درخت سبز و شادابی به باغی 

نبودنش از غم و غصه سراغی 

چنان پُر میوه بود و سایه گستر 

که ‌خَم ‌گردیده ‌بودش‌ شاخه‌ و سر 

چو خَم ‌بوده ‌سرش ‌اندوهگین‌ بود 

فشارش ‌سخت ‌بر روی زمین بود 

تنش را راست‌کرد و صاف اِستاد  

به ناگه شاخه‌اش بر خاک افتاد 

سرش خَم بود اما باروَر بود 

زِ بارِ میوه اش افتاده سَر بود 

کمر چون ‌راست‌کرد با وزن بارش  

زِ سنگینی‌ شکست آن ‌شاخسارش 

برو حامی درختی بارور شو

چو گشتی باروَر افتاده‌تر شو

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١١/٠١
٠
٠
سلام استاد. عالی بود:) حیف که تقریبا هیچ کس نیست که هرچی برش افزوده بشه افتاده تر بشه
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
سلام:متشکرم.خدانگهدارتان باد
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١١/٠١
٠
٠
انقدر درگیر هستیم که حتی این مثال های عیان در طبیعت رو برای زندگی بهتر رو نمبینیم؛
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
سلام ممنون ازحضورتون.دلتون شاد
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
سلام استاد حسنی عزیز. مثل هميشه اشعار شما مثل یک کلاس درس آموزنده بود :) امیدوارم همیشه سلامت باشید:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
سلام صالح عزیز:سپاسگزارم.شادمان وسعادتمندباشید
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
ممنون استاد لذت بردم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
سلام زنده وپاینده باشید.ممنونم
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
من عکس پروفایل تون رو دیدم، فک کنم هم سن بابای من باشید..... دیگه جرئت نکردم چیزی بگم
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام:چرا؟اتفاقی افتاده.خدایارتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام:چرا؟اتفاقی افتاده.خدایارتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام:بیت اول مصرع۲٬نبودش صحیح است که اشتباه نبودنش تایپ کردم.ممنون وعذرخواهم
حلما
حلما
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
تشکر از سرده ی زیبا و پرمفهومتون:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام خیلی ممنونم ازلطفتون.ایزدسبحان یارتان باد
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام بر آقای حسنی بزرگوار؛ کما فی السابق لذت بخش و با مفهوم. خدا عمر با عزت به حامی عطاء کنه!
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلام دوست ارجمندم میرزا:دلتنگتون بودم عزیز:خیلی خوشحال شدم ازحضور وسلامتتون.دلتون سرشارازشادمانی وتنتون لبریزسلامت باد
میرزا
میرزا
٩٤/١١/٠٣
٠
٠
سلامتی شما آرزوی منه بزرگوار.
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات