در اتاق را نمی بندم

در اتاق را نمی بندم

نویسنده : فاطمه یارعلی

قدیم‌تر ها دلم می‌خواست یک اتاق سه در چهار داشته باشم مال خودم. یخچال هم نباشد کنجش که حسم را له کند. که گاهی از مدرسه بیایم و در را ببندم و سرم را بچپانم لای زانو هایم و برای چیز هایی که آزارم دادند گریه کنم. آن وقت ها دلم می‌خواست توی آن دوازده متر نمایش بازی کنم و مونولوگ بگویم بعد مادرم در بزند و من با کمی مکث بگویم بله؟! انگار چهارچوبی محکم و بی روزن می‌خواستم!

در همین سال‌ها، خوش حالم از این وضع، از صدای یخچالی که انگار سوز سرما را پخش می‌کند. از اتاقی که با مادرم شریک هستم. خوش حالم که وقتی گریه می‌کنم میمیک صورتم کم‌تر بهم می‌ریزد و بیشتر صافی برگه‌های زیر دستم! کیف می‌کنم که می شنوم بابا هی شبکه عوض می کند. هی دنبال کبریت می‌گردد بخاری را راه بیاندازد. چه تِمی بهتر از صدای کلنجار مادرم با برادر کوچک کله شقم!

اصلاً بعضی خانه‌ها معماریشان ایراد دارد. خانه باید طوری باشد که حواست به صداها باشد. صداها باید باشند. پرده گوشمان را بلرزانند. اتاق در بسته نباید بشود امن‌ترین جا، در اتاقت را گاهی باز کن!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
عین من!...یه زمانی دلم میخواست دور باشم از همه.ولی الان دلم شلوغی رو بیشتر می پسنده
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
تغییر خلق طبیعیه:)
محمد-۱۵۱:)
محمد-۱۵۱:)
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
سر و صدا باید باشد!!خیلی هم خوب!
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
:) سرو صدای خونواده
admincheh
admincheh
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
خب خلوت برای هر آدمی لازمه اما به نظرم هیچ جایی امن تر از آغوش و چهارچوب خانواده باشه :) کاش همیشه سالم و سلامت باشن این روشنی خونه ها
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
:)) سالم و پابرجا
m_fanaei
m_fanaei
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
:) خونه ما هم از بس همیشه شلوغه یه روز که خلوت باشه آدم دلش میگیره دره اتاق رو هم کسی نمی بنده مگر اینکه امتحان داشته باشه :)
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ایضاً 😌
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٤/١٠/٣٠
٠
٠
منم گاهی هوس اتاق تنها می کنم.من وبرادرم توی زیر زمین خونه باهم یک اتاق داریم اما بازم بیشتر وقت ها با خانواده ایم.خونه دوستم 2تا اتاق بیشتر نداره ولی اصلا باهم رابطه ندارن اصلا انگار نه انگار دوتا خواهر داره
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
ا زیر زمین خیلی خوبه:))
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١١/٠١
١
٠
یخچال دقیقا چه نقشی تو له کردن حستون داره؟
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
هی با سر و صداش آرامشو خراب می کرد😩 الان دیگه عادت کردم
مرتضی تقی زاده خسرویه
مرتضی تقی زاده خسرویه
٩٤/١١/٠٢
٠
٠
آدم تو سروصدا می تونه خلوت داشته باسه ولی تو خلوت نمی تونه سروصدا داشته باشه
فاطمه ماه
فاطمه ماه
٩٤/١١/٠٦
٠
٠
چه جمله ای. احسنت:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨