تعارف کیلو چند؟!
من، تعارف و بقیه ماجرا...

تعارف کیلو چند؟!

نویسنده : فرانک باباپور

خانواده‌ی همسر بنده علی الخصوص سرمربی‌شان، یعنی همان مادرشوهر عزیزتر از جان، عادت خاصی دارند. البته خوب است‌ها ولی برای همچون منی یک مقداری معذبیت به همراه دارد. 

یعنی اگر بنده بعد از این یک سال و چند ماه مهمان‌شان شوم چنین سوالاتی به صورت پی در پی از من پرسیده می شود:

- چایی می‌خوری بریزم؟

- میوه بیارم؟

- نهار خوردی؟

- لباس راحتی‌هاتو بدم؟

- چیپس و پفک هم هست، می‌خوری؟

انگار که یک مسابقه‌ی 20 سوالی برگزار شده و ایشان باید در طی پرسیدن 20 سوال به جواب این‌که من در هنگام ورود به منزل ایشان چه می‌خواهم، برسند!

بعد از این‌که من در جواب همه‌ی سوالات می‌گویم «نه مرسی»، عینا همین سوالات را از همسرم می‌پرسند که نکند خدایی نکرده تعارف کرده باشم. همسر بنده هم که اصولا بنایش بر این است که آدم تعارفی و خجالتی‌ای هستم، از جانب من پاسخ می‌دهد: «همشو می‌خواد!» 

بعد این‌جاست که وارد مرحله‌ی بعد می‌شویم و شروع می‌کنند به پرسیدن سوالات دیگر:

- چایی با شیرینی یا آبنبات؟

- میوه پوست بگیرم یا خودت می‌گیری؟

- پرتقال تامسون دوست داری یا خونی؟

- لباس قرمزه یا سرمه‌ایه؟

- چیپس فلفلی یا سرکه‌ای؟

- ...

اشتباه می‌کنید، در این مرحله دیگر در جواب نمی‌گویم «نه مرسی» چون اگر با این پاسخ دوباره به قسمت غول مسابقه که می‌گوید: «همشو می‌خواد!» بروید، حتما گیم آور می‌شوید! تازه تمام دم و دستگاه معده و روده‌تان هم نابود می‌شود! 

این‌جاست که مجبورید به سوالات محکم و مطمئن پاسخ دهید. حتی لبخند هم نزنید که فکر کنند دارید از روی معذوریت و باز هم تعارف جواب می‌دهید.

البته مشکل اصلی از این‌جاست که همین من در کنار برادری بزرگ شده‌ام که فوتبالیست است! ربط نداشت؟ چرا دارد، چون از همان اول فکر می کرد بازیکن اصلی بارسلونا یا نهایتا آرسنال است و احتمالا تمرین می کرد مثل آن ها خارجیگینی باشد! بلد بود با سوسیس و تخم مرغ به شونصد مدل آمریکایی، اروپایی، آسیایی و حتی آفریقایی غذا درست کند! و همیشه من خیلی دلم می خواست غذایی را که آن گونه با ولع می خورد را مزه کنم! همیشه هم به همین قصد هنگام غذا خوردن (البته این‌ها معمولا عصرانه‌اش بودند)، می‌پرسیدم: «خوشمزه است نه؟» و خب او هم همیشه با دهان پر جواب می‌داد: «هوممم!!» که احتمالا در این لحظه در ذهن شما نیز کوفت و زهرمار و مرض، حول دایره‌ای به مرکز سر او می‌چرخند!

++ و احساس من در این جابجایی بین دو خانه غیر قابل توصیف است و نمی‌دانم چرا در زندگی من هیچ کسی به میانه روی اعتقاد ندارد!

============= 

پی نوشت: از این نوع مادر شوهرها دلتان نخواهد که کلا یک دانه بود و تمام شد رفت، ولی اگر از این برادرها دلتان خواست این یکی که رفته تهران، ولی یکی دیگر در خانه داریم با تفاوت سنی 8 سال، قابل شما رو هم نداره اصلا!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
چه جرئتی :))) البته آخرش طی یک عمل لطیف جبران کردید خدا شوهر و مادر شوهر و پرد شوهرتون و کل خانواده تون رو برا هم نگه داره :)) از مهربونیشونه البته :)
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
عروس با سیاست که میگن اینه :***!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خیلی ممنون از دعای خوبت 😘 / ان شاالله نصیب شماهم بشه خوب تر ترش 😊
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
:)) خوب بود!ممنون عروس خانوم!
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
اتفاقا خیلی هم بی سیاستم! اگه بودم که این تعریفارو به خودشون میگفتم نه جایی که هیچوقت نمی خونن!! 😢 / ممنون که خوندی 😊
دخترخاصــ
دخترخاصــ
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
اقای استانه هستن عزیزم! شوخی کردم فرانک جون مطلبت حرف دل خیلیا روزد ..مرسی بانو :)
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خخخخخخ فرااانک:))عالی بووود:))) متاسفانه منم ادم تعارفیم:|بدم میاد از تعارف ولی خیلی جاها اجتناب ناپذیره:/
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
اوهوم! خیلی بده آدم تعارفی باشه هی فک کنه نکنه بد بشه، نکنه ناراحت بشه، نکنه پررویی باشه! ولی این تعارف یه جوری شده که آدم نمی فهمه واقعیه، هست یا نیست و ... ممنون که خوندی 😘
z_fakoor
z_fakoor
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
حرفی برای گفتن نمیمونه دیگه یدونه بوده تموم شده رفته (مادرشوهرو عرض کردم :)،)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
ای بابا حالا شایدم باشه، چه زود نا امید می شین! 😄 ممنون خوندین 😊
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
میگم اگه اقای استانه هم اینجا نمیبودن..همینطوری تعریف میکردی؟خخخخ....خیلی خوب بود..من هیچوقت جلو تعارفی ک نمیخام کم نمیارم!ینی اخر راضی نمیشم..چ ده مین تعارف بزنن چ یبار:دیی...لجبازم دیه...ممنانم:)))))))))))))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
بعله ما از اون عروساش نیستیم که واسه خودشیرینی تعریف الکی کنیم!! خخخخ / منم مصرانه تا تهش میگم نه، ولی همیشه یکی پیدا میشه که بگه داره تعارف می کنه بابا! بعد باز باید به اون بگم نه جان خودم تعارف نیست!! البته خودمونیم بعضی وقتا هم هست! 😀
Atefe_K
Atefe_K
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خخخخخخخخخخخ:)
v-qavam
v-qavam
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خوبه که تحویلتون میگیرن الان اگه می رفتین خونه میگفتن پرتقال براشون پوست بگیرین یا برین از سر کوچه چیپس بخرین یا چایی براشون دم کنین خوب بود؟ خخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
والا اونطوری بهتر بود! انقدر در معذوریت نبودم! وقتی ببینم دارم زحمت میدم بهشون بیشتر ناراحت کننده است!! امیدوارم آقای خطیب اینو نخونن!! 😀😀
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
یاد عزیزم ببخشید افتادم " چآیی از بهر شما دم بکنم یا نکنم ؟ "
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
:))))))))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٤
٠
١
:)))))) خیلی خوب بود. عالی داستان های زندگیتون رو با چاشنی طنز روایت میکنید.
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خیلی ممنون، لطف دارید، ممنون که می خونین 😊😇
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چه مادر شوهر مهربونی-البته مادر شوهر منم مهربونن..خدا از این مادر شوهرا قسمت همه ی دخترا بکنه..نعمت عظیمیه که باید قدرش و دونست..
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
واقعا نعمت عظیمیه :))) / البته شایدم خیلی حرفا الکی برای شخص مادرشوهر ساخته شده و حقیقتا درست نباشن. همین حرفها هم بیشتر باعث کدورت و دور شدن مادرشوهر از عروس میشه، یا کلا خانواده شوهر از عروس و خانواده زن از داماد.. متاسفانه...
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
منم از بس درباره ی مادر شوهرا بد شنیده بودم...فکر می کردم در کل گیتی یک مادر شوهر مهربون بوده که قرعه به نام من افتاده^^ولی الان این مطلب و خوندم-پایین هم یکی از دوستان گفتن فهمیدم نسل این آدمای مهربون منقرض نشده...(ستاد روحیه دهی به دخترای جوان)^^
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
منم خیلی آدم تعارفی هستم ، به شدت !
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
همین الان کمپین زدم. #بیا_تعارفی_نباشیم / هرچه زودتر بپیوند ای هموطن 😀
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چقد مادر شوهرت مهربونه آخی قدرشو بدون :) الهی خدا 120 سال عمر با عزت به مادر شوهرت بده :))))))) راستی خیلی خوب زندگی روزمره را به شکل طنز درآوردی خیلی با خوندنش لذت بردم
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
برا منم دعا کن... منم عمر با عزت دوست! 😀 / خیلی ممنون عزیزم 😘
Elham_n
Elham_n
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
فدااااااات انشالله شما وهمسرتون نیز در کنار هم زندگی شیرین وعمر با عزت داشته باشید و خوشبخت بشید (خخخخخخ مثل این مامان جونا فقط دعا کردم )
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
خیلی هم خوبه :) به آواتارت هم خیلی میاد :))))
elnazi
elnazi
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
چقد مهربونن ایشون:) خدانگهشون داره واست:))))) البته باید ازآقای شوهرت هم تشکرکنی که حرف دلتو میزنه دیگه!!!لذت بردیم.... انشالله که خوشبخت و موفق باشین هردوتون...
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
آیا حرف دلم خوردن بود؟! آیا من قادر به خوردن تمام آنها بودم؟! نهایت چیپس و ماست موسیر و چایی با شیرینی و پرتقال تامسون! البته خونی هم خوبه :دی / ممنون عزیزم ان شاالله تمام زوج های جوان عاقبت به خیر و خوشبخت بشن😊 / مجردها هم هر چه سریعتر زوج بشن 😀
n_rohani
n_rohani
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
عالی بود خیلی لذت بردیم ولی خب آرسنال که نوشتین مقدم بر بارسلوناست خیلی قشنگ بود
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
خیلی ممنون از لطفتون. من تیم ها رو نمیشناسم زیاد! یادمه وقتی بچه تر بود به مامانم گفته بود براش لباس شماره ده بارسا رو بخره و منم با مامانم بودم، به جای بارسا، آرسنال خریدم! بعدشم طرفدار شماره ده آرسنال شد! 😐 خیلی تو سرنوشتش دخیلم کلا! 😀😄
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خخخخخخخخخ=)))عالی بود فرانک خیییلی خندیدم=)))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
خییییلییی ممنونم عزیزم 😘😘 کجایی کم پیدایی دلمان برایتان تنگ است؟! 😳
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
من که معمولا استم😊😊شوما خییلی کم پیدایین😳دل من تیزتنگ شده😳
translator
translator
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
ااااااااااخ گفتی منم همین موضوعا رو دارم البته بعضی وقتا دیگه داغ میکنم ولی درونی ؛ خب مگه میشه برا مادرشوهر بیرونیم داغ کرد؟ :/ خخخخخخخ تازه بدتر از همه اینه که سر سفره که غذاتو خوردی اونم دقیقا تا بالای گلوت باز اصرار کنن بگن بریزین دیگه تعارف میکنین؟؟؟ بریز مادر چقد کم خوردی.شما که هیچی نخوردی . البته به غذاهای مامانتون که نمیرسه حتما خوشمزه نبوده اره؟؟؟؟؟؟؟ اونجاس که دیگه ادم میخاد منفجر بشه بگه بابا دارم بالااااااا میارم ول کنین دیگه خخخخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٦
١
٠
خخخخخ آره واقعا سر سفره رو یادم رفته بود! البته واسه من در اون مواقع شوهرم تو دید تره میشه بهش چشم غره رفت! به جای اون عبارتش بگه نه نمیخوره سیر شده! :\ الان یه لحظه حس کردم انگار من خودم زبون ندارم!!! یا به یه زبون دیگه صحبت می کنم!! چه وعضیه آخه؟؟!!! :(((((
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٤
٠
١
مادر شوهر این تیپی که ظاهرا تموم شده! مادر زن این تیپی اگه سراغ داشتید ما رو خبر کنید بیشتر به کارمون میاد!!!!!!!
مهربانو
مهربانو
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
ببخشید اشتباهی رو منفی کلیک خورد-شرمنده
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
:)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
:))))) ای بابا منم تک دختر بودم حیف! فک کنم مادر زن این تیپی هم تموم شده! خخخخ ان شاالله خدا به همه ی جوونا مادرزن و مادرشوهرهای عزیزتر از جان عنایت بفرماید :)
صالح
صالح
٩٤/١٠/٢٥
٠
٠
سلام. خیلی جالب بود. واقعا این تعارف درد مشترک همه ی ایرانیان هستش.یاد برنامه سه شو افتادم قسمتی که غفوریان و رضویان بهم تعارف میکردن.خیلی خوب بود.خدا حفظ کنه مادر محترم همسرتون رو :) موفق باشید :)
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
خیلی ممنون :) البته سوژه ی این مطلب از تعارفاتی که در دفتر جیم اتفاق افتاد برداشته شد، ولی اون قسمت سه شو رو هم دیدم! :دی به خنده داری مطلب من نبود!! (:اعتماد به نفس لاکاذب!)
فاطمه معینی
فاطمه معینی
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
باحال بود مخصوصا این تیکه: "اشتباه می‌کنید، در این مرحله دیگر در جواب نمی‌گویم «نه مرسی» چون اگر با این پاسخ دوباره به قسمت غول مسابقه که می‌گوید: «همشو می‌خواد!» بروید، حتما گیم آور می‌شوید!"
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
خواهش میشه دوستم :))
بهاره
بهاره
٩٤/١٠/٢٦
٠
٠
چقد بهت می رسن! بیچاره زن داداش من! :)))))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٤/١٠/٢٧
٠
٠
به رسیدن هم نباشه بخاطر داشتن خواهرشوهری چون تو بیچاره است طلفک :پی :))))
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥