غریبه / شعر
شعری سروده خودم

غریبه / شعر

نویسنده : PDrAM

وقتی هوای دل برایت می‌شود ابری

ای بی وفا گیسو مپوشان زیر هر چتری

این شاعر دل خسته هم، بی‌عشق می‌میرد

گر شاعری! بر قبر من تحریر کن شعری

قابل ندانستی دلم را بهر قربانی

لطفی نما پر کن برایم جامی از زهری

آری غریبم، با غریبه بودن آسان نیست

این آخرین شعر است، مسوزانم دگر شهری

آری ! بیرون باید نمود از شهر شاعرها

صوت انا الحق می‌زند این کافر دهری

وقتی که تکواژهای فارسی می‌شود تحریم

انظر الی عینی، شراب تحتها یجری

ضعفت و ضعفی معاک قواک، اقدری

مشتاق ارجعی تنادینی و لا تدری

قل حسبی الله و توکلت علی ربی

یا رب یسر لی اموری اشرح لی صدری 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١١/٠٨
٠
٠
خوب بود ولی بعضی از مصرع ها یه کم سنگین میزد...مثلا بیت پنجم مصرع اول میشد به جای بیرون یه کلمه دیگه جایگزین میشد مثل «برون»...یا بیت هفتم،همچنین هشتم...البته پدرام جان اینا رو به عنوان نظر بپذیر نه نقد،بنده علم نقد ندارم:)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام و درود.ومتشکرم از نقدتتان..حق با شماست و شعر خالی از اشکال وزنی نیست...اونجا هم کلمه برون بوده که اشتباهن بیرون تایپ شده است.ممنونم از نقد ولطفتان :) اگر پیشنهاد دیگری هم دارید ...به گوش دل می شنویم.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١١/٠٩
٠
٠
ترکوندی آقا پدرام ، عالی بود و حسابی سنگین! دود از کله بلند میکنه لامصب :))
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام و درود حمید آقا....بزرگوارید شما لطف دارین :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/١٠
٠
٠
سلام دوست گرامی:پیروز و سلامت باشید.خدا نگهدارتان
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام و درود بر استاد گرامی جناب آقای حسنی..مشعوف گردیدم از حضور و نظر و لطف همیشگی شما به شعر های پر اشکال اینجانب...نکته و یا نقدی و یا راهنمایی اگر بر وزن و این نوع شعر دارید به گوش جان می سپارم.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١١/١٠
٠
٠
آقا من این قسمتای عربی اش رو نفهیمدم اصن! میشه معنی اش رو بگید برام؟؟؟
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام ودرود بر شما........... انظر الی عینی، شراب تحتها یجری: نگاه کن به چشمانم....شراب و نهری از زیرشان جاری گشته است. ..................................................... ضعفت و ضعفی معاک قواک، اقدری: از خودم در مقابل تو ضعف نشان دادم و همین ضعف باعث شد به خودت مغرور بشوی ، قدرم را بدان ................................................ مشتاق ارجعی تنادینی و لا تدری: مشتاق برگشتن تو هستم که برگردی و من را صدا بزنی ولی تو این راهم نیز نمیدانی ................................................................ قل حسبی الله و توکلت علی ربی : بگو کافی است برایم خدا ( گرفته شده از آیه ی قرآن) و توکل میکنم به پروردگارم ..................................................... یا رب یسر لی اموری اشرح لی صدری : پروردگار من سختی ها را بر من آسان کن و سینه ام را فراخ کن ( گرفته شده از آیه ی قرآن)
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٠
٠
٠
پدرام جان! من مثل همیشه لذت بردم و همین کار هم بیشتر از دستم بر نمیاد، مرسی از شما :-)
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام و درود بر میرزای عزیز.....متشکرم از لطف و همراهی همیشگیتان :) در پناه حق باشید
میرزا
میرزا
٩٤/١١/١٢
٠
٠
علیکم السلام؛ موفق باشی عزیز!
Elham_n
Elham_n
٩٤/١١/١٠
٠
٠
سلام چقد شعری که گفتید جالب بود عبارت های عربی شکل خاصی بهش داده بود :) شعرتونا الان تحریم میکنیم چرا کلمه شراب توش بکار بردید خخخخخ
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/١٠
٠
٠
موافقم ترکیب عربی و فارسی خیلی جالبش کرده بود.
elnazi
elnazi
٩٤/١١/١١
٠
٠
خخخخ !شراب !!
PDrAM
PDrAM
٩٤/١١/١٢
٠
٠
سلام و درود بر شما ممنونم از لطفتون...بلی دگه واژه های فارسی وقتی تحریم می شوند دگه باید به عربی صحبت کنیم و کلمه ی شراب رو بکار ببریم...خخخخ
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨