جون مادرت بیا مال من باش

جون مادرت بیا مال من باش

نویسنده : translator

آقای پورسرخ تروخخخخداااا؛ تروخدا آقای پورسرخ...

این‌ها زجه‌هایی است فراتر از زجه‌های یک ترم آخری برای گرفتن هفتاد و پنج صدم از استاد برای پاس شدن نمره لب مرزی‌اش. حتما تا به حال حداقل یک فیلم از لحظه‌ی ورود یا خروج افراد مشهور از محفل یا مکانی را دیده‌اید که با استقبال هجومی ملت محترم مواجه می‌شوند که البته در ملاقات‌های حضوری 99 و 99 صدم درصد جمعیت دختران دم بخت هستند که با تمام قوای خود آمده‌اند تا یقه‌ی مرد آرزوهای‌شان را بگیرند و کشان کشان ببرند در گاو صندوق پدرشان پنهانش کنند.

حال هرچه این فرد مشهور (در این‌جا مرد زیباتر؛ هیکل گلدانی‌تر و ایضا مجردتر) قش و ضعف هم برایش بیشتر. از این فیلم کوتاه چند دقیقه‌ای که اخیرا از حضور بازیگران در افتتاحیه مرکز خرید اطلسیه مشهد و پرش بی‌بذیل پورسرخ از بین بادیگاردها و جمعیت خواستگاران به سمت مسیر خروجی بگیرید تا ورود بازیکنان پرسپولیس به فرودگاه مشهد و روانه شدن گروه دست بوسی به طرفشان. باید با چشمان خود می‌دیدید که چنان به پروپای سوشا مکانی از نوک سر تا ریگ زیر کفشش می‌پیچیدند که انگار جهت تبرکی گرفتن برای بیمار لاعلاجی دخیل شده‌اند. و مادر موقر و محجبه‌ای که به خاطر علاقه‌ی دخترش به فلان بازیکن با او راهی فرودگاه شده بود.

رفتار شهور (جمع افراد مشهور) هم در این مواقع متفاوت است. برخی ایستاده و چند امضا می‌دهند و عکسی می‌گیرند؛ بعضی در همان لحظه به سربه زیرترین لحظه‌ی عمرشان می‌رسند و جمعیت را پیچانده و سریع رد می‌شوند؛ دسته‌ای هم با گام‌های سریع حین رد شدن به عشاق نگاهی کرده؛ دستی تکان داده و رویم به دیفال ماچی می‌فرستند صرفا جهت خالی نبودن عریضه.

جالب این‌جاست که عاشق جماعت همیشه کور بوده و هست؛ بعد از مدتی که فیلم فرد مورد نظر با جمعی از دوستان؛ آشنایان؛ اقوام وابسته؛ دوستِ دوستان و دوستان دوست و غیره ذالک لو می‌رود یا عکسی با همین مضمون منتشر می‌شود، عشاق در اینستاگرامش پست می‌گذارند:

- خیلی بووووقی، خیییییییییلی. اصلا فکر نمی‌کردم انقدر بیییییب باشی

- مهلت از دلم لفت پلویز ؛ اخه چلاااا؛ چلا ؟

- وای خیلی بی قیدی چرا انقدر راحت دست مهناز بختیاری رو گرفتی؟

غافل از این‌که دست گرفتن. بی پرده صحبت کردن و خیلی کارهای دیگر که برای ما ناخوشایند محسوب می‌شود برای اکثر این شهور کاری است بسیار عادی و چه بسا که در پشت دوربین یا در زندگی شخصی خیلی راحت‌تر از آنچه فکرش را بکنید رفتار کنند.

آنجاست که باخراب شدن اوضاع ؛ شهور محترم به جای لب خوانی آهنگ‌های عاشقانه؛ ملوانان خلبانان و یاد امام و شهدا را با محاسن بلند و یک انگشتر عقیق که کاملا در حلق لنز دوربین است لب خوانی کرده تا بلکه بچه‌های بالا فکر کنند که ایشان نادم شده‌اند.

حال آن عده‌ای هم که فعلا گافی از عشق خود ندیده‌اند و سن ازدواج‌شان هم دارد خط قرمز خویش را سپری می‌کند و از طرفی هم دست‌شان هم از به چنگ آوردن آن نامبرده کوتاه است؛ در واقعیت سعی در شبیه سازی دارند. به یک نمونه‌ی نادر توجه کنید:

یکی از آشنایان به خواستگاری دختری رفتند و بعد از دو روز معطل ماندن برای افکار بسیار متفکرانه‌ی عروس خانم. مادر دختر به مادر پسر فرمودند: ببخشید جوابمون منفیه، دخترم یکی رو میخواد که شبیه علی ضیا باشه.

آن‌جا بود که به جای دو شاخ، هشت عدد شاخ با سایزهای مختلف از نقطه فوقانی سرمان بیرون زد و هر دو مردمک چشم‌مان از حدقه بیرون زده و به سرشاخ ششمی فرو رفت این‌جاست که باید گفت: لاعیب؛ نو پرابلم؛ باش تا دولتت بگذرد عزیزم.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ضجه// عالی بود خانم؛ طنزی هم که با جمله بندی ها ایجاد شده بود، خوب و نرمال بود. مطمئن باشید بالاخره یه جایی سری به سنگ خواهد خورد. مرسی از شما
translator
translator
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
خیلی متشکر و ممنون از نظر شما
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
خواهش می کنم؛ وظیفه بود.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
متن خیلی خوبی بود جمله بندی ها عالی ولی من از کلمه های دختر دم بخت و تورو خدا مال من باش و ازین جور حرفا خوشم نمیاد انگار بهم برمیخوره:|
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
اوخییی:))
z_amini
z_amini
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
غزاله خانوم...هرچی میکشیم از این جنس بظاهر احساساتی خودمون میکشیم...واقعا بعضی ها مایه ی ننگ جنس زن هستن...
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
منم البته خودم احساساتیم خیلییی زیاد ولی وپلی واقعا مایه ابرو ریزی نیستم خخخ فقط احساساتم گاهی ب خودم ضربه میزنه
translator
translator
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
مرسی غزاله جان ولی شما به خودت نگیر چون هستن اینجور دخترا حتی شدیدتر که تو این مطلب نگفتم که متن خیلی طولانی نشه ... و در عوض دخترای فهمیده ای هم مثل شما هستن :) پس بیا به اطراف بدون تعصب نگاه کنیم :))
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
ممنون بابت مطلبتون. این ملت نمی دونم چی گیرشون میاد از امضا گرفتن و عکس انداختن
translator
translator
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
خواهش میکنم . ممنون از شما
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٥
٠
٠
من تو مطلب قبلی تون ازتون سؤال کردم! هیچی جواب ندادید
translator
translator
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
جوابتون رو دادم لطفا برید به پروفایلتون از بالای صفحه که نوشته جیم من بعد برید به قسمتی که عکس قلم داره یعنی مشاهده نظرات مرتبط باشما بعد قسمت پایینش که نوشته پاسخ به نظرات شما رو نگاه کنید . کلا همه ی جواب ها به نظرات شما برای هر مطلبی میاد اونجا. ممنون موفق باشید
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١١/٠٦
١
٠
جا داره بگم " پناه بر خدآ "
translator
translator
٩٤/١١/٠٨
١
٠
پس همه با هم پناااااااااااه بر خدا :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
خیلی جالب بود:)) مرسی
translator
translator
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
ممنون از شما. خواهش میکنم
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
پدر عاشقی بسوزه، دم مامانه گرم با دخترش رفته فرودگاه !!!
translator
translator
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
بسوزه که همه رو سوخونده خخخ. اره بعضیام این مدلین
admincheh
admincheh
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
آی گفتی ، خب دختر خوب این قدر تو رویا سیر نکن !البته پسرا هم داریم که کلی تو رویا هستن کافی ِ به اینستا بازیگران خانوم سر بزنید ! حیفم اومد نگم «غش» درسته ، چون حیفه متنت با چند تا اشتباه نوشتاری ایراد دار بشه :) مرسی الهام جان
translator
translator
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
اره درسته ولی امار دخترا بیشتره :/ وا چه تابلو کار خوبی کردی گفتی واجب شد یه کلاس دیکته برم خخخ ممنون پاییز عزیزم :)
Banoo_n
Banoo_n
٩٤/١٢/٢٣
٠
٠
منم کلیپ و دیدم کم مونده بود گریش بگیره :|
translator
translator
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
اره واقعانم چه ناله ای میکرد طفلی
translator
translator
٩٥/٠١/٠٤
٠
٠
اره خخخ :/
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
باسلام و عرض ادب ... تولدتون مبارک :)
translator
translator
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
باسلام و عرض ادب . ممنون و متشکرم :)
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٠٥
٠
٠
ضمن عرض سلام و احترام؛ عیدتون مبارک و ایضا تولدتون هم مبارک! شاد و خرم و سلامت باشید!
translator
translator
٩٥/٠١/١٠
٠
٠
سلام جناب میرزا خیلی ممنونم عید شما هم مبارک . باز هم سپاس فراوان از لطف شما
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣