مَن حیث المجهول

مَن حیث المجهول

نویسنده : 151

گاهی اوقات که با خودم تنها می‌شوم٬ این فکر به سرم می‌زند که شاید من٬ اصلا اهل این کره‌ی خاکی نیستم. با ناخن‌های انگشتانم روی پوستم می‌کشم. شاید این پوست٬ لباسی بیش نیست‌. شاید اصلا آدمیزاد نیستم٬ که هیچ کس٬ زبان من را نمی‌فهمد. شاید زبان و گویش من متعلق به این جهان نیست. نمی‌دانم٬ ولی گمان نکنم این درست باشد٬ چون من حرف بقیه را خوب می‌فهمم ولی بقیه انگار با یک جسم ناشناخته طرف هستند. مانند کسی که با  یک شخص خارجی صحبت می‌کند و بدون فهمیدن حرف‌هایش٬ فقط سرش را به نشانه ی تأیید تکان می‌دهد. 

سخت است. خیلی سخت است که پای درد و دل‌های همه بنشینی و درکشان کنی ولی هیچ کس نباشد تا درکت کند. دوای هر دردی باشی و درد بی‌درمان شود دردت.

می‌شوی مثل یک شیشه‌ی شفاف٬ که با مرور زمان٬ کدر تر می‌شود. کدر می‌شود تا بالاخره روزی ترک بردارد. نمی‌دانم٬ شاید هم واقعا من را نمی‌فهمند. شاید من یک خورده مجهول و غیرقابل درک هستم. معادله‌ی چند مجهوله‌ای که هیچ استاد ریاضی‌ای قدرت بدست آوردن x و y و z هایش را ندارد‌‌. ولی شک ندارم یک معادله‌ی چند مجهوله‌ دیگری در یک گوشه از همین جهان ریاضی وجود دارد که با ترکیب کردن‌مان همه مجهولیت‌های‌مان حل می‌شوند. معادله‌ای که جواب‌های من در او و جواب‌های او در من است.

شاید هم کتابی هستم با خط و رسم ناشناخته که هیچ تاریخ شناسی توانایی ترجمه مرا ندارد. ولی مطمئن هستم که در همین کتابخانه‌ی بزرگ٬ کتابی وجود دارد که ترجمه‌ی تک تک کلمه‌های من در آن هست. کلماتی که خیلی ساده هستند ولی فقط برای یک نفر.

من به دنبال کسی هستم که از خنده‌های همیشگی‌ام شاکی شود، نه این‌که ساده از کنار این همه لبخند بگذرد. دنبال کسی هستم که من را بشنود٬ از  سکوتم٬ فریادم را که همه می‌شنوند. من را بخواند٬ از  نانوشته‌هایم٬ نوشته‌هایم را که هرکسی می‌خواند. من را بخواهد٬بخاطر تفاوت‌هایم ٬شباهت‌که نامش رویش هست. من را ببیند، حتی در خواب‌هایش٬ در بیداری که همه مرا می‌بینند.

آینده را فقط خدا می‌داند ولی شاید یک روزی٬ یک جایی در همین جهان پر از پاسخ٬ پیدا کنم  معادله مجهول خودم را. معادله‌ای که با ترکیب کردن‌مان٬ جوابش مثبت بی‌نهایت عشق و احساس باشد. به دور از هرگونه تعهد و محدودیت نمادین ریاضی! ریاضی شاید پیچیده و گسترده باشد ولی هیچ وقت جواب و منطقی برای معادله عشق٬ متصور نیست. چون قلب هیچ وقت منطق و حساب و کتاب سرش نمی‌شود وگرنه نامش مغز می‌شد٬ نه قلب.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
چه بلند و ...! :دی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
منتظر این جواب بودم!!ممنون بخاطر ...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
:) اهل تلافی نیستم ولی خب...:دی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
مشخصه واقعأ ٬ولی...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
چ عکس وحشتناکیم گذاشتن براتون خخخ
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
دفع مخاطب داره این عکس اصلأ!! عاقا بچه ها میترسن٬نذارین از این عکسا!
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
اها راستی.. بسوزه .. بسوزهD:
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
دیر گفتید!قبول نیست!
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
ب هر حال بسوزه .. بسوزه دیر و زود داره سوخت و سوز... نع:)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
زیبا نوشته بودید / اما واقعا حاضرید برای پیدا کردن نیمه مجهولتان همه جهان رو بگردین :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
پاش بکشه به فضا هم میرم:)
هاچ
هاچ
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
اینکه نوشتین در بیداری همه مرا می بیند. جمله ی باحالی بود :) ولی جالب اینجاست که تو بیداری هم خیلیا خیلیا رو نمی بینن :))
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
بله٬منظورم فیزیکی بود٬وگرنه حرفتون صحیحه!!این روزا٬خیلیا٬خیلیای دیگه رو نمیبینن!ممنون ک خوندید!
yasoon
yasoon
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
چه قشنگ بود ... تیتر هم خیلی خوب بود... منو جذب کرد
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
نظر لطفته!!همین ک شما رو جذب کرده٬من قانعم!
v-qavam
v-qavam
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
خیلی خوب نوشته بودی محمد درکت می کنم:) عالی بود
Patrick.S
Patrick.S
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
هركسي از ظن خود شد يار اين //// از درون او نجست اسرار اين
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ممنون ک وقت گذاشتی و خوندی!ولی مطمئنی که درکم میکنی؟!
Patrick.S
Patrick.S
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
عزيزم بزرگ ميشي بعد ميفهمي فكر ميكردي حرف ديگرانو ميفهميدي بعد متوجه ميشي نمي فهميدي اونا چي ميگن بعد ميفهميي اونا ميفهميدن تو چي ميگي. مطمئنم بعدآ ميفهمي من چي گفتم.
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ممنون ک خوندید!من فقط خودم میدونم اطرافم چ خبره٬شما هم نمیتونید حدس بزنید ک من دارم چیکار میکنم‌ یا بقیه با من چیکار میکنن.آینده هم دست خداست.
Patrick.S
Patrick.S
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
شاعر ميفرماييد اگر ديدي جواني بر درختي تكيه كرده بدان عاشق شده ست و گريه كرده شاعر گران قدر ديگري هم ميفرماييد : اين شبي كه ميگم شب نيست اگه شبه مثل اون شب نيست امشب مثل ديشب نيست هيچ شبي مثل امشب نيست شاعر گران سنگ نيز عرض كرده: يارب مرا ياري بده تا خوب آزارش كنم////هجرش دهم..... زجرش دهم...... خوارش كنم...... زارش كنم......... كدوم يكي رو بيشتر مي پسندي؟؟؟
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
:|
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
محمدجان یادداشت شسته رفتۀ باحالی بود که اشکالی درش ندیدم. عنوانت هم خیلی جالب انتخاب کردین. باریکلا!
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
متشکرم جناب میرزا!
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود / که نمی شود متاسفانه در عصر انسان های ماشینی 😐
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
دقیقأ همینه اصلأ:)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
قشنگ بود. تا پاراگراف دوم انگاری داشتی وصف من رو می کردی :-)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
از این که همزاد پنداری کردی٬خوشحال نیستم٬چون دوست ندارم کسی اینطوری باشه.ولی امیدوارم ک حل بشه و موفق بشی تو راهت!ممنون ک خوندی!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
تعبیراتتون جالب باد
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
تشکر بابت حضورتون!
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
محمد تا تو یه داستان با پایان بسته ننویسی من سایر نوشته هات رو تحریم می کنم!!
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
یعنی بخاطر شما هم ک شده باید یک داستان با پایان بسته بنویسم!!منتظر باش!همین ک بیای و کامنت بزاری من قانعم!
m_tahersetoode
m_tahersetoode
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
تیترخوبی داشت ادموجذب میکنه
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ممنون ولی خود متن چطور بود؟!!
elnazi
elnazi
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
دوتا پاراگراف آخرشو خیلی دوسداشتم ! لذت بردیم !موفق باشین !
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ممنون!اصلأ اون دوتا بند آخر٬داستانش جداست از موضوع!خودمم همون تهشو دوست دارم٬باقیش اصلأ دوست داشتنی نیست٬حتی برای خودم:(
حلما
حلما
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
از همین الان ب فکر راه حل برای این معادله افئدة المجهول افتادین؟!:دی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
یه سری از معادله ها رو باید سریع حل کنی٬وگرنه مشکل ساز میشن٬این یکی از همون موارده!!شایدم دیر شروع کرده باشم تازه :))ممنون بابت وقتی ک گذاشتید و خوندید!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ای ول داش محمد، بازم یه مطلب خیلی خوب نوشتی :)))
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
مخلص داداش سجاد!!نظر لطفته!ممنون بابت نظرتت!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
چاکرم :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
تیتر خیلی خوب بود. همه مون یجورایی این دوران رو گذروندیم و همین حس ها رو داشتیم! همه هم یه همچین متنی احتمالا یه جایی نوشتیم! خواستم بگم طبیعیه، سخت نگیرید! / راستی یاد این جوکهایی افتادم که آخرش می گن خب ببینیم چند نفر امروز میان تو پی وی، به امید خودت! :))) / موفق باشید و دلتون شاد :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
اول از هر چیزی٬ممنون ک تشریف آوردید و خوندید!بعدش٬این نظر شخصی شماست و از حال همه خبر ندارید که اینطوری بودن یا هستن! در آخر هم باید بگم٬بدی جیم همینه ک پی وی نداره!!خیلی بده اصن :))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
پیدا میکنه معادلت رو، اندکی صبر لازمه. مطلب خیلی خوبی بود از نظر من. نویسنده خوبی هستی آقا محمد :)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
خیلی ممنون!ان شاءالله پیداش میکنم!
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
عالی بود:) ایشالا که به خواسته تون برسید
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
متشکرم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤