به چشم‌هایش نگاه کن

به چشم‌هایش نگاه کن

نویسنده : هادی حسن زاده

به چشم‌هایش نگاه کن

هر چه بخواهی می‌توانی پیدا کنی

غرور

شکست

خیانت

تنهایی

حماقت

عقده

هرزگی ...

باید فقط خوب نگاه کنی،

دروغ است که ظاهر نمی‌تواند باطن را فاش کند، فقط می‌تواند کمی گمراهت کند!

نگاه هوس را هر کاری که کنی نمی‌توانی پنهان کنی،

نگاه بغض و تنهایی را نمی‌توان پنهان کرد،

این روزها هر که هر چقدر هم بگوید دوستت دارد، فقط کافی ست به چشم‌هایش نگاه کنی،

بغض می‌کنی،

حتی شاید گریه‌ات بگیرد،

یا به مهربانی و گرمی و عشق در نگاهش،

یا به غرور و دروغی که در چشم‌هایش موج می‌زند و تنهایی و حماقتی که در درونت شعله می‌افکند!

رابطه‌ای از روی عقده و خیانت و هرزگی...

تنها دلیل ادامه، اجباریست اختیاری...

انگار که در مرداب آغوشش گیر کرده‌ای و جز لقمه‌های هرزگی‌اش چیزی برای خوردن نداری،

باید ادامه داد،

پایان نزدیک است!

چشم‌ها را باید شست...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/١٦
٠
٠
خیلی وقته به چشمهای همسرم نگاه نکردم!! البته نمیدونم منظورتون همسر بود یا کس دیگه! ولی ما که دیگه کار از کار گذشته! پس بهتره نگاه نکنیم که دچار بدبینی نشیم! انشاالله که نگاه همه پر از صداقت، تواضع، مهربانی و پاکی باشه :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٧
٠
٠
بچه ها میگن آقای آستانه همسر شمان؟؟ درست میگن؟
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/١٧
٠
٠
بله بله درست می گن :)))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٦
٠
٠
گاهی وقتها؛ چشم ها هم؛ دروغ میگویند! لعنتی دیگر نمیشود به هیچ چیز اطمینان کرد :))
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١١/١٧
٠
٠
مخالف صد درصد بااجازتون:دی اگه واقعا قادر به خوندن چشم ها باشین هیچ وقت دروغ نمیگن:)فقط به نظر من این روزا یکم کار سخت تره یعنی مهارت بیشتری میخواد خوندنشون همین!:)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
مسئله اینه که بشتر میتونه همه چیز رو رام خواسته خودش کنه. چشم ها هم از این قائله مستثنا نیستند. این رو به وضوح دیدم من.
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١١/١٦
٠
٠
من اصلا منظور نگاه هارو نميفهمم :) :|
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٦
٠
٠
رفتیم که بشوریم !مچکر مچکر مچکر
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/١٧
٠
٠
چشم دریچه ی دلِ.خیلی وقتها حرفهای نگفتنی رو از چشمها می شه خوند.ولی چرا باید ادامه داد؟؟
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١١/١٧
٠
٠
زندگی را باید ادامه داد ...
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠