زخمم بزن / شعر

زخمم بزن / شعر

نویسنده : s_alavi

زخمم بزن، که زخم مرا مرد می‌کند

اصلا برای عشق سرم درد می‌کند

زخمم بزن که لا اقل این کار ساده را

هر یار بی‌وفای جوانمرد می‌کند

آن جا که رفته‌ای خودمانیم هیچ کس

آن چه دلم برای تو می‌کرد می‌کند؟

در را نبسته‌ای که هوای اتاق را

باد خزان حوصله دلسرد می‌کند

خاکستر غروب تو هر روز در افق

آتش پرست روح مرا زرد می‌کند

عاشق بکش که مرگ مرا زنده می‌کند

زخمم بزن که زخم مرا مرد می‌کند

(نجمه زارع)

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
*زخمم بزن که زخم مرا مرد میکند اصلا سرم برای عشق درد میکند * شعر زیبایی است ماشاله نجمه خانم دست مریزاد ادمین
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
شعرای خووووبی داره این خانوووم، مچکر مچکر مچکر
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
تبلیغات
تبلیغات