالاخره در یکی از این آزمون‌ها قبول می‌شود؟

- نه فقط آزمون داده بود. اما یک هفته بعد از عقد برای استخدام همسرم زنگ زدن.

+ نظر خودت و خانواده چه بود؟

- چون از نظر عقاید شبیه همدیگر بودیم این مسائل برایم مهم نبود. مادرم با من موافق بود که ایمان و اعتقاد خیلی مهم‌تر است و می‌گفت اگر واقعا دنبال کار باشد بالاخره کار پیدا می‌کند. پدرم ولی اوایل کمی مخالف بود و می‌گفت که نگران من است و اینطوری آینده‌ام تامین نیست و از این حرف‌ها. اما شکرخدا به مشکلی برنخوردیم.

+ نگران نبودی که شاید همسرت حالا حالاها کار پیدا نکند؟

- شغلی پیدا نکردن با این‌که طرف دنبال کار نباشد خیلی فرق می‌کند. همسر من آدمی نبود که بدون هیچ تلاشی بگوید کار نیست، دیگر چه کار کنم! همین که دنبال و پیگیر بود برای من خیلی مهم بود. مثلا درست روز عقدمان آزمون استخدامی شرکت نفت بود که بلافاصله بعد از عقد رفت تا در آن شرکت کند.

+ برای مخارج عروسی چه کردید؟

- پدر همسرم برای مخارج عروسی حمایتش کرد، هر چند من اصراری نداشتم که حتما مراسم عروسی برگزار کنیم اما به اصرار خانواده همسرم عروسی گرفتیم.

+ هزینه اجاره خانه؟

- از طریق وام ازدواج و یک مقدار هم کمک خانواده همسرم خانه اجاره کردیم.

+ گفتی بعد از عقد برای استخدام با همسرت تماس گرفتند، پس وقتی رفتی سرخانه و زندگی‌ات، همسرت شغل ثابت و حقوق داشت؟

- بله؛ البته همسرم دو ماه آزمایشی مشغول به کار شد و حقوقش  زیر500هزار تومان بود!

 

|| در خوابگاه متاهلی زندگی می‌کنیم

احمد 25 ساله است و دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی عمران. حدود یک‌سال است که ازدواج کرده، وقتی از جلسه خواستگاری می‌پرسم پاسخ می‌دهد: گفتم فعلا دانشجو هستم.

+خانواده و اطرافیانت موافق بودند در این شرایط ازدواج کنی؟

- نه اولش همه موافق نبودند اما بعدا وقتی شخصیت و اخلاق همسرم را دیدند نظرشان عوض شد.

+ با هزینه مراسم عروسی و اجاره خانه چه کردی؟

- مراسم عروسی را ساده و در خانه همسرم به صرف میوه و شیرینی برگزار کردیم و هزینه خاصی نداشت. فعلا در خوابگاه متاهلی زندگی می‌کنیم که الحمدلله خرجش زیاد نیست.

+ هزینه‌های زندگی‌تان را از کجا می‌آوری؟

-گاهی برای دانشجویان، دروس رشته خودم را خصوصی تدریس می‌کنم و البته یک مقدار هم وام گرفتیم که فعلا قرار نیست پس بدهیم!

+ چطور؟ از آشنا وام گرفتی؟

-نه، دانشگاه وام می‌دهد و بعد از اینکه فارغ التحصیل شدیم پس می‌گیرد.

+ بعد از فارغ التحصیلی پشتت به حمایت کسی گرم است؟

- راستش هیچ آشنا و شخصی نیست که رویش حساب کنم، توکلم به خداست. من تلاشم را می‌کنم در زمینه رشته تحصیلی‌ام مشغول به کار شوم، انشاالله خدا بهترین اتفاق را رقم می‌زند.

 

|| مسئله مالی غیرقابل حل نیست

فهیمه همسر احمد است و لیسانس مهندسی کشاورزی دارد. از او می پرسم همسرت درباره شرایطش در جلسه خواستگاری چه گفت که جواب می‌دهد: گفت فعلا سرکار نمی‌روم، سربازی هم نرفتم و دقیقا جمله‌ای که گفت این بود که دستم خالی است که آمدم جلو!

+و چه شد که جواب مثبت دادی؟

- تنها چیزی که به ذهن من رسید این بود که خود خداوند در قرآن گفته از ترس فقر از ازدواج دوری نکنید و در ضمن همسرم معیارهای من مثل ایمان و عقیده را داشت که باعث شد دلیلی برای رد کردنش نداشته باشم. مسئله مالی موضوع غیرقابل حلی نبود و بالاخره به مرور زمان درست می‌شد.

+ خانواده‌ات هم موافق بودند؟

- انتخاب را به عهده خودم گذاشته بودند. مادرم به من گفت همه که از همان اول همه چیز ندارند، انشاالله درست می‌شود. این حرف‌ها خیلی دلگرمم کرد و مرا مطمئن‌تر کرد. پدر خودم وقتی با مادرم ازدواج کرد سربازی نرفته بود و وقتی بچه سومش به دنیا آمد سربازی رفت.

+ توصیه‌ات برای هم سن و سالانت چیست؟

- غصه پول را نخورند، درست می‌شود. برای خود ما شرایطی پیش آمده که به پول احتیاج داشتیم و جور شده. مثلا خانواده‌های‌مان بدون این‌که به ما بگویند کمک‌مان کرده‌اند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ShErLoCk
ShErLoCk
٩٤/١١/١١
٠
٠
یعنی حتی یک مورد هم نبوده که به مشکل خورده باشن و شما بخواین تو گزارشتون بیارین ؟؟؟
maede
maede
٩٤/١١/١١
٠
٠
من قصد ندارم که بگم هیچکس با مشکلی رو به رو نمیشه،بله قطعا این افراد هم وجود دارن،اما من برای افرادی که میگن اصلا نمیشه با این شرایط ازدواج کرد نمونه هایی رو آوردم.
ShErLoCk
ShErLoCk
٩٤/١١/١٢
٠
٠
درسته ، اما به نظر من بهتر بود نمونه هایی هم که به این نوع ازدواج اقدام کردن و نتیجه ی بدی گرفتن رو ذکر می کردین. مورد اول هنوز ازدواج نکرده فقط گفته که بنا به چند دلیل من مخالفم. به هر حال خسته نباشید.
maede
maede
٩٤/١١/١٢
٠
٠
صحبت های لیلا رو میگین؟دلیل مخالفتش فشار مالی بود که در این شرایط مجبوری تحمل کنی.ممنون از نظر و پیشنهادتون،انشالله در گزارش های بعدی :)
m-ziya
m-ziya
٩٤/١١/١١
٠
٠
متاسفانه آدم ها روز به روز مادی تر می شوند... متاسفم برای کرامت انسانی و اخلاق و اعتقاد فراموش شده :)
maede
maede
٩٤/١١/١٢
٠
٠
دقیقا.وقتی یه پسر و خانواده اش قبل از هرچیز به وضعیت مالی یک دختر نگاه می کنن و متقایلا خانواده دختر هم همچین نگاهی دارن،آدما مادی میشن،اعتقادات و یه سری ارزش ها بی ارزش میشن.
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٢
٠
٠
من که اصن نمیتونم قبول کنم عروسی ساده بگیرن برام ، یه بار عروس می شه آدم ! خخخ چه پررو شدم :| مچکر مچکر مچکر
maede
maede
٩٤/١١/١٢
٠
٠
چرا پررو؟ :)) عروسی مجلل می پسندی مگه؟ :)
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١١/١٢
٠
٠
واقعا به فهميه و احمد ميگم آفرين؛ ازدواج ، يافتن انسان مكمل زندگي است؛ ازدواج ساختماني است كه هر دو بايد باهم بسازند؛ نه اين كه ديگري بسازد و آن يكي فقط رنگي بر ديوارش باشد..
maede
maede
٩٤/١١/١٢
٠
٠
تعریف قشنگی بود،انشاالله که برای همه زوج ها واقعا همینطور باشه.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٢
٠
٠
نه داریم نه میشه(درجواب تیتر):)
maede
maede
٩٤/١١/١٢
٠
٠
مطمئنی؟واسه بعضیا داشتیم و شده هاااا :))
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٢
٠
٠
چمدونم والا تا جایی ک من دور و برم دیدم نشده:(
ب غزاله
ب غزاله
٩٤/١١/١٢
٠
٠
چی نداریم ؟ نه نممیشه ؟ میشه کامل توضیح بدی؟
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٢
٠
٠
با اسم کاربریتون بیاین خب:) ازدواج اسون نمیشه کلی خرج و مخارج داره خیلیا شرایطشو ندارن و این با عث میشه که قید ازدواج رو بزنن
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
آره ازدواج کلی خرج و مخارج داره،اما ازدواج آسون نه :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١١/١٢
٠
٠
به نظرم شرایط این طوری خیلی سخته و مسلما افرادی میتونند ازدواج ساده کنند که از صمیم قلبشون به روزی ای که خداوند بعد ازدواج بهشون میده معتقد باشند که این افراد الان خیلی کمن متاسفانه...:)
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
آره این موضوع کاملا یه اعتقاد و ملاک های افراد بستگی داره :)
translator
translator
٩٤/١١/١٣
٠
٠
همه ی این ها توی این دو خلاصه میشه که : سخت ولی ممکن - قطعا سخته ولی با توکل واقعی و پشت کار خدا برکت میده و گشایش ایجاد میکنه ولی باید صبور بود و زیاده خواه و پر توقع نبود تا به مرور و با هم در زندگی به چیزایی که میخوان برسن ... وگرنه برای ادمای کم صبر و پرتوقع همون پسر حاضر اماده با کارو خونه و شرایط مالی خوب خوبه که اونم مشکلات خودشو داره البته ...
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
آره بالاترم گفتم این برمی گرده به ملاک های دختر و پسرها و اولویت هاشون :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٣
٠
٠
چیزی که هست خیلی از خانواده ها هستند که اولویت اولشون پول و نمیدونم ماشین و ... نیست. یعنی میبینید بد از 2-3 جلسه تازه میپرسند که مثلا آقا پسر شغلش چیه یا درآمدش چقدر. به نظر منم اصلش همینه. یعنی اگر طرف کاری باشه، کار زیر سنگ هم که باشه پیداش میکنه. ولی امان از وقتی که طرف کاری نباشه! بیان دو دستی ریاست یه جا رو بهش بدن؛ فاتحه اونجا و تمام زیردست هاش رو میخونه.
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
خیلیا میگن واسه کاری هاشم کار نیست و از کجا معلوم تا مدت ها آقا پسر بیکار نباشه و...خلاصه این نگرانی ها رو دارن.
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٤
٠
٠
نگران بودنش که طبیعیه. ولی اینکه کار واسه کسی که کار رو بلد باشه هست. چیزیه که نمیشه به هیچ وجه منکرش شد. حتی تو وضعیت خرابی که الان هست. من به واقع دیدم که میگم
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٣
٠
٠
چرا نشه؟؟ما که ازدواج آسون داشتیم خیلی هم خوب بود الان هم از زندگیمون راضی هستیم خدا رو شکر-ازدواج اولین قدم یک زندگی مشترکه بعد از اون مهمه که با هم تفاهم داشته باشن=)پس اخلاق و ایمان بیشتر از مادیات ارزش داره-کار هم اگه آدم واقعا دنبالش باشه پیدا می شه.پس سخت نگیرین و فقط به ظواهر فکر نکنین=))با آرزوی خوشبختی برای همه =))
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
ظواهر...چیزی که تو اوضاع امروز به عنوان اولین و مهم ترین چیز بهش توجه میکنن!انشاالله خوشبخت باشید،بیشتر از اینی که هستین :))
admincheh
admincheh
٩٤/١١/١٣
٠
٠
زندگی تو خوابگاه متاهلی هم برای اون دانشجوها الان خیلی مقرون به صرفه اس :) اما خب این مدل زندگی رو همه نمی پسندن مسلما هر دو نفر باید پایه باشن .
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
آره به قول تو واقعا کار هرکسی نیست و اگه هردو موافق نباشن دووم نمیارن،چون قطعا مشکلات و سختی های خاص خودشو داره :)
دوربین مداربسته
دوربین مداربسته
٩٤/١١/١٣
٠
٠
ممنون مائده خانم مطلب خوبی بود ، امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشید
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
خیلی ممنونم:) همچنین :)
ليسا
ليسا
٩٤/١١/١٣
٠
٠
چرا هر وقت که صحبت از ازدواج آسون ميشه فقط موضوع هزينه عروسى و کاستى هاى مالى آقا داماد مطرح ميشه؟! جهيزيه سبک و ساده و فشار نيومدن به پدر عروس هم جزو ازدواج آسون هست.... کم نيستند دخترهايى که از خجالت نداشتن جهيزيه ازدواج نمى کنند...
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
اتفاقا یه یادداشت هم نوشتم در مورد این موضوع:http://jeem.ir/article/blog/22927
maede
maede
٩٤/١١/١٣
٠
٠
و البته وقتی پسری با این شرایط ازدواج میکنه از عروس هم متقابلا توقع و انتظار زیادی نداره،این چیزیه که دو طرف توافق میکنن و به قول بچه ها پایه هستن :))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢١
٠
٠
اگر وضعیت مالی خوبی نداشته باشی خیلی سخته . مرسی.
دوربین مداربسته
دوربین مداربسته
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
طبیعیه که خیلی چیزا به سختی به دست میان و ازدواج هم یکی از اون مقوله هاست اما میشه با صرف نظر از یه سری عادتای غلط اسون ترش کرد
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠