تا هست ‌خداوند٬ مرا نیست‌ غمی 

ما را نَبُود هراس از هیچ کمی 

تا هست نَفَس به نام او می‌آید 

بی اذن خدا نباشدم آه و دمی 

چشمِ ‌همه ‌جهان ‌به ‌بخشندگی‌اش 

در راهِ خدا٬ کاش بُوَد هر قدمی 

درکارِ جهان گذر زِ ما و من کُن 

دنیا که فقط نیست برای شکمی 

باشد چو زِ ما رضا ٬ به کُلِّ عالَم 

ما را چه ‌نیازیست ‌به‌ حور و صنمی 

تا یادِ خدا در دلِ حامی پیداست 

پیدا نشود به کارِ او ٬ پیچ و خمی

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٣
٠
٠
شاعری شما به محیا امجد اثبتا شده است آقای حسنی ، غزل هاتون فراوون ، مچکر مچکر مچکر
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٣
٠
٠
محتواهای انتخابی شما حرف نداره آقای حسنی؛ خدا حامیِ حامیِ بزرگوار باشه!
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٣
٠
٠
در راهِ خدا٬ کاش بُوَد هر قدمی .........بسیار عالی .....سلام و درود....همچون همیشه بسیار زیبا و دلنشین بود :)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٤/١١/١٣
٠
٠
سلام ... مثل هميشه عالي است بخصوص ديدگاهي متفاوت و مناجات
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٤
٠
٠
سلام. به به لذت بردم از این شعر زیبا از چه از نظر وزنی و چه محتوا؛ عالی بود جناب حسنی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١١/١٤
٠
٠
بسيار عالي !
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١