دهقانان
قطعه ای کوتاه از دهقانان اثر لامارتین

دهقانان

نویسنده : A_paridokht

قطعه ای کوتاه از دهقانان اثر لامارتین:

آه! نخستین روزی که زمین به مدد نیروی دستان انسان شکافته شد و از عرق مقدسش سیراب گشت؛ تاج سروری گل را بر سر بذر نهادند و برای تجلی این آفریده شریف، طبیعت به خدمت انسان درآمد و خدا به یاریش شتافت. آسمان چرخید و تارهای قلب این خاک به تپش افتادند، فرشتگان مبهوت نغمه سردادند و دومین معجزه رخ داد...

انسان‌ها شادمان، گاوها را به یوغ بندگی کشیدند. تپه‌ها بیشتر شد. توده های عظیم انسانی چون گندم‌زارها نمو کردند. شهرها،  این کندوهای مالامال،  در دامنه دشت‌ها لبریز شدند. کشتی‌ها این پرندگان عظیم الجثه دریا؛ زیر بال‌هایِ فراخشان قوت ملتی را می بردند و برای حفظ میراثشان، از دشت‌هایی که با دست شیار شده بود مرزهایی ساختند.

انسان در میان تمام دارایی‌های فرخنده اش، در اعماق قلبش عدالت را یافت. آن را در همه جا حک کرد و حتی برای حفظ تقدسش با تمسک به قانون متعالی به دنبال داوری برآمد و خدا را یافت.

از آن زمان، خانواده که در خاک پشته‌ها ریشه دوانده بود سال به سال جاودانگی جمعی را ثمر داد و در سایه ولایت گران قدرش، عشق به میهن زاده شد. و درخت بلوط این مردم با تلالو خورشید بذر قدرت و افتخاری را رویاند. که یگانه خاطره مقدسش مرتعی بود که پدرانشان کاشته بودند.

 

ترجمه : A_paridokht

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
میگم این دهقانان اثر چخوف بود که... الان فرق این دو تا چیه؟
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
من دهقانان چخوف رو نخوندم ولی این یک شعر بلند از لامارتینه
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
اووو ادبیات فرانسه می خونی ؟ چه خارجی:)))
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
خیلی درس شیرینیه مخصوصا با ارتباطاتی که میشه بین دو ادبیات برقرار کرد ممنون از نگاه سبزت
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
جیم چه کاربرهای فرهیخته ای داره. واقعا جای تقدیر داره که بخشی از کتاب رو خودتون ترجمه میکنید و اینجا به اشتراک میزارید. یه سوال تجربه چندمتون بود تو ترجمه؟ کار های دیگه ای هم انجام دادید؟
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/٠١
٠
٠
ترجمه هام محدود به ترجمه های دانشجویی بوده تازه به صورت حرفه ای دارم بهش نگاه می کنم
هادی.قنبری
هادی.قنبری
٩٤/١١/٠١
٠
٠
ترجمه ی بسیار روان و با واژگان اصیل؛ بسیار خوب. در این متن عشق هستی جریان داشت، از خود لامارتین هم بهتر نوشتید.. بعضی جاها از حد درک من هم فراتر
A_paridokht
A_paridokht
٩٤/١١/٠١
٠
٠
شما لطف دارید اما من جسارت نمیکنم خودم رو در حد لامارتین بدونم همین که شما رو به خوندن اشعارش ترغیب کنم کار بزرگیه ممنون از نگاه سبز و مداومتون پایدار باشید
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات