همه دنیای کودکیم در یک پاکت نامه

همه دنیای کودکیم در یک پاکت نامه

نویسنده : الهام خانم

از صبح از دنده چپ بیدار شده بودم. به عالم وآدم غر می‌زدم و از همه چیز گلایه می‌کردم: این چه وضعشه؟ چرا...

که صدای مامان من را به خودم آورد: الهام مامان بیا ببین چی پیدا کردم.

با صدای مامان بی‌حوصله و بی‌میل از اتاق رفتم بیرون. با دیدن صندوقچه چوبی دست مامان بی‌اختیار قیافه درهمم جایش را به لبخندی داد که روی لب‌هایم نشسته بود. جعبه را از دست مادرم دزدیدم و سریع به اتاق برگشتم تا دوباره خاطرات کودکی‌ام را مرور کنم.

جعبه را باز کردم. کلی تیله رنگی و دفتر مشق اول دبستانم و چندتا پاکت نامه. بیشتر از همه پاکت نامه‌ها نظرم را جلب کرد. اولین پاکت نامه را برداشتم، روی پاکت نامه با خطی درشت و ناخوانا نوشته شده بود «نامه برای خدا، هرکی بخونه خدا سنگش کنه» پاکت را باز کردم و شروع کردم به خوندن

به نام خدا

سلام خدا جونم منم الهام. ممنون که دعاهای قبلیم رو قبول کردی، همون عروسکی رو که بهت گفتم بابام خرید. تازشم توی خونه جدیدمون یه اتاق واسه خودم دارم، خیلی دوستت دارم خداجونم.

راستی امروز با حدیس(1) قر(2) کردم. اومدم  نامه بنویسم دعواش کنی آخه چن(3) مداد رنگی هامو بهش ندادم باهام حرف نزد.

اصلن(4) بهش بگو باهام آشتی کنه، من دوست ندارم باهاش قر  کنم. می‌خوام همیشه باهم دوست باشیم. خدایا یه وقت دعواش نکنی‌ها تو بهش بگو باهام آشتی کنه منم قل(5) میدم مداد رنگی هامو بهش بدم.

خدا جونم مامانم داره صدام می‌کنه، بریم خونه مادر جون فردا بازم برات نامه می‌نویسم، خداحافظ.

===========

1. حدیث

2. قهر

3.چون

4.اصلا

5. قول 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/١٥
١
٠
عخخخیع!!!ولی قر رو ی چیز دیگه خوندم اولش :))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
خخخخ خودمم کلی طول کشید تا تونستم کلماتشا کشف کنم
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٥
١
٠
هارهارهارهارهارهار کلی خندیدم.اصولا دخترخانم ها کودکی خنده داری دارند و آقا پسر ها کودکی بامزه ای
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
خوشحالم که موجبات شادی جیمی ها را فراهم می کنه بچگیم :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/١٥
٠
٠
دارم درست می بینم@@ . افتخار دادین به سایت خخخخ. حالا ما خوندیم یه وقت سنگ نشیم!خخخخخ. تیله یه کم پسرونه نیست؟؟؟
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
خخخخخ نخیرم دخترا هم تیله بازی میکنند
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٥
٠
٠
آقای آستانه دخترخانوم ها که مثل ما آقایون نمیرن تو کوچه بشینن توشله بازی کنن!وقتی که توشله هاشون رو توی یه صندوق قایم میکنن میشه توشله بازی.این ما بودیم که توشله بازی میکردیم تو کوچه!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/١٥
٠
٠
مو فکرکردوم مرن توی بخش خاکی کوچه یه گودال مکنن بعدش مرن پشت خط همچی انگشته می ذارن پشت تیله و بعد از نشونه گیری به سمت هدف پرتاب موکونن! پس تیله رو مثل عروسک فرض می کنن خخخخ
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
١
٠
نخیر من تو کوچه تیله بازیم می کردم با پسرای همسایمون اما نه با تیله های خودم با تیله های اونا تا اگه گم شد تیله های اونا گم بشه خخخخخ
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٦
١
٠
خب خانم الهام شما استثنایی. هعی!یه زمانی اگه من رو میبردن مسابقات بین المللی توشله بازی به جان خودم قهرمان جهان میشدم.
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١١/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود الهام جونم. منم نامه به خدا و برای خودم زیاد دارم تو صندوقچه کودکی هام. شاید منم ی روز اونارو اینجا با شما سهیم شدم. مرسی عزیزم :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
١
٠
مرررسی :) آره بذار آدم یاد بچگیش میافته قشنگند :)
zakhar
zakhar
٩٤/١١/١٥
٠
٠
قر ؟؟؟؟؟ خخخخخخخخخخ قشنگ بود :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
منظور همون قهر خخخ ممنون :)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٥
١
٠
کار خُبی کردین که ازشون نگهداری کردین همشهری؛ این خاطرات، به همین سبک در این آشفته بازارِ دنیای امروز، خیلی مفیدن. خیلی خوب نوشته بودینش. قلم از دستتون نیفته انشالا! :-)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
١
٠
سلام جناب میرزا کلیک رنجه فرمودین :) بله کاش همه عین بچگیمون میموندیم به خصوص خودم طاقت نداشتم با کسی قهر کنم :) همچنان نیازمند راهنمایهاتون هستم :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١١/١٥
١
٠
حالا مداد رنگی ها رو دادین بهش یا نه؟!‌ // منم کلی از این نوشته ها دارم :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
آره همون روز رفتم باهاش آشتی کردم :) ممنون که خوندید
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/١١/١٥
٠
٠
نمیدونم چرا بغض کردم با خوندنش... قشنگ بود خییییییییلی
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٥
٠
٠
آخی چراااا ؟؟ مررسی خوشحالم که خوشتون اومد :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/١٦
٠
٠
آخی چه قشنگ... و چه مامان و بابای خوبی که به بچه شون یاد دادن خواسته هاشو اینطوری برای خدا بنویسه و بعد هم خودشون متوجه بشن چی دوست داره، هم اگه براش فراهم شد بگن کار خدا بوده و بهش اینو یاد بدن که همه چیزو از خدا بخواد فقط :) ممنون، چه چیز خوبی یاد گرفتم :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٦
٠
٠
عزیزم ممنون :) آره معمولا بدون اینکه خودم بفهمم نامه هاما میخوندند اگه بچه دار شدی تو هم همین کارو بکن تازه یادت نره دفتر مشقشا واسش نگه داری :)))))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٦
٠
٠
دلم میسوزه که نامه به خدا ننشوتم تا حالا :))) چقدر شیرین بود نوشتتون. فقط ما سنگ نشیم یک وقت؟ :))))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٦
٠
٠
خخخ نمیدونم شایدم شدید :) ممنون که خوندید الانم که دور نیست من همین الانشم مینویسم :)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٤/١١/١٦
٠
٠
منم از این نامه ها مینوشتم اون موقع! :))))))))))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٦
٠
٠
عین هم بودیم پس :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٦
٠
٠
چقدر به وقع پیدا شده این نامه :))))) مچکر مچکر مچکر
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٧
٠
٠
آره خیلی به موقع بود :))) منم از شما مچکر مچکر مچکر که خوندید
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٧
٠
٠
عه چه جالب! الهام خانم تبریک میگم بهتون..... خیلی وقت بوده مطلب ننوشتید :))))) مر30 از مطلب خوبتون
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٧
٠
٠
مرررسی کلیک رنجه فرمودین :) ممنون که خوندید :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١١/١٧
٠
٠
یادمه چند وقت پیش چندتا نامه از چندتا بچه دبستانی دیدم عالی بود سادگی، صداقت، مهربونی همه چی توی نامه هاشون بود :)یه اعترافی بکنم!من بچگیام نامه نمینوشتم معمولا حرف میزدم والان حدود یکساله مینویسم خخخ کارام کلنی برعکسه:دی نامه ات عالی مخصوصا غلط املاییات:))
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٨
٠
٠
وااااااااااای مرررسی رنگی رنگی جونم :)) بعضی کلماتشا یه روز کامل طول کشید تا کشف کنم :دی الانم مینویسم خییلی خوبه دیگه از بچگی عادت کردم به جای درد ودل با بقیه با خدا درد ودل کنی بیشتر کیف میده مطمئنم هستی که به کسی رازاتا نمیگه :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨