چراغ دستشویی را خاموش نکنید!

چراغ دستشویی را خاموش نکنید!

نویسنده : mohammad_rad

یکی از رهبران القاعده گفت آمریکا را نابود و سر اوباما را از تنش جدا می‌کند.

به‌ هر حال همین که آدم بداند چه تصمیمی در زندگی دارد خودش جای تبریک و تقدیر دارد. ما هم یک رفیقی داریم که معتقد است می‌تواند مشکل اقتصاد ایران را حل کند اما منتظر است رئیس بانک مرکزی زنگ بزند بگوید من استعفا می‌دهم تو بیا. البته مسئله‌ای که این رهبر القاعده دارد این است که حواسش نیست که انتخابات آمریکا پیش‌روست و اوباما بای‌بای. آدم قبل از این‌که بخواهد مشکل دنیا را حل کند، بد نیست کمی اخبار نگاه کند تا ضایع نشود. فکر کن القاعده بخواهد برود سر اوباما را جدا کند، با اتوبوس که نمی‌تواند برود، باید هواپیما بلند کند؛ بعد رفت و رفت و رفت و رسید به کاخ سفید و دید‌ ای‌بابا! اوباما نیست و دونالد ترامپ دارد جلوی دوربین شکلک درمی‌آورد. بعد القاعده سر کی را ببرد بگذارد کف دستش؟ این‌ همه هزینه کن برو تا آمریکا، معلوم است عصبانی می‌شود و هواپیما را می‌زند توی ساختمان مردم.

البته آدم باید منصف باشد. راه‌حل رهبران القاعده راه‌حل غلطی نیست. آن‌ها اعتقاد شدیدی به دیالوگ دارند؛ مثلا وقتی با شما حرف بزنند و متقاعد نشوند و زبان شما را نفهمند زبان شما را می‌کَنند؛ یا وقتی شما باهاشان سربه‌سر بگذارید سر شما را می‌کَنند. این‌ها معلوم است توی بچگی اذیت شدند. خود ما یادمان است یک‌بار وسط مهمانی رفتیم دست‌مان را بشوییم، بچه صاحبخانه چراغ را از بیرون خاموش کرد و خندید و دوید و رفت. ما واقعا وسط زمین و زمانگیر کرده بودیم و روابط‌مان داشت با کل فامیل قطع می‌شد و دست‌مان هم به جایی بند نبود. دقیقا یادمان است که فریاد زدیم ‌ای بچه فامیل ... پایم را از این‌جا بگذارم بیرون هم فامیل‌تان را نابود می‌کنم هم سر تو را از تنت جدا خواهم کرد.

به‌ هر حال هر کسی یک‌طوری مشکلش را حل می‌کند. ما ماندیم چرا آدم‌هایی که عادت به بریدن سر و پرتاب بمب ندارند، مشکلی ندارند. به‌جای آن هر کی آدم ‌قاطی‌ای است افتاده به جان جهان. آیا دوستان‌شان چراغ را روی این‌ها در کودکی- وقتی دستشویی می‌رفته‌اند- خاموش می‌کرده‌اند، که اینان این‌طور از جهان نفرت دارند؟ ما نمی‌دانیم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
رضا تمجیدی
رضا تمجیدی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
جناب راد عزیز موضوع انتخابی شما جالب بود ولی کمی کشدار بود اینکه رفیقتان میخواهد اقتصاد را درست کند ربطی به موضوع اصلی نداشت و مخاطب رو خسته میکنه.میشد جمع و جورتر بنویسید و خلاصه تر.لزوما هر نوشته ی بلندی زیبا نیست و بالعکس.اینکه نظرمو گفتم و اگه باعث دلخوریتون شد پوزش میخوام.موفق باشید
هاچ
هاچ
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
ولی این نوشته ی ایشون نیست فکر کنم... آخه علامت کنارش به معنی اینه
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٤/١١/٠٣
٠
١
زنده باد داعش
meshkat
meshkat
٩٤/١١/٠٤
٠
٠
من دوبار متنو خوندم کلی خندیدم‎:-)‎
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
زندگی کردن با نقاشی ات را دوست دارم

بابا لنگ دراز عزیزم

٩٥/١٢/٠٨
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات