طرز تهیه نیمروی سبک ادبی

طرز تهیه نیمروی سبک ادبی

نویسنده : s_a_taheri

وقتي کنج اتاق نشسته‌اي، درهاي خلاقيت را به سوي خود بسته‌اي، حال نداري و بسيار خسته‌اي؛ خلق سبک ادبي، آن هم کنار دوغ و پياز بسيار مي‌چسبد. اما تا بوده همين بوده که صاحبان سبک، دستان خويش را در يک کاسه نهاده تا بدين سبب از نيمروي دو زرده ادبي بي‌نصيب بمانيم. سال‌هاي سال، آن هم از نوع مديدش در جستجوي طرز تهيه سبک ادبي بوده و هر بار به دروازه بسته خورده و از ادامه راه باز مانده‌ام. اما در اواخر عمر گرانبارم با هزار و يکي دو بدبختي نسخه خطي فرمولش را يافتم تا حقير پيش از بار سفر بستن، سبکي از خود به يادگار بگذارم. باشد که دوستان از ما بپذيرند و برايمان جايزه ادبي برگزار کنند. قبل از هر چيز لازم است خلوص نيت داشته باشيم که نبود خلوص موجب از هم وارفتگي سبک ما مي‌شود. مواد لازم جهت ايجاد سبک عبارتند از: يک عدد کلنگ جهت تخريب و شکستن ساختار ساير سبک‌ها؛ عنوان خيره کننده در صورت امکان چشم کور کن که ما براي اين سبک، نام طاهريسم نوين را در نظر گرفتيم؛ دو قاشق غذاخوري شهامت جهت عرض اندام در مقابل مخالفان. البته دوستان دورادور اشاره

مي‌کنند دو قاشق کم است، پس دو ملاقه در نظر مي‌گيريم؛ سه قاشق سوپ خوري خلاقيت به منظور مقابله با اتهام عدم رعايت کپي رايت سبک‌ها؛ دو پيمانه جسارت جهت صادرات سبک به فرنگ و ديار کفر؛ يک تا يک و نيم قاشق چاي خوري هم مبلغان و پيروان سينه چاک به منظور اشاعه و ترويج سبک؛ و نمک و فلفل هم به ميزان لازم.

ابتدا شعر فاخر منجمد را از يخچال فريز در مي‌آوريم تا در معرض تابش مستقيم ذوق و قريحه ما آب و يخش باز شود.

من يه پرندم آرزو دارم تو باغم باشي    

من يه خونه تنگ و تاريکم

کاشکي تو بياي چراغم باشي

همانطور که مشاهده فرموديد، شعر فوق در مجاورت ذوق ما قرار گرفت. حال محتويات اين شعر زيبا را در قابلمه ريخته و روي شعله متوسط گاز تفت مي دهيم. هم اکنون شما را به خواندن دوباره شعر دعوت مي‌کنم:

من يه کلاغم، کنار باغم، آرزو دارم بياي سراغم

من يه خونه تنگ و کلنگي، اما تو با من داري مي‌جنگي

سپس شعر سرشار از احساس را به آن مي‌افزاييم. توجه داشته باشيد زياد نيفزاييد که مقدارش بسيار مهم است.

اگه دق کنم و سقف و در و ديوار قلبم بريزه

اگه گريه کنم سفيد شه چشمم، مثل شير پاستوريزه

خب دوستان اشاره مي‌کنند کمي مزه شيش و هشتش کمه؛ از همين رو يک پيمانه شيش و هشت اضافه مي‌کنيم. فقط مديونيد اگر اين قسمت را ريتميک بخوانيد:

اگه يادش بره فالو کنه پيجمو واي واي واي

پيج بيچارم و بلاک کنه و بره واي واي واي

پيج من هک شده، دايرکت نداره والا

و در انتها به عنوان حسن ختام، در قابلمه را باز کرده تا بويش چهل خانه آن‌ورتر برود. همان طور که شاهد و ناظر بوديد، به راحتي توانستيم سبکي اجتماعي ــ عاشقانه ــ صنعتي و غيره را عين نوشيدن دوغ يا زدن بوق يا گرفتگي عروق خلق کنيم. حال اين سبک را دست به دست بچرخانيد تا به دست صاحبان اصلي‌اش برسد. البته دوستان از اتاق فرمان اشاره مي‌کنند كه تعداد زياد بود، به همه نرسيد. پس تا وقت هست، نيمروي سبک داستاني قارچ و پنير هم برايتان درست مي کنم. ابتدا ماهيتابه را روي گاز مي‌گذاريم تا کمي حرارت ببيند. اسم سبک‌مان را هم مي‌گذاريم «بارسلونيسم جادويي» تا چشم رئال از کاسه دربيايد. حال شما را به خواندن داستان منجمد «کلاغ چلاق» که در ذيل آمده روانه مي‌کنم:

«در زندگي زخم‌هايي هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا مي‌خورد و مي‌تراشد. اين دردها را نمي‌شود به کسي اظهار کرد؛ چون عموماً عادت دارند که اين دردهاي باورنکردني را جزو اتفاقات و پيش آمدهاي نادر و عجيب بشمارند.»

لازم است داستان را در ماهيتابه بريزيم. پس از آن کمي سيب زميني خلال کرده و در کنارش بادمجان را به صورت حلقه حلقه مي‌افزاييم. کمي نمک و فلفل و زردچوبه اضافه مي‌کنيم که نتيجه‌اش مي‌شود آنچه خواهيد خواند: «در زندگي زخم‌هايي هست که مي‌بري بيمارستان بخيه مي‌زنند، پولش را نمي‌دهيد، دکترش هم شوخي مي‌کند. تازه افزون بر آن، پرستار شوخي شوخي بخيه‌ات را باز مي‌کند. اين‌جاست که کرم سيب روحت به ريش نداشته‌ات مي‌خندد و تو را از درون مي‌خورد و قيافه‌ات را در انزوا به گنديگي مزين مي‌فرمايد. اين دردها را نمي‌شود در فضاي مجازي مطرح کرد. جنبه که ندارند؛ چون عموماً عادت دارند مثل حمله به پيج مسي ما را مضحکه خاص و عام کنند.»

متأسفانه سبک ما ته گرفت و ته ديگش سوخت چون دست بر غذا، اين غذا نه آن قضا روغن خلوص نيت را فراموش کرده و سبکمان از دهن افتاد.البته دوستان نگران نباشيد شما فعلا با اين غذاي سوخته ته بندي کنيد الان مي‌روم چهارراه شانگهاي ساندويچ مي‌گيرم سبک چيني بزنيم به رگ تا باشد که خدا ادبيات کسي را بي سبک نکند. 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
b_noori
b_noori
٩٤/١١/١٩
٠
٠
بسیار جالب و در خور توجه قلم زدید، سبکتان به یمن وجود جیم خوانان پایدار همی خواهد ماند...
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/١٩
٠
٠
استدعا دارم نظر لطفتونه امیدوارم مورد قبول جیم خوانان قرار بگیره
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
مستفیض شدیم از خلاقیت و سبک نوشتار شما سید! البته اگه در مقابل رئال جبهه نمی گرفتید خیلی بهتر بود، اما این نکته رو زیر سبیلی رد کرده و ندید می گیریم؛ انگار نه انگار. موفق انشالا!
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/١٩
٠
٠
ممنون از محبت تون سپاسگزارم، واقعیتش من نه طرفدار رئالم نه بارسلون جهت جذب دوستان فوتبالی بود حالا شما به دل نگیرید به حول قوه ی الهی دفعات بعد از خجالت بارسلون در میایم:)))
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٩
٠
٠
برای اثبات فرمایشتون هم شده، منتظر یادداشتِ جبهه گیریتون در مقابل حریف هستم :-)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
برای اثبات حرفم میخواین به بچه ها بگم به پیج مسی حمله کنن و از خجالتش دربیان؟:))))))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/١٩
١
٠
اینکه از سجع استفاده می کنید واقعا عالیه. دست مریزاد. منتظر ایجاد سبک جدیدتون هستیم که ما هم تو جشنواره هاش شرکت کنیم و جایزه بگیریم بلکم از این اوضاع بی پولی خارج شیم! :))) گویا روزنامه پیام آشنا خوب حق تحریریه میده، تونستین ما رو هم معرفی کنین! دستتون درد نکنه :))) / موفق باشید :)
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٠
١
٠
خانم باباپور عزیز ممنون که سیاه مشق های ما رو دنبال می کنید وقعا باعث افتخاره، نه حق التحریر شایعه است شما باور نکنید. ممنونم برقرار و سرفراز باشید:))))
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٤/١١/٢٠
١
٠
گویا واقعا می خواین سبک جدیدی رو ارائه بدین . روی سبک سوخته که نمیشه حساب کرد منتظر سبک چینی می مونیم !
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٠
١
٠
من در مقابل شما و دیگر دوستان جسارت نمی کنم، من کی باشم سبک ارائه بدم اصلا فسنجون با ژله بخورم اگه بخوام سبک ارائه بدم سبک های ما همش سوخته است ان شا ال... با دوستان جیم یه نمونه چینی ارائه بدیم:)))))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٠
١
٠
خیلی یادداشت خوبی بود. کیف کردم. یه نکته خوبی که داشت خوب از اینطرف و اونطرف مسائل رو به هم وصل کردید. خیلی خوب و روان بدون اینکه خواننده با خودش بگه "چی شد؟!". آفرین به این قلم خوب شما
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٠
١
٠
خوبی از خودتونه لطف دارین، شکر خدا قوه ی آسمون ریسمونم در کنار قوه ی خریت و قوه ی حماقت قابل توجهی دارم. ممنون که مطالب این حقیر رو دنبال می کنید.:))))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١١/٢٠
١
٠
این رو توی یه گروه تلگرامی گذاشته بودین خونده بودم فکر می کنم مرسی
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢٠
١
٠
اگه بخوام به حافظه ام رجوع کنم گروه انجمن ماتیکان داستان بود امیدوارم درست حدس زده باشم وگرنه نشانه های پیری زود رس و زوال عقله:))) بهر حال از لطف و محبت شما بسیار سپاسگزارم.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٢٠
٢
٠
سبک نیمرویی !
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢١
١
٠
بله دیگه سبک باید مثل نیمرو ساده کم هزینه و فراگیر باشه :)))
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٤/١١/٢١
٠
٠
بله همون جا بود
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
پس واجب شد برای حافظه ی خودم اسفند دود کنم:))
k_shamshiri
k_shamshiri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
یادداشت جمع و جور و خوبی بود .. خوشم اومد
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٤/١١/٢١
٠
٠
لطف دارین باعث افتخاره که مورد پسند تون بوده:)))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥