می خندند، می خندی، استکان ها گرم میشوند...

می خندند، می خندی، استکان ها گرم میشوند...

نویسنده : فو فا نو

ساعت 20:30 دقیقه است. از پدر و مادرت عصبانی هستی و رفتی داخل اتاقت و در را قفل کرده ای و هی خودخوری میکنی که چرا نمیتوانند درکت کنند...

در همین حین بدون اینکه تو بدانی عقربه ی بزرگ ساعت آرام آرام جلو می رود و از رفیق کوچکش جلو میزند.

احساس گرسنگی می کنی پس آهنگ گوش خراشی که داشت پخش می‌شد را استپ میکنی و هندزفری را از گوشت درمی آوری تا بروی آشپزخانه و بدون منت مادر را کشیدن چیزی برای خوردن دست و پا کنی. در همین حین صدایی از تلویزیون به گوشت میخورد که می گوید « نهه باریکلا، نهههههه باریکلا » و پشت بندش صدای قهقهه ی بلند پدر و خنده ی آرامِ مادرِ خانواده.

یادت می رود که قیافه‌ات را جوری تنظیم کنی که خشم و ناراحتی و خلاصه هر حالتی که لازم است تا دلخوری‌ات را نشان بدهد در آن پیدا باشد، تنها چیزی که به صورت طبیعی در صورتت پیداست کنجکاویست.

از اتاق می روی بیرون. بیسکویت و استکان های خالی و فلاکس چای گوشه‌ی حال کنار پشتی گذاشته شده. راه آسان‌تر را انتخاب میکنی و به جای آشپزخانه می روی مینشینی همانجا تا شکمت را سیر کنی.

جاگیر که شدی زیر زیرکی نگاهشان میکنی میخندند، لبخند میزنی، استکان ها پر می شوند...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
^_^ اینم خوندم :دی خیلی قشنگه صمیمیت و اینا رو نوشن دادی :) مخصوصا عاشق خط آخرم خیلی خوبه خط آخر ^_^ :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
مگر تو تعریف کنی از نوشتنم بقیه ک همه هنگن انگار =) مثه خودمی :دی منم عاشق خط اخر و عنوانم صرفا :دی
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
چی شده؟!
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
هیچی!خواهش میکنم این کارو با مخاطب نکنید!چقدر با نماد ها بازی میکنید!همون ی ذره فسفری که از ماهی هفته پیش مونده بود٬سوخت!حالا من چطوری برم کلاس!!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خوبه ک :دی مختون وا میشه سر کلاس فعال میشید :دی البته من اینجا زیاد تو کار نماد نرفته بودم ک، در حد همون استکان بود تو عنوان و خط اخر :دی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
آخرشو نفهمیدم :|
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
من برا همون اخرش و عنوان نوشتم اینو =) از نماد و تشبیه استفاده کردم، استکان منظور شاید قلب اونا باشه :دی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
پس ینی از آخر روابط خوب میشه و دوست میشید؟؟؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
اره :دی
زهرا خدائی
زهرا خدائی
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
جمع خانواده تون همیشه گرم :) /
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
همچنین :))
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
عه فرستادی اینو :) خوبه که تلویزیون بتونه جمع کنه کنار هم خانواده رو :)راستی یه چیزی تو مطلبت الان خوندم یادم اومد:)) اونورا همه شون چای رو فلاکس می خورن مگه نه ؟:))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
اره با یکم ویرایش :دی اوهوم، میگن ک هرچیز ک خار اید روزی ب کار اید همینه =) اره ما فلاکسی هستیم :دی البته اینجا ک جدیدا اومدیم تو سماور میخورن ولی خب ما هنوز رو همون سیستم قدیم موندیم :دی
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
عهه ! مگه اسمش فلاسک نبود ؟؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خخخ درست میفرمایید، عذر میخوام بابت اشتباهم تو متن
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
این کی اومد اینجا خخخخ تعجب کردم دیدمش :دی
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خط اخر بعد از نگاهشان میکنی یه کاما باید باشه گویا یادم رفته، شرمنده :دی
yasoon
yasoon
٩٤/١٠/٢٩
٣
١
بهانه ای بهتر از {در حاشیه } به ذهنتوپ نرسید ؟؟ آخه در حاشیه ؟ :|
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
من دو مورد ازین ک با در حاشیه ب خانواده نزدیک شدن دیدم دور و برم برا همین، حاشبه ها گاهی میتونن اصل قضیه رو درست کنن با این ک فکرشو نمیکنین :))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
در واقع جریان همونه ک ب پاییز گفتم، هرچیز ک خار اید روزی ب کار اید :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
قشنگ بود فوفانو خانوم :)
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
مرسی ک خوندین :))
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
زیبا بود و گیرا=)) می خندی-می خندند-دلها گرم می شوند....همیشه دلتون گرم و پر امید=))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
و همچنین :) مرسی ک خوندید :)
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
چقده قشنگ بود :) چندین بار واسه من اتفاق افتاده اینجوری بشه مثل دیشب
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی هم خوب :) انشاالله همیشه اتفاق بیوفته :) مرسی ک خوندی :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
منم همون قبلی :ذی .
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
یه کوچولو ویرایش کردم، گفتم تو تی وی داشتن میدیدن و صدای خنده مال مادر پدر بوده، ایندفعه دیگه ابهام پیش نمیاد :دی
yekta_b
yekta_b
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
انقدر این مامان باباها بزرگوارن و دوست داشتنی که همیشه زیر پوستی رد میکنن بره ...
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
از کجا چنین برداشتی از متن کردین؟ این بچه هه بود ک زیرپوستی رد کرد قضیه رو اتفاقا تو این متن اخه :)) شایدم صرفا عقیدتون رو گفتین...
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
ینی بیشترش از طرف بچه هه بود وگرنه مامان بابام دخیل بودن، اره :))
سمیرام
سمیرام
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
مام هروقت قهر میکردیم خودمون میرفتیم آشتی میکردیم چون قهر به نفع شکممون نبود😄خیلی حس خوبی داشت.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خخخخخ مرسی ازین کامنت، خندیدم =))) و مرسی ک خوندی :)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٩
١
٠
شما با فلاکس چایی میخورید تو خونتون؟ - همون اول که گفتید سایت 20:30 یه لحظه فکر کردم در مورد اخبار 20:30 قرار چیزی بگید :))) - راستی چرا آهنگی که صداش رو گوش خراش میدونید رو گوش میدید؟!
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
بلی :)) - نه گفتم ک بعدش ربطش بدم به درحاشیه :)) - اهنگ گوش خراش نماد عصباتیت بود ی جورایی - مرسی ک خوندین :)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
چه خوبه که با پنج شش خط، مطلب ستاره دار میشه، تبریک. فیلم های ایرانی هرچقدر هم بد باشن بازم میشینیم پاشون. ما رو هم کیمیا دورِ خودش جمع می کنه.
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
مرسی :)) بله بله منم همچین چیزی رو میخواستم بگم ک همش روی بد قضیه رو نبینیم :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
فوفانو یعنی چ؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
:دی http://yon.ir/61Yh
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
البته ثبت شده اسمش گویا، یکی هس ب نام بکو فوفانو ک فوتبالیستی مربی فوتبالی چیزی هس انگار :دی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١١/٠١
٠
٠
چرا اسم خودتان را نمیزارید؟
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/٠١
٠
٠
:دی اینم تو این عکس جوابش رو مطالعه بفرمایید : http://s7.picofile.com/file/8234541900/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%9F.jpg
saiideh70
saiideh70
٩٤/١٠/٣٠
١
٠
:))))))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
((((((((:
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١١/٠١
١
٠
کانون خانواده تان گرم :) (:
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١١/٠١
٠
٠
همچنبن :) (:
s_mohsen
s_mohsen
٩٤/١٢/٠١
١
٠
با همون اهنگ دومی اینم خوندم!قشنگ بود:)))
فو فا نو
فو فا نو
٩٤/١٢/٠٢
٠
٠
:)))))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨