ظریف: کری برو تا بلاکت نکردم!

ظریف: کری برو تا بلاکت نکردم!

نویسنده : وبگردی

تفنگداران دستگیر شده آمریکایی در آب‌های سرزمینی ایران در خلیج فارس پس از تشخیص قطعیت غیر عمدی بودن ورودشان از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آب‌های بین‌المللی رها شدند.

روزنامه ایران در ستون "کشف و شهود" شماره پنج‌شنبه خود درباره این رخداد گفت‌وگویی خیالی را میان وزرای امور خارجه ایران و آمریکا ترتیب داد و نوشت:

«ساعت یک نیمه شب در حالی که وزیر امور خارجه کشور در بستر خود خوابیده بود، تلفن زنگ می‌خورد. ظریف که روز کاری سختی را پشت سر گذاشته بود، با بی‌حوصلگی دستش را دراز می‌کند، تلفن را برمی‌دارد و صوتی از خودش تولید می‌کند که همان بله بفرمایید معنی می‌دهد. طرف پشت تلفن می‌گوید: «آقای وزیر... آقای وزیر.»

ظریف: کی هستی؟

پشت خط: جانم!

ظریف: شما زنگ زدی. من باید بگم «جانم؟ بفرمایید!»

پشت خط: نه... جانم. جان کری.

ظریف (با عصبانیت): مرد حسابی! الان وقت زنگ زدنه؟

جان کری: خواب بودی؟ تازه سر شبه که!

ظریف: اختلاف زمانی داریم لامصب. اینجا نصف شبه! کی می‌خوای بفهمی؟

جان کری: آخ آخ حواسم نبود. من همش فکر می‌کنم تو هتل کوبورگیم.

ظریف: سکوت

جان کری: آقا پاشو... کار مهم دارم.

ظریف: هیچ وقت یک ایرانی رو از خواب بیدار نکن.

جان کری: ظریف جان یه چیزی بهت می‌گم عصبانی نشو. خب؟

ظریف: چی می‌خوای بگی؟

جان کری: اول بگو عصبانی نمی‌شی.

ظریف: بگو

جان کری: به عراقچی هم بگو خودکارش رو بذاره زمین.

ظریف: اصلاً من بخوابم.

جان کری: نه نه می‌گم. نخواب. آقا دو تا قایق ما اومدن تو آب‌های شما.

ظریف: چییییی؟ آب‌های مااا؟

جان کری: به موی دونالد ترامپ قسم عمدی نبود.

ظریف: پس چی بود؟

جان کری: نقص فنی بوده.

ظریف: باید عذرخواهی کنید.

جان کری: باشه، یه لحظه صبر کن.

بعد از چند ثانیه سکوت، 6-5 نفر یکصدا با صدای کلفت از اتاق جان کری مثل گروه سرود مدارس می‌گویند: ببخشید ظریف!

ظریف: الان این چی بود؟

جان کری: بچه‌ها عذرخواهی کردن.

ظریف: عذرخواهی رسمی باید بکنید.

جان کری: باشه، خودت چطوری؟ چیکارا می‌کنی؟

ظریف: هیچی. درگیر کودکستانم دیگه.

جان کری: نوه‌ات رو ثبت نام کردی؟ خیلی شهریه‌ها بالاست. منم کمرم شکسته.

ظریف: نه بابا. خاورمیانه رو می‌گم. شده کودکستان. هر روز وزیر خارجه یکی‌شون توئیت بی‌ادبی می‌کنه من باید جوابش رو بدم. از انضباطش کم کنم. ولی‌اش رو فرا بخونم.

جان کری: اصلاً مشکل اصلی از هموناست.

ظریف: نصف شبی من رو هم بی خواب کردی. قطع کن دیگه. ولت کنم تا صبح حرف می‌زنی. کار داشتی بیا توئیتر.

جان کری: جواد!

ظریف: بله؟

جان کری: قایق‌ها رو پس نمی‌دین؟

ظریف: برو تا بلاکت نکردم!

جان کری: اوکی اوکی. بای!»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
هيچ وقت يك ايراني رو از خواب بيدار نكن :))))
mohammad_rad
mohammad_rad
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خیلییی باحال بود.با اجازه کپی
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
:)))) خیلی خوب بود، منبعش رو نزده بودید ها!
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
هاهاهاهاهاهاهاهاها، فکر نمی کردم روزنامه ی ایران هم طنز داشته باشه
Shadi_kh
Shadi_kh
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
واقعا طنز دلنشینی بود :) از وبگردی خواهش می‌کنم بیشتر از این طنزهای روزنامه‌ای بذاره.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
به این میگن طنز!خیلی خیلی هم عالی افرین به نگارنده و ثبت کننده
پریمیست
پریمیست
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
خیلی جالب بود.ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات