رابطه ی فاصله قلب آدم ها و تن صدایشان!

رابطه ی فاصله قلب آدم ها و تن صدایشان!

نویسنده : f_ramezanali

یک جایی نوشته بود که آدم‌ها چرا وقتی عصبانی هستند داد میزنند و چرا آرام و با ملایمت صحبت نمیکنند...کلی هم سر این قضیه بحث شده بود که چون ناراحت‌اند و عصبانی‌اند! بعد استادشان توضیح داده بود که آدم‌ها وقتی داد میزنند که قلبشان از یکدیگر دور باشد و به نسبت دور بودن قلب‌ها داد و بیداد ها بلندتر میشو. از آن طرف، دو تا عاشق وقتی از هم ناراحت می‌شوند داد می‌زنند؟ اینطور نیست آن‌ها آرام مشکلشان را با هم در میان می گذارند، زیرا قلب‌هایشان به هم نزدیک است.

وقتی که عشقشان به یکدیگر بیشتر شود دیگر حتا معمولی هم حرف نمی‌زنند و فقط در گوشِ هم نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود... سر انجام از همان نجوا هم دست می‌کشند و فقط به یکدیگر نگاه می‌کنند و با همین نگاه عشق بازی می‌کنند و این عشق همان عشق انسان به خدا است. همان رابطه نزدیک با معبود است، خدا که حرف نمی‌زند اما صدایش را می‌توانی در همه وجودت احساس کنی و اینجا بینِ انسان و خدا هیچ فاصله‌ای نیست و بدونِ باز کردن لب می‌توانی در اوجِ شلوغی با خدا حرف بزنی...

این است رابطه‌ی فاصله قلب آدم‌ها و تن صدایشان!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی زیبا بود ... عالی :)
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
کسی که واقعا کلمه «عشق» رو درک کرده باشه؛ می تونه این مطلب رو هم خوب درک کنه... تعبیر زیبایی داشته استاد محترم
هاچ
هاچ
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
پس فکر کنم یه در پشتی هم واسه این مطلب باید میذاشتین :))
h.naderi
h.naderi
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
در پشتی؟ :)
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود و آرامش بخش-موفق باشین
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٠/٢٩
٠
٠
خوب بود٬فقط حتا درسته یا حتی؟!یا نکته انحرافی داشت؟!!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
مرسی از مطلب زیباتون :/)))))))))))))))))
b_noori
b_noori
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
عــــــــــــالــی بود.... واقعا از مفهومش لذت برم. لحظه هایتان پر از سکوت عاشقی
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
آخی :)) چه خوب توصیف کردن :)
.......
.......
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
اشکم در اومد...
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
از این نوشته هایی بود که لبخند روی لب مینشونه :)
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١١/٠١
٠
٠
زیبا نوشته بودید.... مرسی :))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

زیر باران خنده با چشمان گریان ساده بود

٩٥/١١/٢٥
تا آن روز چقدر فاصله داریم؟

در حکومت امام زمان

٩٥/١١/٢٥
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
از تو ممنونم

خدایی باش

٩٥/١١/٢٥
از عکس های پی در پی تا شاخ های اینستاگرامی

زندگی به سبک اینستاگرام

٩٥/١١/٢٥
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات