دیگر دستم به نوشتن نمی‌رود. دیگر دهانم به حرف گشوده نمی‌شود. تمام راه‌های ارتباطی‌ام در منطقه‌ای کور در قلب متروک عقل شکلم، مدفون شده است. هر لحظه بودنم من را به نبودن تشویق‌تر می‌کند.

این روزها تنها شاهد ریختن دیوارهای دوستی‌ای هستم که تا به این سن کشیده بودم. از اطرافم درو می‌کنم هر چه و هر که هست را. این‌گونه حداقل همچون مردگان تنها خاطره‌ای تیره در ذهن‌ها به جا می‌گذارم که هر لحظه کمرنگ‌تر می‌شود.

نه آزاری، نه انتظاری، نه توقعی، نه ترحمی، نه دوستی و نه دشمنی‌ای، نه بر من و نه از من است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١١/١١
٠
٠
نمي دونم اين نوشته ي شما ناشي از يك فوران احساس و رخداده يا يك روال نگارش كه حداقل در نوشته ي قبل هم اين گونه بود.// در هر حال به اين متن ديد من محدود كرد در فضايي گنگ و مبهم؛
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/١١
٠
٠
خداخیرتون بده خخخخ
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٤/١١/١١
٠
٠
فرو ریختن دیوارِ... :(
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١١
٠
٠
ینی چه بلایی سرتون اومده؟؟/
هادی حسن زاده
هادی حسن زاده
٩٤/١١/١٢
٠
٠
اگزیستانسیالیسم
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١١/١٢
٠
٠
چه قدر دپرسیده و ناامید از زندگی !به قول سیروان خسروی یه صبح دیگه یه صدایی توی گوشم میگه ثانیه های تو داره میره امروزو زندگی کن فردا دیگه دیره نم نم بارون میزنه به کوچه وخیابون یکی می خنده یکی غمگینه زندگی اینه همه قشنگیش همینه.. یوهووووووو دوست دارم زندگی رو .. یوهوووووووووو
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٢
٠
٠
چقدر خنثی!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات