گل عشق / شعر
شعری سروده خودم

گل عشق / شعر

نویسنده : PDrAM

غزل تازه برایش نکنم دم چه کنم!؟

صبح و شامم نکنم ذکر تو هردم چه کنم!؟

در نمازم به تو از یار نگویم، چه کسی!؟

می‌خرد بغض و غم و آه دمادم، چه کنم!؟ 

هر چه آمد به سرم از نفس و شعر ترم

وای! با غیرت و این هرزه‌ی محرم، چه کنم!؟

تو مرا از گل عشق خلق نمودی ز چه رو

هر که بوی تو دهد می‌کشد آدم، چه کنم!؟

تیر آخر به خشاب و من مجروح و عدو

شهر پشتش به من و خط مقدم، چه کنم!؟

«ان اکون لک عبدا» و «اتوب» چه کنی!؟

«من تقدم  الی شبرا، اتقدم» چه کنم!؟

شاعرم جز غم ایام و خدا یاری نیست

گر براند، ز درش مونس و همدم چه کنم!؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٤
٠
٠
ترکیب عربی و فارسی در این دو شعر اخیر خوش نشسته پدرام جان؛ لذت بردم، بسیار عالی!
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
سلام و درود.. ممنونم میرزا جان:) خوشحالم که مورد پسند قرار گرفته است:)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٤
٠
٠
و علیکم؛ خواهش می کنم آقا، واقعاً عالی بودش.
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١١/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود، ایول ا...
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
آقای فروزان سلام...گل عشق هست با کسره....نه گل عشق:)..اواتار رو اگه میشه عوض کنید مرسی
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
ایهامم تناسب هم داره یه جورایی ولی گل هست :))
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
ممنونم...عالی شد🙏🙏🙏🙏
hamid_kh
hamid_kh
٩٤/١١/١٤
٠
٠
پدرام جان داداش ترکوندی که ... عااااااااالی بووووود
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
سلام و درود بر حمید خان گل...دوست شاعر و همیشگیم...به شعرای شما نمیرسه داداش...ممنونم از لطفت:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٤
٠
٠
وای اقا پدرام تبریک خیییلی قشنگ بود خیییلی لذت بردم تازه من از شعرایی ک غزل و غزال و اینا داره خوشم میاد با غزل شروع شده:دی
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
سلتم و درود...:)))خوشحالم که خدشتون اومده. ..:)اینم واس شما...... ........آن غزالی که غزل نیز به بندش ننمود../ قصد جانم بکند یار،نجنگم چه کنم!؟...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١٤
٠
٠
خیلی مچچچچکررررم یادگاری نگهش میدارم خخخخ
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
نکته کنکوری:جمله های عربی تضمین شده در شعر برگرفته از مناجات امام علی(ع) ( «الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب » و جمله ی (استغفرالله ربی و اتوب الیه) و حدیث قدسی ((من تقدم الی شبرا. اتقدم علیه ذراعا ))به معنی اینکه هرکسی به اندازه ی یک وجب به سمت من بیاید به اندازه ی یک زرع به سمتش خواهم رفت می باشد) گرفته شده است.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٤
٠
٠
آها مچکریم
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٤
٠
٠
آقا من عربی ام خوب نیست... این بینتای عریبی اش رو بگید بی زحمت
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٤
٠
٠
:)
sadat_hosseini
sadat_hosseini
٩٤/١١/١٥
٠
٠
عالی بود . ممنون .
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٥
٠
٠
سلام و درود...ممنون از لطفتون
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١١/١٥
٠
٠
در مورد عشق زمینی و ظاهری بود درسته؟؟...بنظرم بیت سوم اگر حذف بشه میتونیم عشق معنوی بگیریمش...بازم مفهوم کلی در دست شاعره.خسته نباشید زیبا بود.:)منتظر اشعار معنوی هستیم.
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٥
٠
٠
سلام و درود ...در مورد عشق الهی و مناجات با خدا و شکایت از معشوق دنیایی بود.بیت سوم حذف بشه!؟میشه بیشتر توضیح بدین
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
اول شما به بنده بگین منظور از محرم چیه .:)محرم راز؟یا محرم و نا محرم؟
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١١/٢٠
٠
٠
باید همون محرم و نا محرم باشه...ببینید شما در بیت سوم دارین از اینکه نسبت به عشق دنیایی (خانوم x)نا محرم هستید و نمیتونید برید جلو شکایت میکنید .اگر این بیت حذف بشه بقیه شعر رو کامل بخونید بجز این بیت معنی دیگه ایی میده که انگار دارید در مورد یار که خداوند هست صحبت میکنید و در نماز و توبه و همدلی هم از خدا با خدا حرف میزنید.:)..البته نظر شخصی بود تک تک کلمات شعرتون کاملا قابل احترامه.:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٠١
٠
٠
درود فراوان بر شما و عرض تشکر از نقدو توجهتون و عذرخواهی برای جواب دادنم... در این بیت هرزه ی محرم برمیگرده به شعر و نفس در مصرع قبلیش..یعنی من شاعر مانند کسی که غیرت مند هست و یکی از محارمش به این مساعل بیتوجه است از شعر اشک آگینم و نفس کشیدن و زنده ماندنم رنج میکشم. و ربطی به معشوقه یا خالقی که شکایت به آن برده می شود ندارد.بازم اگه لازم هست جای دیگری از شعر یا توضیح بیشتری بدهم لطفا بگین:)
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١٢/٠٥
٠
٠
نه متشکرم .:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
مشکل حل شد...
PDrAM
PDrAM
٩٤/١٢/٠٦
٠
٠
!!!؟؟؟
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٤/١٢/٠٨
٠
٠
بله..متشکرم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/١٥
٠
٠
سلام دوست گرامی:قلمتان جاودان وشادی وعشقتان توأمان باد
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٦
٠
٠
:))) خیلی شعر قشنگی بود. لذت بردم. شما پزشکِ شاعرِ خوبی میشی :)))
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات