دار بازی...
حاشیه‌های پرونده این هفته جیم درباره خودکشی

دار بازی...

نویسنده : ایمان فروزان نیا

جای شما خالی پرونده این هفته جیم حسابی پر حاشیه بود. از شاکی شدن پلیس و آتش نشانی بگیرید تا اقدام به خودکشی محمد امین شرکت اول و حذف جلد و کلی ماجرای دیگر که نتیجه‌اش شد یک پرونده جنجالی که احتمالا تا الان آن را خوانده‌اید.

* بعله؛ عکس بالا، طرح جلد اول مدیر هنری عزیز دل بود که به دست‌تان مبارک سردبیر گرامی حذف شد و تیترش هم بود «داربازی» .البته خدا را شکر جلد دوم از اولی هم بهتر بود. دلیل حذف هم دل نازکی جمعی از همکاران عزیز ما بود؛ خب آخه یک پینوکیو اعدامی با کمی خون اضافه و جیغ و زجه و طناب دار که نشد خشونت! [فکر کنم من زیاد فیلم ترسناک می‌بینم، الان خودم نگران خودم شدم]

* در قسمتی از گزارش‌مان هم می‌خواستیم یک جیم در شهر معرکه اجرا کنیم. به این صورت که محمد امین شرکت اول و علیرضا گرانپایه را بفرستیم بالای پل تا یک اقدام به خودکشی الکی کنند (البته با یک دلیل کاملا پیش پا افتاده) و این وسط واکنش‌های مردم را ثبت و ضبط کنیم. خب متاسفانه این قسمت با مخالفت پلیس روبه‌رو شد و از بیخ و بن کنسل شد، تا هم یک قسمت جذاب از پرونده ما حذف شود و هم شانس سر به نیست شدن علیرضا و محمد امین کم‌تر از قبل شود :(

این تصویر را محمد امین شرکت اول در صفحه اینستاگرام شخصی‌اش منتشر کرده و در توضیح آن نوشته: «اولش قرار بود با علیرضا بیایم؛ علیرضا خودکشی نکند و من خودکشی بکنم. اما وقتی اصرارهای من افاقه نکرد و سرهنگ «ش» یک کلام گفت: «نه، نه تنها اجازه نمی‌دم بلکه می‌سپارم به نیروها اگه اون دور و بر ببینن‌تون دستگیرتون کنن» نقشه عوض شد. ولی من کله شق‌تر از این حرف‌ها هستم؛ قبل از مصاحبه برای درک کردن حتی ذره‌ای از حس و حال فرد در زمان خودکشی به این‌جا آمدم... اولش از خدا بابت تمام خوبی‌هایی که من لایق هیچ کدومشون نبودم و بهم داده بود تشکر کردم و بعدش هم عذرخواهی برای کنار گذاشتن تمام الطافش؛ برای چند لحظه نزدیک شدن به حس خودکشی؛ وقتی بر لبه پل ایستاده بودم سعی کردم تمام خوبیای خدا رو فراموش کنم و تمام تمرکزمو بگذارم روی بدبختیای زندگیم و با حداکثر توان منفی نگر بشم؛ سیر فکریم را شروع کردم، اولش کمی سخت بود پیدا کردن دلایل اقدام به خودکشی در زندگیم، ولی...»

* و اما با منتشر شدن گزارش، تلفنی بود که از اورژانس اجتماعی و پلیس و... به ما می‌شد. و همانطور که احتمالا حدس زده‌اید برای تشکر از گزارش‌مان زنگ نزده بودند، بلکه شاکی بودند چرا ما به چیزهایی اشاره کردیم که آن‌ها دوست نداشتند به آن اشاره شود و ما هم مقتدارانه گفتیم... [دیری دیرینگ]

گفتیم که ...[دیری دیرینگ]

[چی؟ تلفن با من کار داره؟ از کجاست؟ پلیس؟ بگو من نیستم! نه... نگو که خودم می‌گم بگی من نیستم... وای بدبخت شدم]

دوستان خوبم به دلیل ضیق وقت از شما خداحافظی می‌کنم و تا حاشیه نگاری دیگر شما را به خدای بزرگ می‌سپارم. راستی من کمپوت گیلاس خیلی دوست دارم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
=)) پس مشقت های زیادی کشیدید البته اگه یه نفر خودکشی میکرد قطعا مطلب جذاب تر میشد و البته باید با جیم و عواملش به کل خدافظی میکردیم =))
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
والا من راضی بودم مطلب جذاب تر بشه، مخصوصا اگه محمد می افتاد
پیک
پیک
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چه پرمخاطره انگیزناک!نکنید جانم نکنید ....این همه راه باید خودکشی رو انتخاب کنید!به جوونیتون رحم کنید :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
ما یه ایجور آدمایی هستیم داداش
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
نخسته:)چه گزارش پر دردسری بوده:)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
مرسی :)
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
نیروی انتظامی تشکّر تشکّر خخخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
بعله،ما هم تشکر :|
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
ها؟؟؟؟ چی شد الان؟!..یعنی خودکشی هم از مد افتاده،فکر کنم بریم تارک دنیا شیم...هوم؟بهتر نی...خودکشی کمی خشن میباشد.مرگ تدریجی بهتره..خخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
یعنی یه جورایی قدیما هر کی از مامانش قهر میکرد میرفت خواننده میشد، الان میره خودکشی میکنه!
translator
translator
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
چه باحال خیلی هیجانیه خخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
بعله؛ ما برای اینکه جیم تولید شود، رنج دوران برده ایم، خون دلها خورده ایم...
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
هلش می دادین پایین: ) درکمون از مطلب بعد واقعی تر می شد اقای فروزان: )
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
خدا خیرت بده، تمام حرف منم همین بود که نشد
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
اصلا چرا با پلیس هماهنگ کردین؟ شما اقدام به خودکشی رو میرفتید تو کارش بعد عکس العمل پلیس رو هم ثبت و ضبط میکردید! // مرسی :)
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
١
٠
منم همین نظر رو داشتم، منتها با یکی از بچه ها که قبلا همچین کار مشابهی کرده بود و الان توی زندانه مشورت کردیم. گفت غذای زندان خوب نیست، ما هم بیخیال شدیم
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
ایمان عاشقتم خخخخخخخخخخخخخ
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
من کوچیکتم وحید جون
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
قشنگ بود :دی
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
چقد کم بود اولش خیلی با اب و تاب شرو کردین ولی خیلی زود تموم شد...!هیچی دستگیرم نشد زیاد!
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
اصل کار توی جیم چاپ شده، اینجا فقط حاشیه هاش بود. ما هم از اوناش نیستیم که حاشیه هامون پررنگتر از متن باشه خخخخ
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
:))
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
:))) میگم داوطلبی بوده؟ ینی آقایون داوطلب شدن واسه خودکشی ؟:)))) موفق باشین...:))
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
بله؛ کاملا داوطلبانه بوده
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
توی این گزارش چه چیزی بوده که باعث شده پلیس و اورژانس شاکی بشن؟ من هرچی تلاش کردم نفهمیدم
i.forouzan
i.forouzan
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
مربوط به صحبتای اون خانم مذاکره کننده است.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
چه باحال:-) ایشالله تولد120سالگی جیم با دوستان
لاله نیلی
لاله نیلی
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
سلام. بسیار جذاب بود:) خدا قوت! ......راستی "ضجه" رو اینطوری نمینویسن؟ دی:
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٤/١١/١٠
٠
٠
سلام جناب فروزان عزیز:جالب بود. سعادتمند و شادکام باشید
m_lahiji1
m_lahiji1
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
جالب بود
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
وای چقدر هیجان انگیز میشدا . من عاشق گزارشای جیمم .واقعا دستتون دردنکن
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤