حاشیه‌ای از ملاقات رئیس جمهور ایران و ایتالیا

حاشیه‌ای از ملاقات رئیس جمهور ایران و ایتالیا

نویسنده : باران

خب همان طور که مستحضرید رئیس جمهور ایتالیا «سرجیو ماتارلا» در دیدار با آقای روحانی گفته: «ایتالیا مصمم است زمینه‌های دوستی و همکاری را با جمهوری اسلامی ایران مستحکم کرده و همکاری‌های پایدار ایجاد کند.» ما احتمال می‌دهیم روحانی بعد از این نشست رسمی که مقادیر زیادی دل و قلوه رد و بدل شده در گوش ماتارلا گفته باشد اگر راست می‌گویید و دم از دوستی می‌زنید چرا هی زرت و زرت این حمید ما رو دستگیر می‌کنید؟

- حمید؟! کدوم حمید؟

- حمید معصومی نژاد دیگه، خبرنگار صدا وسیما.

- آها آخ آخ دست رو دلم نذار که از دست گزارش‌هاش دلم خونه. نمی‌گم مملکت ما مثل شما گل و بلبله. نمی‌گم همه چیزش مثل شما سر جاشه ولی این قدری هم که این حمیدتون توی گزارش‌هاش می‌گه به خدا اوضاع‌مون «داغون» نیست. اصلا این‌ها به درک اما عاجزانه ازت می‌خوام بهش بگی آخر گزارش‌هاش نگه رررررررم. به جان لئوناردو داوینچی هر بار می‌گه ررررررم چهار ستون معبد پانتئون به لرزه در می‌یاد. من نگران میراث فرهنگی کشورم هستم. ما با هر زبونی باهاش حرف زدیم باز هم کار خودشو می‌کنه. می‌گه بالاخره تو «کومور» که کار نمی‌کنم باید بگم ررررررم، مردم بفهمن از کجا گزارش می‌دم. آقا ما ازش تعهد گرفتیم که حداقل ررررررم رو این‌قدر غلیظ نگوه ولی فایده نداشت. خوبه ما هم یک خبرنگار بفرستیم کشورتون، آخر گزارش‌هاش بگه ایررررررران، چهارستون چهل ستون‌تون بلرزه. ما واسه خودمون تمدنی داریم. تاریخی داریم، از وقتی این معصومی‌نژاد می‌گه رررررم همه واس ما دست می‌گیرن. خلاصه روحانی جان یکم قبل رفتن این حمیدتون رو نصیحت کن. در سطح بین المللی آبرو واس ما نمونده.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
کوروش کبیر در یکی از حملات خود به روم باستان، یکی از پیام رسانان خود را در روم مستقر کرد که امروزه ما‌ وی را با نام حمید معصومی نژاد میشناسیم
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
:))))
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
راستی حمید معصومی نژاد کجاست الان؟ واقعا کجاست؟؟؟/ خخخخخ
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
نوشته خوب و طنزی بود :))) صدای باحالی دارند آقای معصومی نژاد :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
قشنگ بود :)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
خخ بنده خدا همین ررررررم گفتن بهش هویت داده اصلنی !مچکر مچکر مچکر
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات