دست به قلم شوید!

دست به قلم شوید!

نویسنده : رضا ریاحی

با نزدیک شدن به پایان سال، وقت آن رسیده که دل به خانه تکانی دهیم. اما این‌بار جنس خانه تکانی‌مان فرق می‌کند. فقط کافی ست دست به قلم شوید و افکارتان را کمی روی کاغذ بتکانید و برای مسابقه داستان کوتاه نویسی آماده شوید! بدون شک این خانه تکانی برای جیمی‌ها به ویژه پاتوقی‌های عزیز، فرصتی خواهد بود محترم تا در جشنواره‌ای ملی به رقابت بپردازند. در این باب، نخستین جشنواره ملی داستان کوتاه با عنوان سه قلاتون در شهرستان گچساران و زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود که نویسندگان وعلاقه‌مندان می‌توانند دردو بخشی که در ادامه به آن می‌پردازیم، شرکت داشته باشند.

این جشنواره دردو بخش آزاد و بومی (اقلیمی) برگزار می‌شود و شرکت کنندگان می‌توانند در هر دو بخش با یک یا حداکثر دو داستان کوتاه شرکت نمایند. همچنین به نفرات اول تا سوم در هر دو بخش، لوح تقدیر، تندیس ملی جشنواره و به ترتیب مبلغ پانزده، ده و هشت میلیون ریال اعطا می‌گردد.

داوران نهایی این جشنواره را جناب آقای ابوتراب خسروی از نویسندگان و داستان نویسان بنام کشور، محمدجواد جزینی نویسنده و منتقد ادبیات داستانی و حسن بهرامی شاعر و غزلسرای خوب مان شامل می‌شوند. همچنین ازآن‌جا که هدف از برگزاری این جشنواره استفاده از ظرفیت‌های بومی در ادبیات معاصر می‌باشد، کارگاه نقد و بررسی آثار برگزیده نیز در حاشیه این جشنواره برگزار می‌گردد.

 

- چقدر وقت داریم؟

آخرین مهلت ارسال تا 20 بهمن ماه بوده و به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد.

 

- چطور شرکت کنیم؟

آثار خودرا درمحیط Word با پیوست کامل مشخصات خود و نام اثر به صورت جداگانه در صفحه اول هر اثر آماده کنید و به آدرس الکترونیکی dastanegachsaran1@gmail.com ارسال نمایید. یادآور می‌شوم که می‌توانید درهر دو بخش آزاد و بومی (اقلیمی) و با یک تا دو اثر درهر بخش شرکت کنید.

 

- برگزاری جشنواره چه زمانی است؟

زمان برگزاری جشنواره 25 الی 26 اسفندماه است.

 

- هزینه شرکت درجشنواره چقدر میشه؟

درصورت گزینش و حضور درجشنواره، هزینه رفت و برگشت بعلاوه اسکان به عهده دبیرخانه جایزه ملی داستان کوتاه گچساران می باشد.

این هم، از قرارِ خانه تکانی فرهنگی امسال ما برای شما که امیدوارم اتفاقات خوبی درانتظار همه نویسندگان و علاقه مندان حاضر باشد. پس فرصت رو ازدست ندهید و از همین حالا شروع کنید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هاچ
هاچ
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
میگم بیایم گروه گروه بشیم داستان بنویسیم که درصد مقام آوردن بره بالا :))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
١
٠
اینم میشه، فکر خوبیه // منم که مجبورم مسئولیت دریافت و نگهداری جوایزو درصورت مقام آوردن به عهده بگیرم، دیگه مجبورم میدونین :))
هاچ
هاچ
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
آره درک می کنم مسئولیت خطیری هم هست از قضا :))
شادزی خانوم
شادزی خانوم
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
ان بار تشكر بابت اطلاع رسانيتون :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
خواهش میکنم، موفق باشین :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
آقا گچساران کجاست؟؟
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
فکر کنم مال کهگیلویه و و بویراحمده ... اگه اینجا نبود مال چهارمحال بختیاریه :دی
هاچ
هاچ
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
زهرا به شاخکم سوگند که تو هم از بچگی این دوتا استانو قاطی می کردی :))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
جنوب غربی کهگلویه و بویراحمد // :))
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
جیم مسابقه نداره؟
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ن درحال حاضر :))
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
رو منم حساب نکنن یه وقت خخخ
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ممنونم ازاین که به موقع خبردادین :)))
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
از این ورا رضا!؟ :)
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
گفتم فراموش نشیم :|
مهربانو
مهربانو
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
این داستان موضوع خاصی نداره؟؟و این که داستان کوتاهه یعنی حداکثر چند کلمه یا خط باشه؟؟ممنون
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
دردوبخش آزاد و بومی میتونید کارکنین، محدودیت موضوعی پس ندارین // به خط و کلمه اشاره نشده و محدودیتی نداره اما داستان کوتاه یک عرفی داره خب که باید رعایت بشه // من پیشنهاد میکنم به موضوعات بومی اقلیمی بیشتر بپردازین // ممنون ازشما :))
z_amini
z_amini
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
چی دوست دارین از گچساران بیارم براتون؟!:))
رضا ریاحی
رضا ریاحی
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
:))))) بشه که ماهم ازاین اعتماد به نفس ها داشته باشیم ;))
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات