گل‌ها تنها برای تو می‌شکفند

گل‌ها تنها برای تو می‌شکفند

نویسنده : sh_jahantiq

دلم نمی‌خواست که بچینمش... ولی اگر قراری بود تو این‌جا باشی شاید دلم چیز دیگری می‌خواست، اصلا اگر تو این‌جا بودی، حتما چیده بودمش یواشکی و بعد لابه‌لای همان روبان‌هایی که کنار خرت و پرت‌ها و گیره موهاست، قرمزش را برداشته بودم، بسته بودم به ساقه‌ی سبز ظریف همین شاخه گل توی دستم...

و در همین زمستانی‌ترین روزهای سپید دستان سردت را می‌گرفتم در دست‌هایم... و یک فشار محکمِ کوتاه به دست‌هایت می‌دادم و چشمکی و گل را می‌گذاشتم تو دست‌هایت... تو این‌جا نیستی... و شاید دور بودنت یعنی که نیفتم به جان تک تک گل‌ها... که گل‌ها را قربانی برق نگاهت نکنم... تو نیستی ولی ای کاش بودی... اگر بودی خوب بود! بودنت خیر است، نبودنت هم... بودنت مرا عاشق می‌کند... نبودنت هم... اگر بودی قصه‌ی گل را جور دیگری می‌نوشتم و حالا که دوری،  می‌توانم یک جور دیگر خوشحالت کنم، مثلا بگویمت که این گل تنها برای تو،  به عشق تو و به یاد تو زنده مانده است...

آری  دوری‌ات هم به اندازه‌ی نزدیکی‌ات زیباست... و ندیدنت به اندازه‌ی دیدنت... لمس گلبرگ‌های لطیف دست کشیدن به صورت ماه توست و عطرش عطر تو،  و طراوتش و زیبایی‌اش،  و تمام عشقی که مرا وا می‌دارد به نوشتن این چند سطر،  همه‌اش از آن ِ توست... آری دوری‌ات ازین سان زیباست که وقتی نیستی هر چیز زیبایی در جهان، خود ِ توست... دوستت دارم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
چه متن قشنگی بود خانوم گم جشکه جانم:)))))یک دختر شیعه استم؛)))
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
سلام دوست جان ِ نازنینم 🙋 خیلی خوشحال شدم اینجا دیدمت عزیزمیییییی مرسی 😍😍😍😘😘😘
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
عه خانم گم جشکه شمایین؟؟ عجب وبی دارید:)
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
بله خودمم 🐦🐦🐦 ممنون 😊
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
دل نوشته عاشقانه قشنگی بود :)
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
ممنونم لطف دارید 😊
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٥
١
٠
زیبا بود ولی کوتاه. حیفه متن های شما کوتاه باشن؛ متن های شما لذت بخشن و وقتی زود تموم میشن آدم ناراحت میشه کاش یه کم بیشتر بود
sh_jahantiq
sh_jahantiq
٩٤/١٠/٢٥
٢
٠
مرسی واقعا ممنونم 🌸
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات