شطرنج نامه حوا

شطرنج نامه حوا

نویسنده : حوا

شطرنج را دوست نداشتم، خب واضح است، حوصلهای برای فکر کردن و تدبیر به خرج دادن نداشتم! شنیده‌ام آدمهایی که بر خلاف من هوش ریاضی خوبی دارند شطرنج بازهای خوبی هم هستند! هر زمان که نگاهم به صفحه سیاه و سفیدِ شطرنج می افتاد، جز دو آدم بیکار که وقت و فکر خود را تلف میکردند نمیدیدم! غافل از اینکه گاهی زندگی جوری آدمی را غافلگیر می‌کند که مجبور میشوی خود را در قالب یک شطرنج باز خالی کنی، بنشینی مقابل حریفت، پشت رینگ مربعی شکل سیاه و سفید! و ناخواسته تن به بازی دهی...آن زمان که فقط یک بار فرصت گلاویز شدن با حریف را داری، برای بردن باید قدرت و خرد داشت! قبل از شروع بازی این را میدانی که بردن راحت نیست و این را میدانی که دنیا برای بازنده ها خیلی کوچک است. آن زمان که فقط قدرت و فقط خرد کافی نباشد باید چون تلفیق خانه‌های سیاه و سفید شطرنج، خرد و قدرت را با هم درآمیخت و کمی هم روی شانس حساب باز کرد!

من شطرنج را انتخاب نکردم، حریفم را انتخاب نکردم اما شطرنج من را انتخاب و در مقابل حریف نشاند! آن زمان که پختگی در خامی من دیده نمیشد! آن زمان که خرد ورزی و قدرت داشتن را به خوبی نیاموخته بودم، بعد از فراخوان بازی باید یک شبِ، خامی خود را بی در رفتن از کوره می پختم! و ضعف خود را قوت می‌بخشیدم. دنیای من، همان دنیایی که شامل دنیای هزاران منِ دیگر است! دنیای عجی‌بیست، گاهی زودتر از آنچه که فکرش را بکنی خام را پخته، بی خرد را خردمند و ضعیف را قوی میکند! و گاهی هم غافلگیرانه ضعیفان و بیخردان را قبل از بیدار شدن می‌بلعد!

شطرنج را دوست نداشتم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٤/١٠/٢٣
١
٠
تا حالا به شطرنج به دید رینگ نگاه نکرده بودم:) چه اصطلاحات و تعبیرات هنرمندانه ای به کار بردید واقعا لذت بردم.(خامی خود را بی در رفتن از کوره می پختم) عالی بود
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
لطف دارید جناب.
محمد-۱۵۱ :)
محمد-۱۵۱ :)
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
من هم از شطرنج خوشم نمیاد!!هیحانش واسه قلبم ضرر داره :) موفق باشید
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
=)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
فک کنم دیگه الان هیچکی شطرنچ دوست نداشته باشه... ملت فقط تلگرام و اینستا رو دوس دارن :)))))))))
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
خب اینم یه حرفیه =)
H_Daliryan
H_Daliryan
٩٤/١٠/٢٣
٠
٠
حرف رو باید شناخت، وگرنه بازنده همیشه ماییم :)) یادداشت کوتاه و خوبی بود.
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
نداشتن خیلی از شناختا میتونه باعث باختمون بشه!... ممنون=)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
شطرنج بی قاعده بازی میکردم یک زمانی تو ده دقیقه همه ی مهره های هم رو میزدیم " دو تا شاه می موند اون وسط " :))
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٤
١
٠
چه جالب ; )
مریم سادات
مریم سادات
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
من از شطرنج متنفر:|خیلی تشبیهای خوبی بود:))مرسی:))
حوا
حوا
٩٤/١٠/٢٤
٠
٠
لطف داری =) من از شطرنج بدم میومد اما متنفر نبودم!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣