دوری و دلتنگی

دوری و دلتنگی

نویسنده : translator

مدتی بود به دلیل مشغله‌ی زیاد توجهم کمی از او صلب شده بود. نه اینکه کاملا بی توجه شده باشم ها نه ؛ اما کم‌تر به سراغش میرفتم. از کنارش که رد میشدم انگار دلش می خواست به کنارش بروم و کمی وقت خود را با او سپری کنم اما انگار در این غوغای زندگی تنها چیزی که برایم کم اهمیت‌تر شده بود او بود. البته از حق نگذریم با آنکه رابطه‌مان کمی سنگین شده بود من همیشه در اندیشه‌ی خاطرات شیرین گذشته‌مان بودم و خدا خدا می‌کردم تا کمی فراغت زمان پیدا کنم تا دوباره با یار همیشگیم هم نشین شوم و با او از دغدغه‌ها و افکارم بگویم؛ من بگویم و او بنویسد.

چقدر دلم تنگ شده بود برای یک خلوت دنج؛ من؛او و لوحی برای ثبت گفته هایم من از دل مشغولی هایم بگویم و او مثل همیشه ان ها را ماندگار کند بعد بنشینم و سیر نگاهش کنم و بگویم؛ دیگر تنهایت نمیگذارم ای یار باوفایم ؛ ای قلم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
من که تازه نوشتنو شروع کردم.... ولی فک کنم شما خیلی وقته دارین می نویسین.... چطوری میشه خوب نوشت مثه شما؟؟؟؟؟
translator
translator
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
اشکالی نداره هیچوقت دیر نیست . من اره . ممنون لطف دارین خیلی اساتید هستن اینجا از من خیلی حاذق تر که من شاگردشونم . سعی کنید مطالبی که توی انجمن نویسندگی گذاشته میشه رو ذخیره و مطالعه کنید و به صورت کاربردی توی نوشته هاتون از نکاتش استفاده کنید و سوالاتتون رو از ادامین محترم بپرسین و خیلی چیزهای دیگه که با دست به قلم شدن متوجه میشید. ان شاالله موفق باشید
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
یه سؤلل دیگه هم داشتم... چی میشه ک موضوع توی ذهنت هست ولی نمی تونی بنویسی؟؟
translator
translator
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
این مشکل تقریبا همه بوده از جمله خودم ؛ اول قشنگ درباره سوژه و جذابیتش و به روز بودنش و شروع و پایان و محتواش فکر کنید بعد شروع کنید به نوشتن من خودم بیشتر از نوشته هام سوژه نو ذهنمه که متاسفانه بعضی وقتا به خاطر همین سردرگمی یا تنبلی در نوشتن به رشته تحریر در نمیاد بعد میبینم یکی دیگه درباره سوژه مورد نظرم مطلب نوشته :)) که این اصلا خوب نیست و نباید ترسید از نوشتن یا اینکه تنبلی کرد یا که بگیم نکنه مطلب بدی دربیاد و باخودشون فلان فکرو کنن... سعی کنید دغدغه های ذهنیتون رو رو کاغذ بیارین با این کار به مرور اشکالاتون مشخص میشه و کم کم مطالبتون هم جذاب تر و با کیفیت تر میشه . من خودم وقتی دارم مینویسم چند خط که نوشتم دوباره از اول میخونم بعد ادامشو مینویسم باز یکم دیگه که نوشتم باز از اول میخونم بعد ادامشو مینویسم ینی اینجوری حس بهتری دارم و مطالب بهتری برای ادامش به ذهنم میاد. کارای زیادی هست یکی ددیگش اینه که مطالعه زیاد داشته باشید از سبک هر نویسنده ای که خوشتون اومد سعی کنید تکنیکاشو رو مطالبتون اجرا کنید و خودتون هم خلاقیت به خرج بدید. بازم میگم حتما مطالب انجمن نویسندگی رو بخونیدو سعی کنید تا ملکه ذهنتون بشه تا ناخوداگاه موقع نوشتن اون مطالب توی نوشته ی شما پیاده بشه و بنویسید و بنویسید و بنویسید ... موفق باشید
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
واقعا قلم بعضی وقتا بهترین دوسته ادم. برای خالی کردن خشم برای ابراز علاقه و ...
translator
translator
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
بله همینطوره . ممنون
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
این مشغله هایی که واسه خودمون درست میکنیم مارو از همه چی میندازه! به خاطر یک مشت پول!
translator
translator
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
نه فقط پول و نمیشه هم مسغله نداشت چون زندگیه و هزار نیاز و تلاش و مسئله ... ممنون از شما
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات