نقد یا توهین؟!
یک پیشنهاد و یک تلنگر

نقد یا توهین؟!

نویسنده : زهرا ظفرمهاجر

ابتدا یک گِله کوچک از منتقدان:

متاسفانه مدتی ست نقد طنز با بزرگنمایی عیوب و نادیده گرفتن حسن‌های یک مجموعه متداول شده؛ این روزها شاهد انتقادات تند و تیز زیادی به سریال طنزی هستیم که این شب‌ها از کانال ملی پخش می‌شود و با توزیع آثار قوی‌تری همچون «نهنگ عنبر» قلم‌شان تندتر می‌شود و خلاصه همه این انتقادات می‌شود: کارگردانی ضعیف، سناریوی ضعیف‌تر و این‌که هر چه در این سال‌های اخیر به نام طنز پخش شده‌است صرفا هجویست که سعی دارد با چپ کردن چشم یا تمسخر لهجه، نهایتا با کفش‌های واکس خورده‌ی زندانیان یک بند، مردم را بخنداند.

خطاب به این عزیزان؛ اولا نقدی سازنده است که همراه با یک پیشنهاد سازنده باشد؛ پس به جای کوچک شمردن زحمات عده زیادی که جزو سازندگان این مجموعه هستند، کمی هم پیشنهاد سازنده در جهت پیشرفت عرصه طنز کشورمان داشته باشیم.

دوما آیا پرداختن به این بحران اجتماعی که جزای مناسبی برای مجرمین وجود ندارد و همین باعث افزایش سرسام‌آور آمار جرم و جنایات شده با ارزش نیست؟ و یا پرداختن به مادی نگری امروزه جامعه ما که باعث شده فرد زندانی که تحصیل نکرده و انسانی سطحی نگر به شمار می‌آید و تنها نقطه مثبتش ثروتی ست که از راه کلاهبرداری کسب کرده؛ دلباخته وکیلی شود که در تحصیلات، ورزش، هنر و ... سر آمدست و از مثبت بودن جواب ایشان هم کاملا اطمینان دارد، زیرا صرفا شخصی ثروتمند محسوب می‌شود! کمی منصف باشیم، این مجموعه اثر بی‌ارزش یا کم ارزشی نیست.

سوما زمانی که قرار نیست با صنف خاصی شوخی شود و به سبب زندگی در یک کشور اسلامی، ناخودآگاه خط قرمزهای بی‌شماری داریم؛ چه چیزی برای ایجاد یک طنز باقی می‌ماند؟

و در ادامه...

این روزها بازار فیلم «نهنگ عنبر» به کارگردانی «سامان مقدم» که راوی عشق چهل ساله ارژنگ (رضا عطاران) به رویاست (مهناز افشار) با ورود به شبکه نمایش خانگی داغ داغ شده؛ در این فیلم شاهد زندگی مردی هستیم که راس ساعت پنج روز تولد پنجاه سالگی‌اش به مرور خاطرات زندگی خود می‌پردازد و رفته رفته ما را با شخصیت‌های دیگر فیلم مثل فرناز (ویشکا آسایش)؛ هانیه توسلی، نادر سلیمانی و... آشنا می‌کند. به طور خلاصه تماشای نهنگ عنبر در این شب‌های بلند زمستان، همراه خانواده، خالی از لطف نیست.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
به نظر من درحاشیه ۲ ضعیفه، ضعیف بودنش هم تقصیر صدا و سیماست ، اگه از درحاشیه۱ دفاع می کرد، مدیری تمام تلاششو می کرد تا درحاشیه۲ رو خوب بسازه.
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
بله به نظر منم متسفانه کار قویی نیست ولی این هم به معنیه بی ارزش بودن کار نیست؛چون من نقدهای وحشتناک تندی رو نسبت به این سریال دیدم ؛خواستم که هم گله ایی کرده باشم هم پیشنهادی داده باشم؛مرسی که نوشته ی منو خوندید ممنونم
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٤/١١/٠٧
٠
٠
راستش کلا با در حاشیه حال نمی کنم.آخه اونفدر عمیق نیست درحالی که با یک مسئله عمیق رو به روست
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
کاملا قبول دارم قوی نیست ؛ولی دیگه خیلی خیلی خیلی کم لطفی در حقش میشه
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
الان منظورتون درحاشیه اس؟ این دفعه اصلن اصلن خندم نمیگیره باهاش چرا خو ؟ مچکر مچکر مچکر
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
دلایلشو گفتم دیگه:))درسته اینبار قوی نیست
e_yousefi
e_yousefi
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
سلام. من سریال در حاشیه رو ندیدم و نمی تونم نظری بدم. اما با بند آخر مطلبت درباره در حاشیه و اینکه خطوط قرمز طنز پردازی اونقدر زیاده که نمی شه واقعا چیزی ساخت در حدی موافقم. اما مهران مدیری همیشه نشون داده که ستعداد اینو داره که با همین خطوط قرمز کلی سریال طنز خوب بسازه اگر چه همیشه نوعی هجو هم همراه سریال بوده اما نگاه نقادانه به فضای اجتماعی و سیاسی رو داشته. مثلا برره. به هر حال مطلبت آدم رو دچار تامل می کنه که درباره هیچ چیزی به سرعت قضاوت نکنه و همه شرایط سازنده ها رو در نظر بگیره. در هر صورت باید در متن خودت هم اون روی سکه رو می دیدی و به بیننده هایی منتقد هم حق می دادی. با این همه امیدوارم بیشتر بنویسی و هر روز هم بهتر بشه نوشته هات. موفق باشی.
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
مرسی خانوم یوسفی:)انشا..با کمک های شما بهتر خواهم نوشت
elnazi
elnazi
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
سلام، من اتفاقا دوسدارم درحاشیه رو! خیلی هم میخندم هروقت که ببینمش! مطلبتونم خیلی خوب بود....
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
مرسی عزیزم ؛خیلی مچکرم که وقت گذاشتی و یادداشتمو خوندی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
کیفیت پایین داستان به کنار موسیقی متن فرار از زندان را چرا پخش میکنید اخه! کپی برداری از صوت و محتوای یک فیلم میشودسوژه ساخت یک سریال!
z_z_mohajer
z_z_mohajer
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
بازم میگم من موافقم که اثر قویی نیست ولی بعضی از تندروی ها به اسم نقد حتی منم آزار میداد چه برسه اون بنده خداهارو !تو متن نوشته م هم بود باید پیشنهاد سازنده داشته باشیم عزیزم
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/١٠
٠
٠
اولا پیشنهاد سازنده من و تو مخاطب ره به جایی نخواهد برد دوما انتقاد درست کردم مثل اینکه! مشکل برخی سریالهای ایرانی کپی کردن سناریوهای خارجی و حتی صوت بی نظیر انهاست که کار اشتباهی است هر موسیقی متن مختص ان فیلم یا سریال است و نباید دست درازی کرد و تصمیم گرفت
mohem_nist
mohem_nist
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
زهرای عزیز سلام من هم مثل خانم یوسفی نشد که ببینمت ولی با قسمت دوم مطلبت موافقم ممنون بابت مطلبت :-)
باران
باران
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
به نظرمن درحاشیه خنده دار ولی بعضی از قسمت هاش خیلی بی معنی،،،زهرا جون ممنون, که داستان قشنگت رو برای ما فرستادی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٠
٠
٠
کلا فیلم طنز از نگاه کارگردان های ما تبدیل شده به اجرای حرکات ساده لوحانه و کلا به قول معروف چرت و پرت گفتن! چشمتون روز بد نبینه پریشب داشتیم با خانواده گینس رو نگاه میکردیم حالمون بد شد اصلا !!! این نهنگ عنبر هم چندان طنزی نداشت! یعنی نصف بیشتر فیلم که توش بزن و برقص بود و به خاطر همینا ملت رو میخواستن بخندونن 1/3 پایانی فیلم بدک نبود به نظر من
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧