منی که از تو فقط خودم برایم مانده...

منی که از تو فقط خودم برایم مانده...

نویسنده : فو فا نو

پیش‌نوشت:

برای این مطلب دو تا آهنگ بی‌کلامِ زیبا انتخاب کردم.  اگر حوصله‌تان می‌رسد یک بار با یکی از این‌ها و دفعه بعد با آن یکی این متن را بخوانید. احتمالا حس‌تان با هرکدام ازین آهنگ‌ها نسبت به داستان فرق خواهد کرد، اگر هم نمی‌رسد که همان یک بار را بدون هیچ آهنگی بخوانید و به حس خودتان برای غمگین شدن یا حس خوب گرفتن از این متن اعتماد کنید.

دانلود آهنگ اول از این‌جا

دانلود آهنگ دوم از این‌جا

***

دکمه‌ای که رویش دو تا خط موازی کوتاه کشیده شده را می‌زنم و همزمان با پخش شدن صدا فکر می‌کنم منی که از تو فقط یک صدای ضبط شده برایم مانده چه کنم؟ یعنی باید مثل پرنس چارمینگ* دوره بگردم و دکمه پلی ضبطم را بزنم و به آدم‌ها بگویم با صدای پخش شده لب بزنند تا بلکه این‌گونه بتوانم تو را پیدا کنم؟

چه می‌گویم؟ مثل این‌که خرفت شده‌ام... به نظرت بهتر نیست به جای لب زدن بگویم حرف بزنند و صداها را مقایسه کنم؟ اینجوری بهتر نیست؟ ولی صبر کن... همیشه صداهای ضبط شده با اصل قضیه فرق دارند پس اینجوری نمی‌شود.

خب رسیدم به مباحث فلسفی عقیدتی.

حالا می‌گویی منی که از تو صدای اندیشه‌هایت برایم درون ضبطم مانده چه کنم؟ یعنی باید بروم با کل مردم جهان بحث فلسفی عقیدتی کنم تا بتوانم مشابه‌ترینش به عقاید تو را پیدا کنم و آن‌وقت سرخوشانه فکر کنم آن تویی؟

- هی فلانی داری چیکار میکنی؟ قرصاتو خوردی؟

- آهنگ گ...گوش میدم. اره...

دروغ گفتم، نخورده بودم ولی الان این مهم نیست، مهم الان فقط این است که با شنیدن صدایم یادم آمد. هی می‌شنوی؟ منی که از تو فقط خودم برایم مانده چه کنم؟ پاک یادم رفته بود که این‌ها صدای خودم است و این ضبط توست که این‌ها را ضبط کرده.

می‌رسم به جایی که صدای قهقهه می‌آید، مطمئنم این دیگر خودت هستی، دلیلی هم برایش ندارم، فقط یک چیزی ته دلم می‌گوید که این باید خودِ خودت باشی.

پس شاید باید به صدای قهقهه‌ات امیدوار باشم؟ یعنی باید دلقکی شوم و کل مردم جهان را بخندانم و دکمه پلی ضبطم را بزنم و خنده‌ها را با آن مقایسه کنم تا بتوانم تو را پیدا کنم؟ فکر نکنم صدای قهقهه‌ها حتی اگر از ته چاه هم دربیایند به خاطر حسی که درون آن‌هاست با اصل‌شان فرقی کنند؟ هوم؟ 

* شوهر سیندرلا

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١١/١١
٠
٠
خیلی متفاوت بود هم نسبت به متنی خودت، هم کلا! عالی بود فوفی عاااالی. چقدر سنگینه اینکه فقط خودت بمونی!! شوهر سیندرلا دیوونه شد آخر؟ فکر میکردم سال های سال به خوبی و خوشی با هم زندگی کردن! یعنی آخر قصه که اینطور بود!! یه عمر گولمون زدن:-))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١١
٠
٠
:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١١
٠
٠
( چاکریم خخخ :)) البته فقط خودِ خودش که نمونده. خودش مونده با اونی که درونشه ینی تنهای تنهام نیس :دی نه من کجا گفتم دیوونه شد؟ O.O من فقط جریان گشتن کاراکتر داستان من به دنبال طرف با به نشونه کوچیک رو تشبیهش کردم به اون :)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١١
٠
٠
چقدر مطلبتون قشنگ بود خانم فوفانو.... مر30 :))))))))))))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١١
٠
٠
نوش جان خخخخ خواهش :))) خوشحالم انقد خوشتون اومده :)))
v-qavam
v-qavam
٩٤/١١/١١
٠
٠
خیلی زیباست خوشحالم که این مطلب زیبا رو با جیم هم شریک شدین حقش بود یه ستاره کنار مطلبتون باشه :) این ستاره از طرف من برای عالی بودن این مطلب*
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٢
٠
٠
خخخخ ستاره شش پره =) ممنون :)
ka_veh
ka_veh
٩٤/١١/١١
٠
٠
من که نفهمیدم چی شد :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٢
٠
٠
خیلی هم خوب =)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١١/١٢
٠
٠
خوندمش ولی چون نظر ندارم صرفا می خوام بگم انشاء الله بتونید به زودی کامنت بذارید به راحتی و البته ما هم کشف کنیم مشکل از کجاست :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٢
٠
٠
انشاالله، امیدوارم :))
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٢
٠
٠
ینی دارین با خودتون حرف میزنید ؟! جالب بود . با همه ی حالت های خودتون !مچکر مچکر مچکر !راستی این دفعه یه بار خوندم فمیدم ، یوهوووووووووو!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٢
٠
٠
هم اره هم نه :))خاهش خاهش خاهش :)هوووورااااا ^_^
Samira
Samira
٩٤/١١/١٢
٠
٠
نمیدونم چرا مطلبت ستاره نخورده! ولی هیچی از اون حس خوبی که موقع خوندنش بهم دست داد کم نشده :)) خیلی از قبل بهتر مینویسی 👍
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٢
٠
٠
راستش خودمم تعجب کردم =) خوشحالم بابتش :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٣
٠
٠
البته من اکثر نوشته های قدیمم هم دوس دارم اندازه همینا، مادرم دیگه =)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٣
٠
٠
پ مطلبتون رو با یه آهنگ بندری خوندم :)))))))) چه نتایج شگرفی که نگرفتم :)))))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٣
٠
٠
وااااااااااااااییییییییییییییی =))))))))))))))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٨
٠
٠
میگم اون تیکه -آهنگ گ گوش میدم.بود ولی خانم رجعتی توی رادیو خوندن آهنگِ گوش میدم؟یا درست خوندن؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/١٩
٠
٠
اره اهنگ گ گوش میدم بود، لکنت داشت ولی کارگردان محترم فکر کردن منظور سانسور بوده برای همین گفتن اینطور بخونه ب رفیعه :) من باید واضح تر مینوشتم ک برداشت اشتباه ازش نشه، مشکل از اینور بوده :))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/١٩
٠
٠
چه دفاعیه ای!خخخ.خود خانم رجعتی هم نمیتونن اینطور دفاع کنن!ولی خب اگر جانب انصاف رو رعایت کنیم بی نقص خوندن.خیلی عالی بود.متن هم عالی بود.فقط اشتباه کارگردان بود!:دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
دفاع چیه!!!! من اهل دفاع الکی از کسی نیستم فقط دارم حقیقت رو بازگو میکنم. من اول با خود رفیعه حرف زدم گفت درست خونده بوده و بعد مستر استانه گفتن عوضش کنه از طرفی من از کسی دیگه هم شنیده بودم ک فک کرده این سانسوره قبل از خوندن تو رادیو حتی یا حتی بعد خوندنش جز شما عملا کسی نگفته این جریانش چیه ک اینطور شده پس در واقع اشتباه نه از رفیعه بوده نه از اقای استانه بلکه از من بوده ک متن رو مبهم نوشتم که دو برداشت ازش بشه و بالا هم گفتم ولی جور دیگری تعبیر کردین انگار ک گفتین اشتباه از کارگردان بوده یا از رفیعه خواستم دفاع کنم ک اینجور گفتم.
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خانم فوفانو شوخی کردم به جان باب اسفنجی! من حتی وقتی که اون آخر :دی میزارم هم جدی به نظر میام؟ دیگه من نمیدونم چطور به افراد بفهمونم که شوخی میکنم!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
خخخخ اتفاقا منم فک کردم انقد بد حرف زدم ک متوجه نشدین ینی :/ من ب خاطر علامت تعجبا گفتم جدی هست لابد. من خواستم موضع خودم رو روشن کنم ب هرحال دیگه گفتم شاید بد حرف زدم برا همین :))))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
...!
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٠١
١
٠
با اهنگ دومی بیشتر چسبید:)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
عه فک نمیکردم جدی برید بخونید و نظر بدید خخخخ ممنون :) اره من خودمم با دومی بیشتر دوس دارم :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
١
٠
سلام بانو فوفانو :) در خصوص سؤالی که فرمودین اگر به نوشتۀ خانم رهبر دقت کنید، می بینید که ابتدا طرح داره، یعنی از نقطۀ "a" شروع و به "b" می رسه و در بین طرحش دارای تمام عناصر داستانه. نوشتۀ ایشون یه جورایی خاطره نویسی هست. اگه بخوام در یک جمله فرق بین داستان و یادداشت رو براتون بگم که درک کردنش هم براتون راحت تر باشه، میشه این: "مثلا داستان، همین نوشتۀ خانم رهبر هست که شما خوندین و یادداشت، اون برداشتی هست که شما از چیزهایی که در نوشتۀ خانم رهبر دریافت می کنین و روی کاغذ می آورید." یا نوشتۀ ایشون که در رادیو خونده شد، یادداشته و یا همین صفحۀ اصلی "دروغ سفید"یادداشته. البته پیشنهاد می کنم نگاهی به یادداشت های مسابقۀ قبلی نقطه سر خط هم بندازین. امیدوارم توضیح کامل باشه.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
دوباره سلام :) منم حدس میزدم داستان باشه، خداروشکر حدسم درست بود :)) اتفاقا دیشب یه نگاهی ب چند تا از یادداشتای مسابقه پارسال انداختم ولی خب نکه داستانی ک من برا مسابقه قبل فرستاده بودم رو یادداشت حساب کرده بودن ازون موقع من همینجور در گیجی ب سر میبرم ک فرق اینا چیه از نظر ادمایی ک مطالعه زیاد دارن ک اینجوری میشه. الان ولی فک کنم فهمیدم مشکلش چی بوده دیگه ک با اینکه داستان بوده یادداشت حسابش کردن :/ خیلی خیلی ممنونم از شما، توضیحتون خیلی خوب بود، متشکر :)
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
١
٠
علیک سلامی دوباره. خواهش می کنم؛ سوالی بود در خدمتتون هستم.
میرزا
میرزا
٩٤/١٢/٠٩
١
٠
البته خانم فوفانو! بین یادداشت و مقاله هم فرق وجود داره؛ در مقاله نتیجه گیری مستقیم هست و در یادداشت غیر مستقیم و گاها به عهدۀ خواننده.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٠٩
٠
٠
بازم ممنون :) نمیدونستم اینو هم... خوب شد گفتید :)
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٤/١٢/١٥
١
٠
سلام.چقدر این متنت خوب بود و چقدر تیترشو دوست داشتم:)موفق باشی عزیز
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/١٦
٠
٠
سلاااااام ^_^ مطمئنم در باورتون نمیتونه بگنجه ک چقد از دیدنتون اینجا خوشحال شدم :)))) اخه همش منتظر بودم یدونه از متنای منم ک شده بخونید و براش کامنت بدید تا نظرتونو بدونم، ممنون ک خوندید و خوشحالم ک خوشتون اومده :) و شما هم ایضا هر روز موفق تر از دیروز باشید انشاءالله :))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤